Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
central city
U
مرکز شهر
civic centre
U
مرکز شهر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
heart
U
مرکز
hearts
U
مرکز
pandemonium
U
مرکز دوزخ
focus
U
قطب مرکز
focused
U
قطب مرکز
focuses
U
قطب مرکز
focussed
U
قطب مرکز
focusses
U
قطب مرکز
focussing
U
قطب مرکز
Hollywood
U
شهر هالیوود مرکز صنعت سینمای امریکا
exchange
U
مرکز مبادله
exchanged
U
مرکز مبادله
exchanges
U
مرکز مبادله
exchanging
U
مرکز مبادله
school
U
مرکز اموزش نظامی
schools
U
مرکز اموزش نظامی
menu
U
مجموعه انتخابهای نمایش داده شده در مرکز صفحه نمایش
menus
U
مجموعه انتخابهای نمایش داده شده در مرکز صفحه نمایش
central
U
متصدی مرکز تلفن مرکزی مرکزی
central
U
ترمینالی که ارتباط بین کامپیوتر مرکز و ترمینالهای راه دور را برقرار میکند
centralism
U
مرکز گرایی
remote
U
با کامپیوتر در فاصلهای از مرکز سیستم
remoter
U
با کامپیوتر در فاصلهای از مرکز سیستم
remotest
U
با کامپیوتر در فاصلهای از مرکز سیستم
station
U
مرکز
stationed
U
مرکز
stations
U
مرکز
sector
U
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
sectors
U
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
spindle
U
شی ای که دیسک را در مرکز می چرخاند
spindles
U
شی ای که دیسک را در مرکز می چرخاند
factories
U
مرکز تولید
factory
U
مرکز تولید
powerhouse
U
مرکز قوه محرکه
powerhouses
U
مرکز قوه محرکه
concentric
U
هم مرکز
outlying
U
دور از مرکز
centrifugal force
U
نیروی گریز از مرکز
centrifugal force
U
نیروی مرکز گریز
centrifuge
U
گریختن از مرکز
centrifuge
U
مرکز گریز
centrifuges
U
گریختن از مرکز
centrifuges
U
مرکز گریز
bull
U
مرکز هدف
bulls
U
مرکز هدف
centering
U
عمل قرار دادن متن در مرکز صفحه نمایش
eye
U
مرکز هر چیزی کاراگاه
eyeing
U
مرکز هر چیزی کاراگاه
eyes
U
مرکز هر چیزی کاراگاه
eying
U
مرکز هر چیزی کاراگاه
switching
U
مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
switching
U
مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
police station
U
مرکز پلیس
police stations
U
مرکز پلیس
channel
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeled
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeling
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
telephone exchange
U
مرکز تلفن
telephone exchange
U
مرکز تلفن خودکار
telephone exchanges
U
مرکز تلفن
telephone exchanges
U
مرکز تلفن خودکار
core
U
بخش هدایت مرکز یک کابل
cores
U
بخش هدایت مرکز یک کابل
domicile
U
منزل یا مرکز مهم امور
domiciles
U
منزل یا مرکز مهم امور
centralist
U
مرکز گرای
centralists
U
مرکز گرای
centered
U
مرکز
centered
U
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centered
U
قرار دادن یک متن در مرکز کاغذ یا صفحه نمایش
centers
U
مرکز
centers
U
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centers
U
قرار دادن یک متن در مرکز کاغذ یا صفحه نمایش
centre
U
مرکز
centre
U
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centre
U
قرار دادن یک متن در مرکز کاغذ یا صفحه نمایش
centred
U
مرکز
centred
U
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centred
U
قرار دادن یک متن در مرکز کاغذ یا صفحه نمایش
downtown
U
مرکز تجارت شهر
foyer
U
مرکز اجتماع راهرو بزرگ
foyers
U
مرکز اجتماع راهرو بزرگ
Wall Street
U
مرکز بانکها و سرمایه داران نیویورک
inside
U
نزدیک به مرکز بخش درونی
insides
U
نزدیک به مرکز بخش درونی
centre of gravity
U
مرکز ثقل
centre of mass
U
مرکز ثقل
centres of gravity
U
مرکز ثقل
blower
U
نوعی کمپرسور گریز از مرکز
nerve centre
U
مرکز فرمان
nerve centres
