Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 167 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
built in check
U
مقابله توکار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
emergency drill
U
تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
checked
U
مقابله کردن مقابله
checks
U
مقابله کردن مقابله
check
U
مقابله کردن مقابله
built in
U
توکار
engaged
<adj.>
U
توکار
mortise dead lock
U
قفل توکار
mortise latch
U
چفت توکار
built in check
U
بررسی توکار
applied
U
توکار ستون
inhouse work
U
توکار ساختمان
built in function
U
تابع توکار
built in font
U
فونت توکار
embaded sill beam
U
تیرک توکار استانه
OLE container object
U
شی ای که حاوی مرجع به شی متصل است یا یک کپی از شی توکار
printed
U
طبق کدهای توکار و... برای تنظیم حاشیه
force
U
کد توکار که شروع صفحه جدید را نشان میدهد
forces
U
کد توکار که شروع صفحه جدید را نشان میدهد
forcing
U
کد توکار که شروع صفحه جدید را نشان میدهد
prints
U
طبق کدهای توکار و... برای تنظیم حاشیه
print
U
طبق کدهای توکار و... برای تنظیم حاشیه
notations
U
قالب ریاضی که عملگها درون عملوندها توکار وجود دارند.
notation
U
قالب ریاضی که عملگها درون عملوندها توکار وجود دارند.
formatter
U
برنامهای که متن را به حالت جدیدی تبدیل میکند طبق پارامترها یا کدهای توکار
graphic
U
زبان برنامه نویس کامپیوتر با دستورات توکار و مفید حین نمایش گرافیک
formatter
U
نرم افزاری که کدهای توکار و دستورات چاپ را سیگنالهای کنترل چاپگر تبدیل میکند
dbase
U
نرم افزار پایگاه داده معروف که حاوی زبان برنامه نویس توکار است
winchester disk
U
دیسک سخت با فرفیت بالا و فشرده که به صورت توکار در سیستم کامپیوتری وجود دارد و قابل حذف شدن نیست
checking
U
مقابله
controlment
U
مقابله
opposition
U
مقابله
confrontations
U
مقابله
counterview
U
مقابله
bucking
U
مقابله
echo check
U
مقابله
contrast
U
مقابله
checked
U
مقابله
transfer check
U
مقابله
contrasted
U
مقابله
check
U
مقابله
contrasting
U
مقابله
contrasts
U
مقابله
confrontation
U
مقابله
checks
U
مقابله
collations
U
مقابله
collation
U
مقابله
embedding
U
و قرار دادن آن در متن یا فایل به طوری که توکار در متن است
checklist
U
سیاهه مقابله
checks and balance
U
کنترل و مقابله
check list
U
سیاهه مقابله
retaliation
U
مقابله به مثل
visual check
U
مقابله بصری
visual check
U
مقابله دیداری
casting out nines
U
مقابله نه نهی
check boxes
U
جعبههای مقابله
check indicator
U
نماینده مقابله
validity check
U
مقابله اعتبار
overflow check
U
مقابله سرریز
check point
U
نقطه مقابله
crossecheck
U
مقابله مجدد
sum check
U
مقابله جمعی
spell checker
U
مقابله گر املائی
opposability
U
مقابله پذیری
sight check
U
مقابله نظری
parity check
U
مقابله توازن
parity check
U
مقابله ایستایی
parity checking
U
مقابله توازن
selection check
U
مقابله گزینش
sight check
U
مقابله چشمی
modulo n check
U
مقابله به پیمانه
marginal check
U
مقابله مرزی
loop checking
U
مقابله حلقه
cyclic check
U
مقابله چرخهای
data check
U
مقابله داده ها
diagnostic check
U
مقابله تشخیصی
dynamic check
U
مقابله پویا
twin check
U
مقابله توام
sequence checking
U
مقابله ترتیبی
system check
U
مقابله سیستم
limit check
U
مقابله حدود
sequence check
U
مقابله ترتیب
bucking coil
U
پیچک مقابله
beard
U
مقابله کردن
cross-examination
U
پرسش و مقابله
beards
U
مقابله کردن
spot check
U
مقابله موضعی
algebra
U
جبر و مقابله
collate
U
مقابله کردن
spot checks
U
مقابله موضعی
repels
U
مقابله کردن
repelling
U
مقابله کردن
repelled
U
مقابله کردن
cross-examinations
U
پرسش و مقابله
collating
U
مقابله کردن
automatic check
U
مقابله خودکار
arithmetic check
U
مقابله حسابی
acounter
U
مقابله کردن
countering
U
مقابله کردن
collated
U
مقابله کردن
countered
U
مقابله کردن
collates
U
مقابله کردن
reciprocity
U
مقابله به مثل
counter
U
مقابله کردن
repel
U
مقابله کردن
dotting
U
