English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
individualization U منفرد سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
singular U منفرد
solitaire U منفرد
single U منفرد
unattached U منفرد
solitaires U منفرد
isolated footings U شالودههای منفرد
sole arbitrator U داور منفرد
single shot U گلوله منفرد
isolates U منفرد کردن
single unit U یکان منفرد
isolate U منفرد کردن
singular matrix U ماتریس منفرد
singular point U نقطه منفرد
isolating U منفرد کردن
odd electron U الکترون منفرد
individual units U یکانهای منفرد یا مجزا
nonsingular matrix U ماتریس غیر منفرد
simm U مجموعه حافظه افزودنی منفرد
single in line memory module U مجموعه حافظه افزودنی منفرد
isolated pawn U پیاده ایزوله یا منفرد شطرنج
zoon U هر یک از حیوانات منفرد متعلق به حیوان مرکب
rectification U یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
individualises U منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualised U منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualising U منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualize U منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualizes U منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualizing U منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualized U منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
apostrophes U درجمع بستن اعداد یا حروف منفرد مثل s"S و s"7
apostrophe U درجمع بستن اعداد یا حروف منفرد مثل s"S و s"7
haplosis U تقلیل تعدادکروموزوم ها درنتیجه تقسیم بدو سلول منفرد
dot pitch U فاصله میلیمتری میان نقاط منفرد روی یک صفحه نمایش
multidrop line U پیکربندی سیستم مخابراتی که یک کانال یا خط منفرد رابرای سرویس دادن به ترمینالها بکار می برد خطی با چند افت
calculating U دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials U وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger U الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant U کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
whisker U کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
pre-treatment U عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address U سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustrations U خنثی سازی محروم سازی
frustration U خنثی سازی محروم سازی
imagery U مجسمه سازی شبیه سازی
ouster U بی بهره سازی محروم سازی
formularization U کوتاه سازی ضابطه سازی
subjugation U مقهور سازی مطیع سازی
irritancy U پوچ سازی باطل سازی
erasable U 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression U سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic U کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo U فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump U 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
external U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
compaction U تو پر سازی
individualizing U تک سازی
truncation U بی سر سازی
individualize U تک سازی
flection U خم سازی
pavements U کف سازی
individualized U تک سازی
local anasthesia U سر سازی
retortion U خم سازی
retortion U کج سازی
idolization U بت سازی
individualization U تک سازی
individuation U تک سازی
individualising U تک سازی
stylization U مد سازی
deflexion U خم سازی
flooring U کف سازی
bridgework U پل سازی
bridge building U پل سازی
individualises U تک سازی
padding U له سازی
repk lection U پر سازی
individualizes U تک سازی
individualised U تک سازی
pavement U کف سازی
humanization U مردمی سازی
machine building U ماشین سازی
machicolation U مزغل سازی
pacification U ارام سازی
exclusion U محروم سازی
liquefaction U ابگونه سازی
insulates U عایق سازی
industrialization U صنعتی سازی
enrichment U غنی سازی
fading U محو سازی
insulate U عایق سازی
insulating U عایق سازی
nationalization U ملی سازی
integration U مجتمع سازی
bedding U محکم سازی
bedding U کف سازی بسترسازی
beautification U زیبا سازی
bookbinding U کتاب سازی
fitting U جفت سازی
inculcation U جایگیر سازی
formulation U قاعده سازی
bedding U ثابت سازی
individualization U فرد سازی
individuation U جدا سازی
reclamation U اباد سازی
cooling U خنک سازی
doping U ناخالص سازی
miniaturization U کوچک سازی
substructures U زیر سازی
substructure U زیر سازی
brewing U ابجو سازی
equating U هم ارز سازی
inebriation U مست سازی
refreshments U تازه سازی
lancination U مجروح سازی
lancination U پاره سازی
landscape painting U منظره سازی
lapidation U سنگسار سازی
lapidification U سنگ سازی
seduction U گمراه سازی
latticing U شبکه سازی
levigation U نرم سازی
neutralization U بی اثر سازی
lamponery U هجونامه سازی
irreticence U فاش سازی
refreshment U تازه سازی
inflexion U خم سازی خمیدگی
infuriation U خشمگین سازی
strangling U خفه سازی
inspissation U غلیظ سازی
intensification U پر قوت سازی
inurement U معتاد سازی
invalidation U باطل سازی
irksomeness U کسل سازی
wearisomeness U کسل سازی
neutralization U خنثی سازی
magnifcation U بزرگ سازی
simulation U فاهر سازی
forgery U صورت سازی
forgery U سند سازی
forgeries U صورت سازی
implementation U پیاده سازی
roofing U سقف سازی
simulation U شبیه سازی
canalization U کانال سازی
obliteration U پاک سازی
notification U اگاه سازی
relocation U جابجا سازی
obscuration U تیره سازی
optimality U بهینه سازی
optimization U بهینه سازی
reductions U ساده سازی
reduction U ساده سازی
forgeries U سند سازی
optimize U بهینه سازی
abbreviation U کوته سازی
replacements U جانشین سازی
replacement U جانشین سازی
panel work U تنکه سازی
paneling U قاب سازی
extinction U خاموش سازی
panification U نان سازی
paralysation U فلج سازی
paralyzation U فلج سازی
abbreviations U کوته سازی
separating U جدا سازی
solutions U چاره سازی
solution U چاره سازی
oblieration U پاک سازی
stripping U برهنه سازی
optometry U عینک سازی
ostosis U استخوان سازی
overconditioning U پرشرطی سازی
curtailment U کوتاه سازی
paling U نرده سازی
mutilation U معیوب سازی
pattern making U نمونه سازی
malting U مالت سازی
depletion U تهی سازی
displacement U جانشین سازی
packing U فشرده سازی
minimalization U کمینه سازی
minimization U کمینه سازی
miseenscene U صحنه سازی
wording U عبارت سازی
modeller U قالب سازی
mortar mixing U ملات سازی
rejuvenation U جوان سازی
microsoft U بهنگام سازی
manumission U ازاد سازی
materialization U مادی سازی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com