Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
soil profile
U
مقطع خاک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
syllable
U
جزء کلمه مقطع کلمه
syllables
U
جزء کلمه مقطع کلمه
barn
U
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
barns
U
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
profile
U
مقطع عرضی
profile
U
مقطع
profiled
U
مقطع عرضی
profiled
U
مقطع
profiles
U
مقطع عرضی
profiles
U
مقطع
profiling
U
مقطع عرضی
profiling
U
مقطع
area
U
سطح مقطع
areas
U
سطح مقطع
cutting
U
مقطع
section
U
مقطع
sections
U
مقطع
work surface
U
سطح مقطع اصلی
work surfaces
U
سطح مقطع اصلی
segment
U
مقطع
segments
U
مقطع
absorption cross section
U
مقطع جذب
aerofoil
U
مقطع ایرودینامیکی
airfoil
U
مقطع ایرودینامیکی
blade station
U
موقعیت شعاعی هر مقطع ازتیغه
box section
U
مقطع قوسی سکل
box spar
U
تیرکهای با مقطع مربع
circular cross section
U
مقطع گرد
coil section
U
مقطع بوبین
compact section
U
مقطع فشرده
con di nozzle
U
نازل موتورجت با مقطع همگرا
conic section
U
مقطع مخروطی
contraction ratio
U
نسبت مساحت سطح مقطع بیشنه تونل باد مادون صوت به مساحت سطح مقطعی که کار انجام میدهد
cross reaction
U
سطح مقطع
cross section
U
مقطع عرضی
cross section
U
سطح مقطع موثر
cross section
U
سطح مقطع
cross section
U
نیمرخ پهنا مقطع موثر
cross section
U
مقطع
cross section
U
سطح مقطع عرضی
cross section area
U
سطح مقطع
cross sectional area
U
سطح مقطع عرضی
cross sectional data
U
داده ها در یک مقطع زمانی
diffuser area ratio
U
نسبت سطح مقطع خروجی به سطح مقطع ورودی یک دیفیوژر
economic section
U
انتخاب سطح مقطع مناسب ازنظر اقتصادی
effective collision cross section
U
سطح مقطع برخورد موثر
egg shaped section
U
مقطع تخم مرغی
flumming
U
تنگ کردن مقطع جریان اب
form grind
U
سنگ زدن در مقطع طولی
geometrical percentage
U
درصد هندسی که عبارتست ازخارج قسمت سطح مقطع فولاد به سطح مقطع بتن دریک قطعه بتن مسلح ضرب درصد
hachures
U
خطوط مقطع کوتاه برای سایه زدن بعکس
half section
U
نیم مقطع
horseshoe shaped section
U
مقطع نعل اسبی
inelastic cross section
U
مقطع برخورد ناکشسان
intermediate frequency section
U
مقطع فرکانس میانی
interrupted quick flashing light
U
چشمک زن تند مقطع
lobation
U
قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
lobule
U
مقطع کوچک
mandrel
U
جسم مرکزی معمولا با مقطع دایرهای که قطعه لولهای یاقسمت مادگی دور ان شکل میگردد
necking
U
تنگی مقطع
oblique section
U
مقطع اریب
oblique section
U
مقطع مایل
parallel aerofoil
U
ایرفویلی که سطح مقطع ان درتمام طول ان ثابت باشد
podite
U
مقطع با بند پای بندپایان
poiseuille flow
U
جریان خطی ناروان درلولهای با سطح مقطع دایرهای
profile drag
U
پسای مقطع پسای نیمرخ
rectangular section
U
مقطع مستطیلی
rhombus wing
U
بالی با سطح مقطع متقارن
root section
U
مقطع ریشه
sectional area
U
سطح مقطع
standard egg section
U
مقطع تخم مرغی شکل معمولی
structural section
U
مقطع سازهای
syllabary
U
جدول راهنمای تلفظ هجاهای مقطع کلمات
syllabify
U
تقسیم به هجای مقطع کردن
tablature
U
مقطع
three square
U
سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
total effective collision cross section
U
سطح مقطع موثر کل
transection
U
برش یا مقطع عرضی
transition section
U
مقطع تبدیل
transverse section
U
مقطع عرضی
trough section
U
مقطع ناودانی
uncurtailed bars
U
ارماتور بدون تقلیل مقطع
variable area nozzle
U
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
venturi
U
کانال یامجرایی برای جریان سیال که در گلوگاه کمترین سطح مقطع را داشته و سپس مجدداافزایش می یابد
vintage model
U
الگوی مقطع زمانی
winding crodd section
U
سطح مقطع سیم پیچی
at this age
U
[در این مقطع سنی]
[در این سنین]
[در این سن]
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com