English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electrical quantity U مقدار الکتریسیته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
charge U 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charges U 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
decibel U واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یاصوت را بیان میکند
decibels U واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یاصوت را بیان میکند
Other Matches
set U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
setting up U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
incremental computer U دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
tabled U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
defaulted U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index U یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
creepage U مد الکتریسیته
electricity U الکتریسیته
brain potential U الکتریسیته مغز
electric dipole U دو قطبی الکتریسیته
electric generator U مولد الکتریسیته
positive electricity U الکتریسیته مثبت
electrical U مر بوط به الکتریسیته
electric doublet U دو قطبی الکتریسیته
static electricity U الکتریسیته ساکن
electric conductor U هادی الکتریسیته
animal electricity U الکتریسیته بدن
electric conduction U هدایت الکتریسیته
electrostatics U الکتریسیته ساکن
nuclear electricity U الکتریسیته هستهای
induced electricity U الکتریسیته القائی
electro physic U فیزیک الکتریسیته
electrically U مربوط به الکتریسیته
electric current U جریان الکتریسیته
negative electricity U الکتریسیته منفی
voltage source U منبع الکتریسیته
inductive capacity U ثابت دی الکتریسیته
coulomb U واحد اندازه الکتریسیته
generator U وسیله تولید الکتریسیته
generators U وسیله تولید الکتریسیته
magnetoelectric U مربوط به الکتریسیته القایی
hot wire U سیم حاوی الکتریسیته
hot-wire U سیم حاوی الکتریسیته
hot-wired U سیم حاوی الکتریسیته
hot-wiring U سیم حاوی الکتریسیته
electrometer valve U لامپ الکتریسیته سنج
electrometer tule U لامپ الکتریسیته سنج
piezo electric effect U اثر پیزو- الکتریسیته
hot-wires U سیم حاوی الکتریسیته
electric U آنچه با الکتریسیته کار میکند
ribbon switch U مبدل فشار مداوم به الکتریسیته
phase difference U اختلاف فاز جریان الکتریسیته
mains electricity U منبع الکتریسیته محلی مشتریان
watt U واحد اندازه گیری الکتریسیته
watts U واحد اندازه گیری الکتریسیته
static U الکتریسیته ساکن وضعیت ثابت
insulator U مادهای که الکتریسیته را هدایت نمیکند
polar U دارای الکتریسیته مثبت و منفی
insulators U مادهای که الکتریسیته را هدایت نمیکند
replenish U شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenished U شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenishes U شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenishing U شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
dosages U مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosage U مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
galvanism U جریان مستقیم برق الکتریسیته شیمیایی
nonsparking U ضد تولید جرقه غیر هادی الکتریسیته
inductivity U ثابت دی الکتریسیته قابلیت هدایت دی الکتریکی
law of demand U براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
conductors U مادهای مثل فلز که هادی الکتریسیته است
conductor U مادهای مثل فلز که هادی الکتریسیته است
hydro-electric U وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
permittivity U واحد اندازه گیری الکتریسیته برحسب فاراده
hydro electric U وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
electrostatic charge U بار الکتریسیته ساکن [که در اثر مالش بوجود می آید.]