U
مرکز فرمان
hive
U
مرکز تجمع
eccentric
U
گریزنده از مرکز
eccentric
U
خارج از مرکز
eccentric
U
هم مرکز نبودن
eccentrics
U
گریزنده از مرکز
eccentrics
U
خارج از مرکز
eccentrics
U
هم مرکز نبودن
Other Matches
medical assemblage
U
مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
centrifugal
U
با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
weather central
U
مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
provision center
U
مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
center mark
U
علامت مرکز نشانه مرکز
collision parameter
U
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
whole blood center
U
مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
battery control central
U
مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
army operations center
U
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
middles
U
مرکز
middle
U
مرکز
center
U
مرکز
meddles
U
مرکز
meddled
U
مرکز
center line
U
خط مرکز
meddle
U
مرکز
intermediate exchange
U
مرکز
centre forward
U
مرکز
omphalos
U
مرکز
isocentre
U
هم مرکز
acentric
U
بی مرکز
seats
U
مرکز مقر
bull's eye
U
مرکز هدف
center web
U
مرکز چرخ
theocentric
U
خدا مرکز
center sleeve
U
مرکز مجوف
bull's-eyes
U
مرکز هدف
health centre
U
مرکز سلامتی
abaxile
U
خارج از مرکز
central control panel
U
مرکز کنترل
seated
U
مرکز مقر
centrifugal
U
مرکز گریز
centrifugal
U
فرار از مرکز
centrifugal
U
گریزنده از مرکز
centre of pressure
U
مرکز فشار
centre of crest circle
U
مرکز خمیدگی
centre of activities
U
مرکز عملیات
seat
U
مرکز مقر
telephore e.
U
مرکز تلفن
central tendency
U
تمایل به مرکز
urban centre of a community
U
مرکز شهرک
central office
U
مرکز تلفن
center punch
U
مرکز سوراخ
symmerty center
U
مرکز تقارن
center of symmerty
U
مرکز تقارن
cf
U
بازیکن مرکز
cf
U
مرکز زمین
center gage
U
مرکز سنج
pivot point
U
مرکز چرخش
center drill
U
مته مرکز
battery center
U
مرکز اتشبار
acentric
U
خارج از مرکز
wheel center
U
مرکز چرخ
caoxial cable
U
سیم هم مرکز
body centered cubic
U
مکعب مرکز پر
brain center
U
مرکز مغزی
burst center
U
مرکز ترکش
aerodynamic center
U
مرکز ایرودینامیکی
center mark
U
مرکز سوراخ
center of resistance
U
مرکز مقاومت
center of pressure
U
مرکز فشار
center of mass
U
مرکز جرم
center of mass
U
مرکز هدف
center of lift
U
مرکز برا
toll exchange
U
مرکز تلفن
center of gravity
U
مرکز ثقل
center of distribution
U
مرکز پخش
center of dispersion
U
مرکز پراکندگی
active center
U
مرکز فعال
burst center
U
مرکز گلوله
primary center
U
مرکز عمده
kuk kiwo
U
مرکز تکواندو
inversion center
U
مرکز وارونگی
radio centeral
U
مرکز بی سیم
regional center
U
مرکز منطقهای
intermediate office
U
مرکز میانی
information center
U
مرکز اطلاعات
reserve center
U
مرکز احتیاط
induction station
U
مرکز پذیرش
respiratory center
U
مرکز تنفسی
rhinencephalon
U
مرکز شامه
height of centers
U
ارتفاع مرکز
head quarters
U
مرکز فرماندهی
fluid centre
U
مرکز سیال
school center
U
مرکز اموزش
training center
U
مرکز اموزش
provision center
U
مرکز توشه
local center
U
مرکز محلی
profit centre
U
مرکز سود
primary center
U
مرکز اولیه
outskirt
U
دور از مرکز
operation center
U
مرکز عملیات
off center
U
خارج از مرکز
nerve center
U
مرکز عصبی
mid channel
U
مرکز کانال
message center
U
مرکز پیام
mass concrete
U
مرکز جرم
mart
U
مرکز بازرگانی
manual exchange
U
مرکز دستی
main office
U
مرکز اصلی
main exchange
U
مرکز اصلی
feeding center
U
مرکز تغذیه
