Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
spot
U
مشاهده کردن گلوله ها
spots
U
مشاهده کردن گلوله ها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sensing
U
تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
clues
U
گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clue
U
گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
apperceive
U
مشاهده کردن
twing
U
مشاهده کردن
observes
U
مشاهده کردن
perceives
U
مشاهده کردن
observing
U
مشاهده کردن
perceived
U
مشاهده کردن
beholding
U
مشاهده کردن
behold
U
مشاهده کردن
beholds
U
مشاهده کردن
perceive
U
مشاهده کردن
sees
U
مشاهده کردن
perceiving
U
مشاهده کردن
observed
U
مشاهده کردن
see
U
مشاهده کردن
observe
U
مشاهده کردن
sight the anchor
U
مشاهده کردن لنگر
ovservation
U
مشاهده رصد کردن
identified
U
مشاهده کردن شناسایی کنید
identifies
U
مشاهده کردن شناسایی کنید
identify
U
مشاهده کردن شناسایی کنید
identifying
U
مشاهده کردن شناسایی کنید
trend
U
مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
trends
U
مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
misses
U
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
missed
U
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
miss
U
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
see for oneself
U
از نزدیک مشاهده کردن بچشم خود دیدن
sabot
U
کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
frangible bullet
U
گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
fire ball
U
گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
ogive
U
ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
observation
U
دیدبانی کردن مشاهده کردن
observe
U
مراعات کردن مشاهده کردن
observing
U
مراعات کردن مشاهده کردن
observations
U
دیدبانی کردن مشاهده کردن
observed
U
مراعات کردن مشاهده کردن
observes
U
مراعات کردن مشاهده کردن
splinterproof
U
ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
dud
U
منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
velocity jump
U
جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
launching
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launch
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
maximum ordinate
U
حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
to round up
U
گلوله کردن
clew
U
گلوله کردن
ball
U
گلوله کردن
bullet-proof
U
ضد گلوله کردن
shoots
U
پرتاب کردن گلوله
slugged
U
گلوله باران کردن
lack vt
U
با گلوله سوراخ کردن
slug
U
گلوله باران کردن
cannonade
U
گلوله باران کردن
shell off
U
گلوله باران کردن
shoot
U
پرتاب کردن گلوله
discharge
U
خالی کردن گلوله
slugs
U
گلوله باران کردن
bombing
U
بمباران کردن گلوله باران کردن
bombard
U
بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarded
U
بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarding
U
بمباران کردن گلوله باران کردن
bombards
U
بمباران کردن گلوله باران کردن
to wind up
U
کوک کردن اماده کردن گلوله
to roll a huge snowball
U
گلوله بزرگی از برف درست کردن
base of trajectory
U
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nuclear stalemate
U
گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
stabilization
U
برقرار کردن تعادل یاثبات گلوله در مسیر
windage
U
حرکت سمتی اثر باد درمنحرف کردن گلوله
square base
U
کف گلوله یا قسمت ته گلوله
bombardments
U
گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
bombardment
U
گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
shell
U
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shelling
U
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shells
U
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
side spray
U
بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
observation
U
مشاهده
course line shot
U
مشاهده در خط
observations
U
مشاهده
seeing
U
مشاهده
observantion
U
مشاهده
stand-off
U
برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand off
U
برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-offs
U
برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
observational
U
مبنی بر مشاهده
beheld
U
مشاهده شده
observer
U
مشاهده کننده
observers
U
مشاهده کننده
animadversion
U
مراقبت مشاهده
unseen
U
مشاهده نشده
beheld
U
مشاهده کرده
observational techniques
U
فنون مشاهده
observation error
U
خطای مشاهده
objectives
U
قابل مشاهده
objective
U
قابل مشاهده
observability
U
مشاهده پذیری
perceptivity
U
قوه مشاهده
faculty of observation
U
قوه مشاهده
ovservation
U
قوه مشاهده
naturalistic observation
U
مشاهده طبیعی
imperceptible
U
غیر قابل مشاهده