bandwidth U در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money U مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
powers U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
ieee U Electronics and ofElectrical Institute Engineers موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک
power U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powered U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powering U خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
three pin plug U ورودی استاندارد با سه شاخه برای اتصال وسیلله الکتریکی به منبع اصل الکتریسیته
iee /s 00 U مشخصه یک استاندارد که توسط موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک ساخته شده است
IEC connector U استانداردی برای اتصال سر سوزنه در سوکتی که الکتریسیته اصلی را به کامپیوتر منتقل میکند
monitor U مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
monitored U مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
monitors U مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
actinoelectric U اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
electronic U میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
isolation U مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
photovoltaic cell U مبدلی که مانند سلول فتوالکتریک تابشهای الکترومگنتیک را با طول موجهای مرئی و نزدیک ان به الکتریسیته تبدیل میکند
positive U قطب مثبت باطری الکتریسیته مثبت اری یا تصدیق می کنم
electrothermal printer U چاپگری که نوک چاپ به همراه عناصر گرمایی -dot matrix برای فرم دادن به حروف کاغذهای حساس به الکتریسیته به کار می رود
impedance U مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
Energy Star U استانداردی در صفحه نمایش کامپیوتر یا سایر وسایل الکتریکی برای اینکه بگوید محصول به خوبی طراحی شده است و الکتریسیته را هدر نمیدهد
meter power supply U امکان ای در ویندوز که میزان توان باتری را در laptop نشان میدهد و نیز می گوید آیا از طریق بالا اجرا میشود یا منبع اصلی الکتریسیته
check total U آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
checksum U آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
contact electricity U فشار الکتریکی تماسی الکتریسیته تماسی
marking current U جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
deals U مقدار
amounts U مقدار
sizes U مقدار
deal U مقدار
value U مقدار
spatters U مقدار کم
percentage U مقدار
percentages U مقدار
quantum U مقدار
sup U مقدار
supped U مقدار
supping U مقدار
sups U مقدار
mouthful U مقدار
mouthfuls U مقدار
what U چه مقدار
spatter U مقدار کم
batch U مقدار
batches U مقدار
modicum U مقدار کم
spattering U مقدار کم
extent U حد مقدار
dealt U مقدار
values U مقدار
valuing U مقدار
spattered U مقدار کم
smidgin U مقدار کم
quantities U مقدار
quantity U مقدار
amount U مقدار
amounted U مقدار
smidgen U مقدار کم
sprinkling U مقدار کم
royalty tonnage U مقدار
volume discount U مقدار
truth table U دو مقدار
single valued U تک مقدار
summa U مقدار
scantling U مقدار
magnitude U مقدار
amounting U مقدار
penny worth U مقدار کم
outturn U مقدار
t value U مقدار تی
iso quant U مقدار
soupcon U مقدار کم
measurment U مقدار
volume U مقدار
volumes U مقدار
size U مقدار
sum U مقدار
total U مقدار
transmittance U مقدار عبور
so much <idiom> U مقدار زیاد
voltaism U مقدار ولتاژبرق
values U قدر مقدار
sufficient U مقدار کافی
theoretical value U مقدار نظری
true value U مقدار حقیقی
thermal power U مقدار حرارتی
trace compounds U ترکیبات کم مقدار
constants U مقدار ثابت
constant U مقدار ثابت
doses U مقدار دارو
valuing U قدر مقدار
in a way <idiom> U به مقدار از چیزی
turnover U مقدار فروش
equally <adv.> U همان مقدار
just as well <adv.> U همان مقدار
sales {pl} U مقدار فروش
doses U مقدار مجاز
dosed U مقدار دارو
dosed U مقدار مجاز
dose U مقدار دارو
dose U مقدار مجاز
proportions U شباهت مقدار
proportion U شباهت مقدار
dosing U مقدار مجاز
dosing U مقدار دارو
value U قدر مقدار
rotation U مقدار چرخش یک شی
infinite quantity U مقدار بی نهایت
hoists U مقدار کشش
hoisted U مقدار کشش
hoist U مقدار کشش
on a grand scale <adv.> U به مقدار زیاد
turn-over U مقدار فروش
absolute value U مقدار مطلق
initial value U مقدار اولیه
nominal value U مقدار اسمی
optimum value U مقدار بهینه
quantity discount U مقدار تخفیف
quantity of capital U مقدار سرمایه
quantity of demand U مقدار تقاضا
quantity of labor U مقدار کار
quantity of leisure U مقدار فراغت
quantity of money U مقدار پول
quantity of supply U مقدار عرضه
quantum of action U مقدار اثر
eigenvalue U مقدار مشخصه
eigenvalue U ویژه مقدار
drib U مقدار کمی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com