English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
index number U مقایسه حجم در بعضی مواقع با عدد شاخص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sometimes U بعضی مواقع
occasional U وابسته به فرصت یا موقعیت مربوط به بعضی از مواقع یاگاه و بیگاه
von neuman morgensterm utility index U شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
to contrast [with] U مقایسه کردن با [برابرکردن برای مقایسه]
marker U تعیین کننده شاخص هدف شاخص
ideal index U شاخص کمال مطلوب شاخص ایده ال
markers U تعیین کننده شاخص هدف شاخص
rainfall index U شاخص بارش شاخص بارندگی
On such ( these ) occasions . U دراینگونه مواقع
We would like to take this opportunity to … U مواقع را مغتنم شمرده ...
stochastic U دارای تغییردر مواقع مختلف
fire escapes U خروجی اضطراری در مواقع اتش سوزی
fire escape U خروجی اضطراری در مواقع اتش سوزی
tailcoat U کت دامن گرد مخصوص مواقع رسمی
sou'wester U کلاه مخصوص مواقع توفانی دریا
silk hat U کلاه بلند ابریشمی مخصوص مواقع رسمی
ahoy U ندا و خبر برای مواقع سلام لفظ
fire escape U پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
fire escapes U پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
target indicator U شاخص نشان دهنده هدف شاخص هدف
Emergeny exit . U پله های فرار ( درهای خروجی برای مواقع اضطراری )
bench mark U شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
ejection seat U صندلی هواپیما که در مواقع اضطراری شخص را ازهواپیما بخارج پرتاب میکند
dichogamic U دارای عناصر نر وماده ایکه در مواقع متفاوت اماده باروری می شوند
bill U اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
bills U اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
indexed sequential file U پرونده ترتیبی شاخص دار فایل ترتیبی شاخص دار
several U بعضی
some U بعضی
cretain U بعضی
divers U بعضی
allegedly U بنابگفتهء بعضی
once in a while <adv.> U بعضی ازاوقات
occasionally <adv.> U بعضی ازاوقات
frequently [quite often] <adv.> U بعضی ازاوقات
alleged U بنابگفتهء بعضی
sometimes U بعضی اوقات
piezoelectric U ارتباط در بعضی موادکریستالی
cutin U پوشش خارجی بعضی گیاهان
bell-conopy U [سقف بعضی از ناقوسها با سنتوری]
Some children are afraid of the dark. بعضی بچه ها از تاریکی می ترسند.
proconsul U افسر دارای بعضی اختیارات کنسولی
hookup U تجمع بعضی چیزها برای منظورخاصی
chitin U جسم استخوانی درپوشش بعضی جانوران
nurse a grudge <idiom> U احساس تنفر از بعضی مردم را داشتن
megaspore U هاگدان بزرگ وغیرجنسی بعضی سرخسها
goat antelope نوعی بز که از بعضی جهات شبیه بز کوهی است
zonate U واقع بروی یک خط مانند بعضی ازهاگهای چندتایی
hyposensitize U کم شدن حساسیت نسبت به بعضی مواد موجدحساسیت
bote U حق مستاجر به برداشتن چوب برای بعضی مصارف
awn U الت مذکر بعضی از جانوران خزنده و کرمها
vanished U بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
stenosis U تنگ شدن یا انقباض بعضی از مجراهای بدن
vanish U بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
vanishes U بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
vanishing U بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
draft mode U چاپ با کیفیت پایین روی بعضی چاپگرها
myelin sheath U ماده سفید چربی که غلاف بعضی اعصاب رامیپوشاند
... however sometimes it just can't be helped. U ... اما بعضی وقتها واقعا کاریش نمی شه کرد.
