English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
mass U مقدار حجم توده کردن قوا
masses U مقدار حجم توده کردن قوا
massing U مقدار حجم توده کردن قوا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
setting up U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
set U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
tump U توده درختان واقع بر روی تپه توده
compile U توده کردن
aggregate U توده کردن
stacks U توده کردن
compiling U توده کردن
cumulate U توده کردن
stockpiles U توده کردن
ruck U توده کردن
rucks U توده کردن
lump U توده کردن
stockpiling U توده کردن
compiles U توده کردن
compiled U توده کردن
lumps U توده کردن
lumped U توده کردن
shock U توده کردن
stacked U توده کردن
stockpile U توده کردن
stack U توده کردن
aggregates U توده کردن
hill U توده کردن
hills U توده کردن
shocked U توده کردن
shocks U توده کردن
stockpiled U توده کردن
incremental computer U دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
tabling U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
heap U توده کردن پرکردن
massing of fire U توده کردن اتش
heaping U توده کردن پرکردن
heaps U توده کردن پرکردن
concentration of fire U توده کردن اتش
pack U توده کردن بزور چپاندن
agglomerate U توده کردن بهم چسبیدن
packs U توده کردن بزور چپاندن
bulk U بصورت توده جمع کردن
set up U مشخص کردن یا مقدار دهی اولیه کردن یا شروع یک برنامه کاربردی یاسیستم
amassed U توده کردن متراکم کردن
amassing U توده کردن متراکم کردن
piled U توده کردن کومه کردن
amasses U توده کردن متراکم کردن
amass U توده کردن متراکم کردن
pile U توده کردن کومه کردن
defaulted U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index U یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
give or take <idiom> U از مقدار چیزی کم یا زیاد کردن
wake up U تنظیم کردن یا شروع یا مقدار اولیه دادن
dosage U مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosages U مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
law of demand U براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
bandwidth U در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money U مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
bitmap U تصویری که پیکسل ها با عوض کردن مقدار بیت ذخیره شده تغییر میکند
foot pound مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
autos U توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
auto U توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
intensive cultivation U اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
ascends U مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
ascended U مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
ascend U مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
clamper U مداری که سطح سیگنال را از نوک اسکن کردن یا سایر وسایل ورودی به بیشترین حد محدود میکند زودتر از وقتی که به یک مقدار عددی تبدیل شود
oodles U توده
pyres U توده
heap U توده
hills U توده
stacks U توده
dollops U توده
cumulus U توده
cumuli U توده
stacked U توده
heaping U توده
hill U توده
heaps U توده
stack U توده
sand pile U توده شن
pyre U توده
conglomeration U توده
agglomerative U توده شو
ricked U توده
ricking U توده
agglomeration U توده
stand U توده
riff raff U توده
bulk U توده
congeries U توده
cumulation U توده
lot U توده
clotting U توده
conglomerations U توده
esquillage U توده
clot U توده
populace U توده
rick U توده
ruck U توده
rucks U توده
clots U توده
dollop U توده
wads U توده
aggregation U توده
ricks U توده
plebs U توده
volume U توده
blocks U توده
accumulations U توده
blocked U توده
massing U توده
block U توده
massive U توده
pile U توده
massively U توده
aggregates U توده
shocks U توده
the vulgar U توده
shocked U توده
shock U توده
piled U توده
volumes U توده
the masses U توده
the many U توده
accumulation U توده
masses U توده
aggregate U توده
the rabble U توده
wad U توده
varletry U توده
shell U توده
mass U توده
tag rag U توده
shelling U توده
shells U توده
ratag U توده
check total U آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
checksum U آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
clouds U توده ابرومه
the multitude U توده مردم
riffraff U زیادی توده
the million U توده مردم
the rank and file U توده ارتش
icebergs U توده یخ شناور
fire-storm U توده اتش
fire-storms U توده اتش
clouding U توده ابرومه
grossing U وحشی توده
hill U توده خاک
grossest U وحشی توده
grosses U وحشی توده
in mass U به شکل توده
icebergs U توده یخ غلتان
dunghill U توده فضولات
gross U وحشی توده
stacker U توده کننده
iceberg U توده یخ شناور
bloc U توده قلنبه
glacier U توده یخ غلطان
sand pile U توده ماسه
dunghill U توده مزبله
critical mass U توده مهم
stacks U توده اجر
fire storm U توده اتش
critical mass U توده حساس
stacked U توده اجر
cloud U توده ابرومه
banks U کناره توده
block U توده قلنبه
pig lead U توده سرب
blocked U توده قلنبه
blocks U توده قلنبه
agglomerate U توده انبوه
gomerulus U توده طوماری
glomeration U توده شدن
omnibus U توده مردم
biomass U زیوه توده
sand hill U ریگ توده
biomass U توده زنده
bank U کناره توده
aggregation U اجتماع توده
blocs U توده قلنبه
air mass U توده هوا
biomass U زیست توده
barrows U پشته توده
icefall U توده یخ غلتان
popular U توده پسند
lot U توده انبوه
grosser U وحشی توده
stack U توده اجر
mass squad U گروه توده
rolling mass U توده غلطان
roturier U عضو توده
accumulation of snow U توده برف
glaciers U توده یخ غلتان
barrow U پشته توده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com