history
U
صفحاتی که مشاهده شده
participant observation
U
مشاهده توام با مشارکت
participant observer
U
مشاهده گر شرکت کننده
perceivable
U
مشاهده کردنی دیدنی
a posteriori
U
مبنی بر تجربه و مشاهده
imperceptibly
U
بطور غیرقابل مشاهده
indiscernibly
U
بطور غیرقابل مشاهده
perceptiveness
U
بینایی قوه مشاهده
histories
U
صفحاتی که مشاهده شده
observational error
U
خطای مشاهده
[ریاضی]
observed score
U
نمره مشاهده شده
observed frequency
U
بسامد مشاهده شده
empirically
U
از روی مشاهده و تجربه
perception of an object
U
مشاهده یا دیدن چیزی
perception
U
مشاهده قوه ادراک
perceptions
U
مشاهده قوه ادراک
observable quantity
U
کمیت مشاهده پذیر
ballistics of penetration
U
شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
review
U
مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
reviewing
U
مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
reviews
U
مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
imperceptibility
U
غیر قابل مشاهده بودن
reviewed
U
مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
water displacement
U
زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
premature
U
عمل پیشرس پیش از وقت عمل کردن گلوله
hits
U
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hit
U
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hitting
U
اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
confucion symbols
U
علاپم کنفسیون که صرفا در فرش چین مشاهده می شود
periscopes
U
دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
periscope
U
دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
incidental images
U
تصویرهایی که مشاهده انهانتیجه تاثیراتی است که ازچشم ناپدیدگشته اند
lead collision course
U
مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
angle of arrival
U
زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
homosphere
U
قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
hidden
U
پاک کننده خط وطی که در هنگام مشاهده شکل دوبعدی یک شی سه بعدی نباید دیده شوند
system follow up
U
ارزیابی و بررسی مستمرسیستم جدید نصب شده به منظور مشاهده میزان عملکرد ان طبق طرح
Internet
U
جستجوگر وب سافت ماکروسافت که در حال حاضر آماده است و به کاربر امکان مشاهده صفحه وب را میدهد
diamonds
U
شکل موجهای ضربهای که معمولا در جریان خروجی راکتها بصورت لوزیهای پشت سر هم قابل مشاهده است
System Monitor
U
امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
finder
U
واسط کاربر گرافیکی به Macintosh اجازه دادن به کابر به مشاهده فایل ها و شروع برنامههای کاربردی با استفاده از Mouse
thumbnails
U
نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
thumbnail
U
نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
news reader
U
نرم افزاری که به کاربر امکان مشاهده لیست گروههای خبری و خواندن مقالات چاپ شده در هر گروه یا ارسال آن مقاله را میدهد
gastroscope
U
اسباب معاینه داخلی معده وسیله مشاهده داخل معده
observer
U
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observers
U
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
fire ball
U
گلوله
clues
U
گلوله نخ
line shot
U
گلوله در خط
shots
U
گلوله
bullet-proof
U
ضد گلوله
shot
U
گلوله
projectile
U
گلوله
glomerule
U
گلوله رگ
globes
U
گلوله
round
U
گلوله
bullet
گلوله
roundest
U
گلوله
rounds
U
گلوله ها
cartridge
U
گلوله
globe
U
گلوله
cannon proof
U
ضد گلوله
pellet
U
گلوله
gunshots
U
گلوله
clue
U
گلوله نخ
shell proof
U
ضد گلوله
bullets
U
گلوله
cartridges
U
گلوله
ball
U
گلوله
gunshot
U
گلوله
unfriendly act
هر نوع عملی که از یک دولت سر بزند و دولت دیگر در آن ضرری نسبت به منافع خود مشاهده کند
high oblique
U
عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
browse
U
مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
browses
U
مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
browsed
U
مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
presentment
U
اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
number of rounds
U
تعداد گلوله ها
graupel
U
گلوله برف
equivalent service rounds
U
گلوله معادل
bulletproof
U
ضد یا مانع گلوله
fireball
U
گلوله انفجاری
cannon balls
U
گلوله توپ
bullet
گلوله تفنگ
cannon ball
U
گلوله توپ
bullet
گلوله فشنگ
star shell
U
گلوله منور
shrapnel
U
گلوله ضد نفر
gunshots
U
زخم گلوله
ballistic trajectory
U
خط سیربالیستیکی گلوله
base fuze
U
ماسوره ته گلوله
base spray
U
بسکهای ته گلوله
blank cartridge
U
فشنگ بی گلوله
blank catridge
U
گلوله سلام
bullets
U
گلوله تفنگ
star shell
U
گلوله نورافشان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com