epicenter
U
مرکز زلزله
computer center
U
مرکز کامپیوتر
communication center
U
مرکز مخابرات
coaxial cable
U
سیم هم مرکز
coaxial cable
U
کابل هم مرکز
speech center
U
مرکز گویایی
chiral center
U
مرکز کایرال
sodom
U
مرکز فساد
subcentral
U
نزدیک مرکز
subscriber's station
U
مرکز مشترک
surrending the centre
U
تفویض مرکز
centroid
U
شبه مرکز
centroid
U
مرکز ثقل
centroid
U
مرکز جرم
centripetal
U
مایل به مرکز
computing center
U
مرکز محاسبات
concentric cable
U
کابل هم مرکز
education center
U
مرکز اموزش
sensorium
U
مرکز احساس
documentation center
U
مرکز اسناد
shopping center
U
مرکز فروش
signal center
U
مرکز مخابرات
diffracting center
U
مرکز پراشنده
signal center
U
مرکز پیام
data center
U
مرکز داده
data center
U
مرکز داده ها
cryptocenter
U
مرکز رمز
county seat
U
مرکز بخشداری
cost center
U
مرکز هزینه زا
sleep center
U
مرکز خواب
contrifuge
U
گریز از مرکز
concentrically
U
باداشتن یک مرکز
centrifugal
U
گریز از مرکز
eccentricity
U
دوری از مرکز
eccentricities
U
خروج از مرکز
eccentricity
U
خروج از مرکز
eccentricities
U
دوری از مرکز
point
U
مرکز راس حد
point
U
محل مرکز
centripetal
U
مرکز گرا
switchboard
U
مرکز تلفن
switchboards
U
مرکز تلفن
center punch
U
مرکز منگنه
carpooling center
[American E]
U
مرکز همسفری
headquarters
U
مرکز فرماندهی
emporium
U
مرکز بازرگانی
emporia
U
مرکز بازرگانی
emporiums
U
مرکز بازرگانی
direction center
U
مرکز هدایت عملیات
principal centre of affairs
U
مرکز مهم امور
data processing center
U
مرکز پردازش داده
dead center
U
مرکز سکون و بی حرکتی
off centre load
U
بار خارج از مرکز
data processing center
U
مرکز داده پردازی
combat operations
U
مرکز عملیات رزمی
hole center distance
U
فاصله مرکز سوراخ
position control
U
پیچ مرکز گذار
control center
U
مرکز کنترل عملیات
computer center director
U
مدیر مرکز کامپیوتر
computer center manager
U
مدیر مرکز کامپیوتر
software house
U
مرکز نرم افزاری
contrifugal force
U
نیروی گریز از مرکز
private brench exchange switchboard
U
مرکز سوئیچینگ فرعی
cost centre
U
مرکز هزینه یابی
combat information center
U
مرکز اطلاعات رزمی
sensorium
U
مرکز حواس اعضای حس
jurisdictional dispute
U
مرکز حل اختلافات کارگری
rhinencephalon
U
مرکز بویایی مغز
word processing center
U
مرکز پردازش کلمه
reserve center
U
مرکز اموزش احتیاط
impact registration
U
ثبت مرکز اصابت
inboard
U
بطرف مرکز کشتی
repeater station
U
مرکز تقویت کننده
information processing center
U
مرکز پردازش اطلاعات
instantaneous center of rotation
U
مرکز دوران لحظهای
relay center
U
مرکز باز پخش
head office of company
U
مرکز اصلی شرکت
kommandatura
U
مرکز فرماندهی نظامی
fire direction center
U
مرکز هدایت اتش
eccentric cam
U
بادامک گریز از مرکز
metacenter
U
مرکز تعادل ناو
message switching center
U
مرکز گزینش پیام
eccentric disc
U
صفحه گریز از مرکز
endarchy
U
امتداد از مرکز به خارج
selenocentric
U
مرئی از مرکز ماه
exchange office
U
مرکز تلفن خودکار
telephone central office
U
مرکز تلفن خودکار
main center office
U
مرکز اصلی ارتباطات
batching plant
U
مرکز اندازه گیری
eccentricity
U
گریز یا خروج از مرکز
eccentricity
U
گریز از مرکز غرابت
center of impact registration
U
ثبت مرکز اصابت
eccentricities
U
خارج از مرکز بودن
center of mass
U
مرکز هیولای هدف
center of mass
U
مرکز حجم هدف
eccentricities
U
فراراز مرکز لنگی
eccentricities
U
گریز یا خروج از مرکز
center of pressure coefficient
U
ضریب مرکز فشار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com