filters U چیزیکه بعضی پرتوها از ان میگذرندولی حائل پرتوهای دیگر است
cabin blower U در بعضی هواپیماهاکوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
filter U چیزیکه بعضی پرتوها از ان میگذرندولی حائل پرتوهای دیگر است
neural net U مدل ریاضی بعضی پدیده هاکه رفتار عصبی دارند
tuning pipe U نای مخصوص کوک ومیزان کردن بعضی الات موسیقی
zone ride U کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
White Paper U کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
White Papers U کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
autoharp U سنتوری که در ان بعضی ازسیمها را خفه میکنند تاسیمهای ازاد صدا کنند
diaeresis U دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
dieresis U دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
collation U مقایسه
analogies U مقایسه
analogy U مقایسه
datum line U خط مقایسه
collations U مقایسه
resemblance U مقایسه
comparisons U مقایسه
comparison U مقایسه
level rod U شاخص
index U شاخص
indicative U شاخص
scale U شاخص
aiming post U شاخص
critical U شاخص
index number U شاخص
index U خط شاخص
dial U شاخص
indexed U خط شاخص
indexes U خط شاخص
indexes U شاخص
dialed U شاخص
dialled U شاخص
dials U شاخص
cephalic index U شاخص سر
tyupical U شاخص
indexed U شاخص
gnomon U شاخص
indicator U شاخص
microspacing U خصوصیت بعضی چاپگرها که به انها امکان میدهد تا درفاصلههای بسیار کوچکی حرکت کنند
crown colony U بعضی از کلنیهای ممالک مشترک المنافع انگلیس که مقام سلطنت بر انها نظارت دارد
rule of reason U تفسیر کردن قانون به طورغیر عادلانه به منظور حفظ بعضی انحصارات غیر قانونی
contrast U مقایسه کردن
incomparable U غیرقابل مقایسه
cf U مقایسه شود
incommensurable U مقایسه ناپذیر
incomparability U مقایسه ناپذیری
compare U مقایسه کردن
compared U مقایسه کردن
compares U مقایسه کردن
comparing U مقایسه کردن
assimilatc U مقایسه نمودن
comparator U مقایسه کننده
datum U سطح مقایسه
contrasted U مقایسه کردن
contrasting U مقایسه کردن
contrasts U مقایسه کردن
to make comparisons U مقایسه کردن
even parity U مقایسه زوج
frequency comparison U مقایسه فرکانس
comparableness U قابلیت مقایسه
comparison operator U عملگر مقایسه
incomparable U مقایسه ناپذیر
odd parity U مقایسه فرد
parity checking U بازبینی مقایسه
comparison U روش مقایسه
to draw comparisons U مقایسه کردن
parity error U غلط مقایسه
parity error U خطای مقایسه
no parity U عدم مقایسه
comparisons U روش مقایسه
parity bit U بیت مقایسه
comparatively U بطور مقایسه
logical comparison U مقایسه منطقی
analogous U قابل مقایسه
refrence U مبنای مقایسه
gnomon U شاخص شرعیات
gnomonic U وابسته به شاخص
vital index U شاخص حیاتی
polarity indicator U شاخص قطب
general index U شاخص کلی
price index U شاخص قیمت
gnomonics U فن شاخص سازی
readability index U شاخص خوانایی
range indicator U شاخص مسافت
production index U شاخص تولید
difficulty index U شاخص دشواری
discrimination index U شاخص افتراق
position indicator U شاخص نماها
economic index U شاخص اقتصادی
economic indicator U شاخص اقتصادی
retention index U شاخص بازداری
oddsmaker U بازیگر شاخص
levelling staff U شاخص تراز
number index U شاخص عددی
index of correlation U شاخص همبستگی
index register U ثبات شاخص
seasonal index U شاخص فصلی
indicator electrode U الکترود شاخص
indicator gate U دریچه شاخص
neon indicator U شاخص نئونی
sysctlg U پرونده شاخص
toughness index U شاخص نرمی
validity index U شاخص اعتبار
roughness index U شاخص زبری
group index U شاخص گروه
holotype U نمونه شاخص
weight index U شاخص موزون
wage index U شاخص دستمزد
system catalog U پرونده شاخص
index hole U سوراخ شاخص
index mark U علامت شاخص
index number U عدد شاخص
tidal bench mark U شاخص جزر و مد
index of absorption U شاخص جذب
characteristic equation U معادلههای شاخص
compression index U شاخص فشارپذیری
aiming post sleeve U غلاف شاخص
characteristic roots U ریشههای شاخص
characteristic curve U منحنی شاخص
bench mark U شاخص مبداء
sundial U شاخص افتاب
sundials U شاخص افتاب
absorption index U شاخص جذب
active index U شاخص فعال
aiming light U چراغ شاخص
aiming post light U چراغ شاخص
aiming post sleeve U روپوش شاخص
bain index U شاخص بین
aiming stake U شاخص کوچک
cost indexes U شاخص هزینه
statistics U شاخص امار
indexed U فهرست شاخص
index U فهرست شاخص
cranial index U شاخص جمجمه
indicator U نمایشگر شاخص
critical period U دوره شاخص
cross index U شاخص متقابل
critical ratio U بهر شاخص
indexes U فهرست شاخص
critical values U مقادیر شاخص
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com