Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
image source
U
منبع تصویر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
hologram
U
تصویر سه بعدی که توسط الگوهای میانی ایجاد میشود وقتی که بخشی از منبع نور مثل لیزر از یک شی منعکس شود و با اشعه اصل ترکیب شود
holograms
U
تصویر سه بعدی که توسط الگوهای میانی ایجاد میشود وقتی که بخشی از منبع نور مثل لیزر از یک شی منعکس شود و با اشعه اصل ترکیب شود
Other Matches
ups
U
منبع تغذیه که حاوی منبع متناوب است به قط عات ,حتی پس از یک خرابی اساسی
uninterruptable power supply
U
منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
deadlock
U
موقعیتی که دو کاربر می خواهند به دو منبع در یک زمان دستیابی داشته باشند به هر کار یک منبع اخصای داده میشود ولی نمیتوانند ازمنابع همدیگر استفاده کنند
line source
U
منبع خطی منبع شبکه
image
[سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر]
images
U
سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر
tweening
U
محاسبه تصاویر میانی که از تصویر ابتدایی شروع تا تصویر دیگر برسد
crops
U
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
cropped
U
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
crop
U
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
picture
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictures
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
picturing
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictured
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
acrobat
U
که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
videoing
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
acrobats
U
که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
video
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videos
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videoed
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
image
[تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود.]
images
U
تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود
flickers
U
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flicker
U
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered
U
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
spherization
U
جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
lossless compression
U
روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
refreshed
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
autos
U
الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
auto
U
الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
refresh
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshes
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
persistence
U
مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
hypertext
U
روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
pen drawing
U
تصویر خطی تصویر مدادی
tracing
U
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
tracings
U
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
orthographic
U
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
backgrounds
U
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
background
U
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
images
U
نقش کردن تصویر کردن نشان دادن تصویر
raster scan
U
ردیابی افقی محل تصویر پیمایش محل تصویر
image dissector tube
U
لامپ تجزیه کننده تصویر لامپ دیسکتور تصویر
image formation
U
تولید تصویر تصویر
scan
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scanned
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scans
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
head spring
U
منبع
cisterns
U
منبع اب
pools
U
منبع
pool
U
منبع
hotbed
U
منبع
pooled
U
منبع
references
U
منبع
resourc
U
منبع
source code
U
کد منبع
small reservoir at well top
U
منبع
cistern
U
منبع
cistern
U
منبع اب
rootstock
U
منبع
cisterns
U
منبع
receptacle
U
منبع
receptacles
U
منبع
reference
U
منبع
water system
U
منبع اب
water supply
U
منبع اب
origins
U
منبع
resource
U
منبع
supplied
U
منبع
supply
U
منبع
water supplies
U
منبع اب
fountain
U
منبع
fountains
U
منبع
hotbeds
U
منبع
fount
U
منبع
supplying
U
منبع
wellspring
U
منبع
source
U
منبع