روش نوشتن دستورات و توقف پس از یک دستور که در دستورات توکار سیستمهای کلمه پرداز وجود دارد
dot
U
روش نوشتن دستورات و توقف پس از یک دستور که در دستورات توکار سیستمهای کلمه پرداز وجود دارد
collate
U
مقابله وتطبیق کردن
machine check interrupt
U
وقفه مقابله ماشین
parity check
U
مقابله کردن توازن
collated
U
مقابله وتطبیق کردن
odd even check
U
مقابله فرد و زوج
reciprocate
U
مقابله به مثل نمودن
longitudinal redundancy check
U
مقابله افزونگی طولی
checks
U
مقابله کردن بررسی
reciprocates
U
مقابله به مثل نمودن
reciprocated
U
مقابله به مثل نمودن
collates
U
مقابله وتطبیق کردن
hardware check
U
مقابله سخت افزاری
checking program
U
برنامه مقابله کننده
counter military
U
مقابله باعملیات نظامی
vertical parity check
U
مقابله توان عمدی
check
U
مقابله کردن بررسی
tick off
U
نشان رسیدگی و مقابله
checked
U
مقابله کردن بررسی
dump check
U
مقابله حین روبرداری
duplication check
U
مقابله از راه تکرار
syntax checker
U
مقابله نحوه گری
collating
U
مقابله وتطبیق کردن
check indicator
U
مشخص کننده مقابله
programmable check
U
مقابله برنامه ریزی شده
programmed check
U
مقابله برنامه ریزی شده
Touché!
U
خوب مقابله کردی!
[در بحثی]
checkpoint restart
U
اغازگر مجدد نقطه مقابله
disaster control
U
روش مقابله با سوانح و بلایا
i raked all algebra
U
جبر و مقابله را زیر و روکردم
smartest
U
کارت پلاستیکی به همراه حافظه و ریز پردازنده توکار , که برای ارسال مستقیم حافظه یا مشخصات کاربر به کار می رود
smarted
U
کارت پلاستیکی به همراه حافظه و ریز پردازنده توکار , که برای ارسال مستقیم حافظه یا مشخصات کاربر به کار می رود
smarting
U
کارت پلاستیکی به همراه حافظه و ریز پردازنده توکار , که برای ارسال مستقیم حافظه یا مشخصات کاربر به کار می رود
smarts
U
کارت پلاستیکی به همراه حافظه و ریز پردازنده توکار , که برای ارسال مستقیم حافظه یا مشخصات کاربر به کار می رود
smart
U
کارت پلاستیکی به همراه حافظه و ریز پردازنده توکار , که برای ارسال مستقیم حافظه یا مشخصات کاربر به کار می رود
smarter
U
کارت پلاستیکی به همراه حافظه و ریز پردازنده توکار , که برای ارسال مستقیم حافظه یا مشخصات کاربر به کار می رود
refreshed
U
قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
refreshes
U
قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
refresh
U
قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
lrc
U
Check LongitudinalRedundancy مقابله افزونگی طولی
rencounter
U
با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
rencontre
U
با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
checkpoints
U
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
check-points
U
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
desk checking
U
فرایند بررسی بوسیله دست مقابله رومیزی
checkpoint
U
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
assistance
U
کمک یک جانبه کشوری به کشور دیگر بدون اینکه مسئله مقابله به مثل مطرح باشد
north atlantic treaty organization (nato
U
پیمانی که در 9491 باشرکت 51 کشور به وجود امدو هدف ان در واقع مقابله نظامی با پیمان ورشو وبلوک شرق است
recaption
U
مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
dye polymer recording
U
در دیسکهای نوری روش ضبط که تغییرات در دیسک نوری پلاستیکی در لایه باریک توکار ایجاد میکند یک مزیت بزرگ این روش : داده ذخیره شده روی دیسک نوری قاب پاک شدن است
retaliation
U
تلافی کردن مقابله کردن به مثل
countering
U
مقابله کردن تلافی کردن
countered
U
مقابله کردن تلافی کردن
counter
U
مقابله کردن تلافی کردن
reluctate
U
مقابله کردن بی میلی کردن
resists
U
مقابله با چیزی یا نپذیرفتن چیزی
resisting
U
مقابله با چیزی یا نپذیرفتن چیزی
resist
U
مقابله با چیزی یا نپذیرفتن چیزی
resisted
U
مقابله با چیزی یا نپذیرفتن چیزی
counter force
U
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
winterize
U
اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com