English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to put in U منصوب کردن ارائه دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
render U ارائه دادن ترجمه کردن
propounding U پیشنهاد کردن ارائه دادن
exhibits U ارائه دادن ابراز کردن
propounds U پیشنهاد کردن ارائه دادن
exhibiting U ارائه دادن ابراز کردن
exhibited U ارائه دادن ابراز کردن
exhibit U ارائه دادن ابراز کردن
porrect U منبسط کردن ارائه دادن
propound U پیشنهاد کردن ارائه دادن
renders U ارائه دادن ترجمه کردن
rendered U ارائه دادن ترجمه کردن
propone U پیشنهاد کردن ارائه دادن
produces U اقامه کردن ارائه دادن سند
submit U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitted U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
produced U اقامه کردن ارائه دادن سند
submits U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
produce U اقامه کردن ارائه دادن سند
submitting U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
To submit something to someone. U چیزی را به کسی تسلیم کردن (ارائه دادن )
invest U منصوب کردن
invests U منصوب کردن
investing U منصوب کردن
invested U منصوب کردن
appointe U منصوب کردن
tendered U ارائه دادن
presents U ارائه دادن
knuckle under <idiom> U ارائه دادن
bring forward U ارائه دادن
giving U ارائه دادن
tendering U ارائه دادن
produce U ارائه دادن
produces U ارائه دادن
tender U ارائه دادن
put in U ارائه دادن
gives U ارائه دادن
tenderest U ارائه دادن
misrepresentation U بد ارائه دادن
produced U ارائه دادن
hold forth U ارائه دادن
present U ارائه دادن
give U ارائه دادن
presented U ارائه دادن
presenting U ارائه دادن
puts U منصوب کردن واداشتن
putting U منصوب کردن واداشتن
put U منصوب کردن واداشتن
intromit U جادادن منصوب کردن
to produce testimony U مدرک ارائه دادن
forthcoming U اماده ارائه دادن
submit U ارائه دادن پیشنهادکردن
submitting U ارائه دادن پیشنهادکردن
puts U ارائه یا توضیح دادن
put U ارائه یا توضیح دادن
putting U ارائه یا توضیح دادن
submitted U ارائه دادن پیشنهادکردن
submits U ارائه دادن پیشنهادکردن
instate U برقرار کردن منصوب نمودن
alleges U دلیل اوردن ارائه دادن
alleging U دلیل اوردن ارائه دادن
allege U دلیل اوردن ارائه دادن
invested U منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invests U منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
investing U منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invest U منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
puts U ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
putting U ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
put U ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
projects U ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projected U ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
project U ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
appoints U برقرار کردن منصوب کردن
appoint U برقرار کردن منصوب کردن
authentication U به سند یا رونوشت مصذق ان اعتبار و اقتدار قانونی دادن به نحوی که در مقام اثبات قانونا قابل ارائه باشد
represents U ارائه کردن
represent U ارائه کردن
represented U ارائه کردن
lead proof U ارائه دلیل کردن
producing U اقامه ارائه کردن
forthcomming U اماده برای ارائه کردن
subsequent filing [application, documents] U ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
appointee U منصوب
appointees U منصوب
appointor U منصوب کننده
installs U منصوب نمودن
instal U منصوب نمودن
installing U منصوب نمودن
install U منصوب نمودن
nominees U منصوب تعیین شده
nominee U منصوب تعیین شده
self appointed U منصوب شده بوسیله خویشتن
regius professor U استاد منصوب ازطرف پادشاه
self-appointed U منصوب شده بوسیله خویشتن
discipline U نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplining U نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplines U نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
to depict somebody or something [as something] U کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن [وصف کردن] [شرح دادن ] [نمایش دادن]
exhibition U ارائه
presentment U ارائه
offering U ارائه
exposal U ارائه
n scan U ارائه ان
n display U ارائه ان
m scan U ارائه ام
h scan U ارائه اچ
adductor U ارائه
k display U ارائه کی
l display U ارائه ال
l scan U ارائه ال
k scan U ارائه کی
j scan U ارائه جی
j display U ارائه جی
g scan U ارائه جی
g display U ارائه جی
f scan U ارائه اف
f display U ارائه اف
m display U ارائه ام
h display U ارائه اچ
productions U ارائه
production U ارائه
p scan U ارائه پی
displaying U ارائه
d scan U ارائه دی
d display U ارائه دی
displayed U ارائه
range bearing display U ارائه بی
displays U ارائه
exposures U ارائه
exposure U ارائه
ppi scan U ارائه پی پی ای
representation U ارائه
p display U ارائه پی
display U ارائه
presentation U ارائه
c scan U ارائه سی
representations U ارائه
c display U ارائه سی
shew U ارائه
presentations U ارائه
b display U ارائه ب
exhibitions U ارائه
b scan U ارائه ب
conduct U هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducts U هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducted U هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducting U هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
productions U ارائه ساخت
presentability U قابلیت ارائه
showed U ارائه نمایش
show U ارائه نمایش
profert U ارائه سند
renderer U ارائه دهنده
shows U ارائه نمایش
showing U ارائه اشکارسازی
misrepresentation U بد ارائه نمودن
renderable U قابل ارائه
showings U ارائه اشکارسازی
offered U پیشکش ارائه
offer U پیشکش ارائه
production U ارائه ساخت
presentations U ارائه عرضه
presentation U ارائه عرضه
offers U پیشکش ارائه
to picture U شرح دادن [نمایش دادن] [وصف کردن]
probation U ارائه مدرک ودلیل
devil's advocate <idiom> U [ارائه استدلال مخالف]
documentation U ارائه اسناد یا مدارک
presenting bank U بانک ارائه کننده
probational U ارائه مدرک ودلیل
imageing model U روش یا مدل ارائه تصاویر
forthcoming <adj.> U آماده به ارائه [نزدیک به تحقق]
contract for supply U قرارداد جهت ارائه کالا
Application may be filed by ... U مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
money player U ارائه کننده بهترین بازی درموقعیتهای دشوار
We would appreciate it if you could provide us with some information about ... U ما سپاسگزار می شویم اگر اطلاعاتی در باره ... به ما ارائه کنید.
reduce U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
sidekick U تقویم ملاقات وشماره گیر خودکار تلفن ارائه میدهد
sidekicks U تقویم ملاقات وشماره گیر خودکار تلفن ارائه میدهد
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
society of certified processors U سازمانی که علائق و خواستههای متخصصین تایید شده کامپیوتر را ارائه میدهد
coronation carpet U فرش تاجگذاری [این فرش که منصوب به اصفهان می باشد در قرن هفدهم میلادی جهت تاجگذاری فردریک پنجم در دانمارک بافته شده و اکنون نیز در موزه سلطنتی دانمارک نگهداری می شود]
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
performance monitor U برنامهای که سطوح خدمات ارائه شده توسط یک سیستم کامپیوتری را پی گیری میکند
scopolamine U ی که با تزریق این ماده وامثال ان گرفته شده باشدقابل ارائه به دادگاه نیست
proof of debt U سندی که از طرف بستانکار شخص ورشکسته یامتوفی یا شرکت در حال تصفیه ارائه میشود
word-perfect U یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
word perfect U یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
how about <idiom> برای ارائه پشنهاد یا جویا شدن نظر دیگران در مورد چیزی یا کاری استفاده می شود
design U پروژه دادن طرح دادن طرح کردن برنامه
designs U پروژه دادن طرح دادن طرح کردن برنامه
institutionalize U در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalising U در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizing U در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com