Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bonspiel
U
مسابقه رسمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
skull practice
U
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
hooligan
U
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligans
U
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
sack race
U
مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
tug of war
U
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
returning
U
گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
return
U
گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returned
U
گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returns
U
گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
opener
U
مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
selling plater
U
اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
review
U
بازدید رسمی یاسان رسمی
reviewed
U
بازدید رسمی یاسان رسمی
reviewing
U
بازدید رسمی یاسان رسمی
reviews
U
بازدید رسمی یاسان رسمی
officiary
U
مامور رسمی مقام رسمی
officious
U
نیمه رسمی شبهه رسمی
solemn form
U
در CL تصدیق وصیتنامه یا از طریق رسمی یعنی در دادگاه است یا ازطریق غیر رسمی یا عادی است که توسط دفاتر اسنادرسمی به عمل می اید
seniors
U
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
senior
U
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
match play
U
مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
exchange devaluation
U
تنزل رسمی قیمت ارز تضعیف رسمی ارز
handicap
U
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps
U
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
stables
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
dragstrip
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
quadrangular meet
U
مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
slalom
U
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slaloms
U
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
ice racing
U
مسابقه سرعت روی یخ مسابقه روی یخ
dragger
U
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
formmal
U
رسمی
solemn
U
رسمی
orthodox
U
رسمی
official
U
رسمی
institutional
U
رسمی
formal
U
رسمی
officiates
U
مقام رسمی
return
U
گزارش رسمی
returning
U
گزارش رسمی
protested
U
واخواست رسمی
officiating
U
مقام رسمی
returns
U
گزارش رسمی
returned
U
گزارش رسمی
officiated
U
مقام رسمی
informal
U
غیر رسمی
officiate
U
مقام رسمی
unofficial
U
غیر رسمی
tuxedos
U
لباس رسمی
tuxedo
U
لباس رسمی
asparagus
U
مارچوبهء رسمی
bank holidays
U
تعطیلات رسمی
positioned
U
شغل رسمی
functions
U
ایین رسمی
functioned
U
ایین رسمی
function
U
ایین رسمی
formalizes
U
رسمی کردن
formalizing
U
رسمی کردن
stand on ceremony
<idiom>
U
رسمی بودن
free and easy
<idiom>
U
غیر رسمی
formalized
U
رسمی کردن
formalize
U
رسمی کردن
formalising
U
رسمی کردن
audience
U
ملاقات رسمی
audiences
U
ملاقات رسمی
officials
U
مقامات رسمی
placard
U
پروانه رسمی
placards
U
پروانه رسمی
formalised
U
رسمی کردن
formalises
U
رسمی کردن
note
U
نامه رسمی
notes
U
نامه رسمی
tux
U
لباس رسمی
official receiver
U
اعتصاب رسمی
statute mile
U
مایل رسمی
state religion
U
مذهب رسمی
standard time
U
زمان رسمی
speedwell
U
سیزاب رسمی
solemn form
U
طریقه رسمی
smallage
U
کرفس رسمی
vestment
U
لباس رسمی
talking-to
U
سرزنش رسمی
talking to
U
سرزنش رسمی
noting
U
نامه رسمی
Full dress. Formal dress.
U
لباس رسمی
throwaway
U
غیر رسمی
position
U
شغل رسمی
card-carrying
U
عضو رسمی
reprimands
U
توبیخ رسمی
extra official
U
غیر رسمی
insigne
U
نشان رسمی
official rate
U
نرخ رسمی
official prices
U
قیمتهای رسمی
official meeting
U
اجتماع رسمی
official meeting
U
ملاقات رسمی
official receipt
U
رسید رسمی
formal accountability
U
ذیحسابی رسمی
formal education
U
اموزش رسمی
reprimanding
U
توبیخ رسمی
formal review
U
بررسی رسمی
reprimanded
U
توبیخ رسمی
officialize
U
رسمی کردن
formal group
U
گروه رسمی
reprimand
U
توبیخ رسمی
aregular cook
U
اشپز رسمی
official religion
U
دین رسمی
official language
U
زبان رسمی
cognizance
U
اخطار رسمی
communique
U
ابلاغ رسمی
nonformal
U
غیر رسمی
contracts under seal
U
عقد رسمی
mare's tail
U
هپوریس رسمی
letter de chancellerie
U
نامه رسمی
legalization
U
شناسایی رسمی
dress suit
U
لباس رسمی شب
noterial document
U
سند رسمی
dress uniform
U
انیفرم رسمی
official document
U
سند رسمی
boarding call
U
بازدید رسمی
official jurnal
U
روزنامه رسمی
official gazette
U
روزنامه رسمی
official deed
U
سند رسمی
insigne
U
مدال رسمی
driss uniform
U
لباس رسمی
official channels
U
مجاری رسمی
official authorities
U
مراجع رسمی
intrant
U
ورود رسمی
official communications
U
ابلاغیه رسمی
missive
U
نامه رسمی
official
U
عالیرتبه رسمی
official
U
موثق و رسمی
insignia
U
نشان رسمی
insignia
U
مدال رسمی
formal review
U
سان رسمی
official channels
U
طرق رسمی
protest
U
واخواست رسمی
protest
U
اعتراض رسمی
protested
U
اعتراض رسمی
careers
U
دوره رسمی
careering
U
دوره رسمی
careered
U
دوره رسمی
missives
U
نامه رسمی
officious
U
غیر رسمی
pronouncement
U
اعلامیه رسمی
pronouncements
U
اعلامیه رسمی
career
U
دوره رسمی
protesting
U
واخواست رسمی
protesting
U
اعتراض رسمی
semi officially
U
بطورنیم رسمی
semi official
U
نیمه رسمی
public submission
U
مناقصه رسمی
prothonotary
U
سردفتراسناد رسمی
prontonotary
U
سردفتراسناد رسمی
hansard
U
مذاکرات رسمی
officiously
U
بطورغیر رسمی
semiformal
U
نیمه رسمی
semiofficial
U
نیمه رسمی
protests
U
اعتراض رسمی
protests
U
واخواست رسمی
match
U
مسابقه
contested
U
مسابقه
event
U
مسابقه
matches
U
مسابقه
chasing
U
مسابقه
chases
U
مسابقه
contest
U
مسابقه
chase
U
مسابقه
contests
U
مسابقه
contesting
U
مسابقه
chased
U
مسابقه
kyorougei
U
مسابقه
ball games
U
مسابقه
ball game
U
مسابقه
events
U
مسابقه
agonism
U
مسابقه
tournament
U
مسابقه
tournaments
U
مسابقه
racing
U
مسابقه
tourney
U
مسابقه
chace
U
مسابقه
setter
U
یک مسابقه
setters
U
یک مسابقه
race
U
مسابقه
raced
U
مسابقه
races
U
مسابقه
ski racer
U
مسابقه رو
competitions
U
مسابقه
game
U
مسابقه
meet
U
مسابقه
meets
U
مسابقه
competition
U
مسابقه
contest
U
مسابقه
competitions
U
مسابقه ها
competition
U
مسابقه
contests
U
مسابقه ها
dress shirts
U
پیراهن لباس رسمی
dress shirt
U
پیراهن لباس رسمی
plain
U
غیر رسمی جلگه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com