origin
U
منبع
source language
U
زبان منبع
resource management
U
مدیریت منبع
resource file
U
فایل منبع
attack origine
U
محل یا منبع تک
originals
U
منبع سرچشمه
authority
U
منبع موثق
original
U
منبع سرچشمه
illuminant
U
منبع نور
source document
U
سند منبع
source data
U
دادههای منبع
aliunde
U
از منبع دیگر
source computer
U
کامپیوتر منبع
agency of communications
U
منبع ارتباط
second source
U
منبع دوم
mine
U
منبع مامن
resource sharing
U
اشتراک منبع
resource allocation
U
اختصاص منبع
mines
U
منبع مامن
power source
U
منبع قدرت
resource
U
منبع ممر
lighting source
U
منبع روشنایی
noises
U
منبع تغذیه
noise
U
منبع تغذیه
source
U
منبع برق
neutron source
U
منبع نوترون
source
U
منبع منشاء
magnetic storage
U
منبع مغناطیسی
mains supply
U
منبع شبکه
power supplay
U
منبع قدرت
power supplay
U
منبع تغذیه
mined
U
منبع مامن
radiation source
U
منبع تشعشع
incandescent source
U
منبع ملتهب
information source
U
منبع اطلاعات
isogenous
U
دارای یک منبع
light point
U
منبع روشنایی
light source
U
منبع نور
power supply
U
منبع انرژی
power supply
U
منبع تغذیه
message source
U
منبع پیام
fountainhead
U
منبع خبر
energizer
U
منبع انرژی
source routine
U
روال منبع
source register
U
ثبات منبع
voltage source
U
منبع قدرت
elevator boot
U
منبع بالابر
elevated tanke
U
منبع اب هوائی
electron emitter
U
منبع الکترون
thermal reservoir
U
منبع گرما
thermal reservoir
U
منبع گرمایی
word of mouth
<idiom>
U
از منبع موثق
current supply
U
منبع جریان
store of value
U
منبع ارزش
grid bias supply
U
منبع ولتاژشبکه
excitation source
U
منبع برانگیختگی
energy supply
U
منبع انرژی
cooling water supply
U
منبع اب سرد
source program
U
برنامه منبع
data source
U
منبع داده
source of power
U
منبع انرژی
voltage source
U
منبع الکتریسیته
system resource
U
منبع سیستم
source of power
U
منبع قدرت
wellhead
U
منبع چشمه
source listing
U
لیست منبع
cold body
U
منبع سرد
heat supply
U
منبع حرارتی
cold water supply
U
منبع ابسرد
voltage source
U
منبع ولتاژ
power supply cable
U
کابل منبع تغذیه
motors
U
منبع نیروی مکانیکی
mechanical energy reservoir
U
منبع انرژی الکتریکی
non renewable resource
U
منبع بازگشت ناپذیر
site of the find
U
منبع
[باستان شناسی]
welding source
U
منبع جریان جوش
power supply cable
U
کابل منبع قدرت
non renewable resource
U
منبع تجدید ناپذیر
motor-
U
منبع نیروی مکانیکی
motor
U
منبع نیروی مکانیکی
magnetic energy storage
U
منبع انرژی مغناطیسی
electronic power supply
U
منبع تغذیه الکترونیکی
archeological site
U
منبع
[باستان شناسی]
low voltage supply
U
منبع فشار ضعیف
low frequency source
U
منبع فرکانس پایین
magnetic store
U
حافظه یا منبع مغناطیسی
x ray source
U
منبع اشعه رونتگن
cash cow
<idiom>
U
منبع خوبی از پول
voltage source
U
منبع فشار الکتریکی
magnetic tape store
U
منبع یا حافظه نوارمغناطیسی
goldmine
U
منبع در آمد سرشار
goldmines
U
منبع در آمد سرشار
line source
U
منبع خطی شکل
light source colour
U
رنگ منبع نور
emergency power supply
U
منبع قدرت اضطراری
power supply switch
U
کلید منبع تغذیه
motored
U
منبع نیروی مکانیکی
source listing
U
لیست برداری منبع
candlepower
U
شدت نور یک منبع
turn-off
U
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
bonanza
U
منبع عایدی مهم
authority
U
منبع صحیح و موثق
bonanzas
U
منبع عایدی مهم
turn off
U
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
switch
U
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
switches
U
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
resource sharing
U
اشتراک گذاشتن منبع
source data automation
U
خودکاری داده منبع
gravy trains
U
منبع در امد نامشروع
switched
U
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
internal power supply
U
منبع تغذیه داخلی
cistern
U
حوضچه ارامش منبع
information resource management
U
مدیریت منبع اطلاعات
cisterns
U
حوضچه ارامش منبع
gravy train
U
منبع در امد نامشروع
turn-offs
U
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
provenance
U
منبع
[باستان شناسی]
radix
U
پایه منبع اصلی
adscititious
U
دارای منبع خارجی
aircraft battery
U
منبع الکتریکی برای هواپیما
lay in
<idiom>
U
ذخیره منبع وموجودی چیزی
source data automation
U
کنترل خودکار داده منبع
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com