English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
incipient stages U مراحل نخستین یا ابتدائی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
at first a U در نخستین دید در وهله نخستین
preliminary U ابتدائی
preliminaries U ابتدائی
inchoative U ابتدائی
inceptive U ابتدائی
primigenial U ابتدائی
initials U ابتدائی
tentative U ابتدائی
initial U ابتدائی
initialed U ابتدائی
initialing U ابتدائی
initialled U ابتدائی
prima facia U ابتدائی
initialling U ابتدائی
preliminary school U مدرسه ابتدائی
preliminary budget U بودجه ابتدائی
initial expenses U هزینه ابتدائی
preliminary expenses U هزینههای ابتدائی
ingressive U بدوی ابتدائی
rudimental U بدوی ابتدائی
elemental U مربوط به عناصر ابتدائی
incipiently U بطور ابتدائی یا بدوی
to break the ice U دیگران شکل ابتدائی رانداشتن
zapp flap U شکل ابتدائی فلپهای لبه فرار
sequence U مراحل
phasing U مراحل
sequences U مراحل
sequences U مراحل کار
sequence U مراحل کار
incunabula U مراحل اولیه
budget cycle U مراحل بودجه
the four last things U مراحل چهارگانه
budget process U مراحل بودجه
phasing U مراحل عملیات
phasess of development U مراحل توسعه
phase difference U اختلاف مراحل عملیات
phases of life U مراحل یاشئون زندگی
logic U مراحل و تصمیمات و ارتباطات
stages U مراحل مختلف یک موشک
stages of economic growth U مراحل رشد اقتصادی
stage U مراحل مختلف یک موشک
process U مراحل مختلف چیزی
processes U مراحل مختلف چیزی
logical U مراحل و تصمیمات و ارتباطات آنها
military planning process U مراحل طرح ریزی نظامی
metaphse U یکی از مراحل تقسیم پس گاه
macro U نمایش گرافیکی مراحل منط قی
outlines U مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
outlining U مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
deep sleep U مراحل سوم و چهارم خواب [روانشناسی]
outline U مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
slow-wave sleep [SWS] U مراحل سوم و چهارم خواب [روانشناسی]
phase of smoke U مراحل تولید پرده دود یاتشکیل ان
outlined U مراحل و تصمیمات اصلی در برنامه یا سیستم
executes U سیگنالی که مراحل CPU را در حلقه اجرا طی میکند
executing U سیگنالی که مراحل CPU را در حلقه اجرا طی میکند
execute U سیگنالی که مراحل CPU را در حلقه اجرا طی میکند
executed U سیگنالی که مراحل CPU را در حلقه اجرا طی میکند
geometry and rendering U مراحل اصلی برای ایجاد و نمایش شی سه بعدی
flow diagram U نموداری که ترتیب مراحل در یک فرآیند یا برنامه را نشان دهد
exempt player U بازیگر معاف از انجام مراحل مقدماتی به علت سوابق او
blade tracking U مراحل تعیین موقعیت سر تیغههای ملخ نسبت به یکدیگر
instar U حشره پروانه یابندپایی در مراحل مختلف رشد خود
flowchart U نموداری که ترتیب مراحل در یک فرآیند یا برنامه را نشان دهد
take off U خیز . یکی از مراحل توسعه اقتصادی در نظریه روستو
fetch U سیگنالی که مراحل CPU را تا حلقه بازیابی دنبال میکند
fetched U سیگنالی که مراحل CPU را تا حلقه بازیابی دنبال میکند
fetches U سیگنالی که مراحل CPU را تا حلقه بازیابی دنبال میکند
sort effort U تعداد مراحل لازم جهت مرتب نمودن یک رکورد نامرتب
chart U نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
refan U جایگزین کردن فن اصلی بافنی با قطر بزرگتر و مراحل کمتر
charted U نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
charting U نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
charts U نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
mesne process U مراحل مختلفه و احکام وقرارهای مختلف دادگاه تاپیش از دستور اجرا
cycle U تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده
cycles U تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده
cycled U تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده
pipelines U UPC یا ALU که در بلاکهایی ساخته شده است و دستورات را در مراحل اجرا میکند
pipeline U UPC یا ALU که در بلاکهایی ساخته شده است و دستورات را در مراحل اجرا میکند
instructional computing U فرایند اموزشی تدریس مراحل گوناگون علم کامپیوتر وپردازش داده به افراد
approved data U سوابق و اطلاعاتی که میتوانندبرای تعیین مراحل تعمیرات یاتغییرات هواپیمای ویژهای بکارروند
premiering U نخستین
premieres U نخستین
first U نخستین
premiered U نخستین
premiere U نخستین
mixer U نخستین
primal <adj.> U نخستین
quadrages ima U نخستین
incipient U نخستین
primary U نخستین
premier U نخستین
proto U نخستین
premiers U نخستین
our first parents adam and eva U نخستین ما
first detector U نخستین
initialed U نخستین
initialled U نخستین
initialing U نخستین
mixers U نخستین
initials U نخستین
initial U نخستین
initialling U نخستین
cleco fastener U وسیلهای مانند فنر برای محکم کردن صفحات فلزی به یکدیگر تا اتمام مراحل پرچکاری
trivium U دوره نخستین
the opening chapter U نخستین فصل
initial expenses U هزینه نخستین
the first of all U نخستین همه
incunabula U نخستین دوره
hexateuch U نخستین توریه
his opening remarks U نخستین گفتههای وی
primary group U گروه نخستین
incipience U حالت نخستین
in the egg U در مرحله نخستین
as a first step <adv.> U نخستین [اولا]
incipincy U حالت نخستین
the first day U نخستین رور
octateuch U نخستین عهدعتیق
proenomen U نام نخستین
prime coat U روکش نخستین
primary personality U شخصیت نخستین
primary processes U فرایندهای نخستین
primary zones U نواحی نخستین
primary treatment U پاکسازی نخستین
primary productivity U فراوردگی نخستین
primary treatment U تصفیه نخستین
primary anxiety U اضطراب نخستین
protomartyr U نخستین شهید
primary drive U سائق نخستین
initial movement U نخستین اقدام
initial stage U طبقه نخستین
springer stone U نخستین رگ پاطاق
primary motivation U انگیزش نخستین
primary colors U رنگهای نخستین
menarche U نخستین قاعدگی
primary needs U نیازهای نخستین
primary reinforcement U تقویت نخستین
first rate U نخستین درجه
prototypes U نمونه نخستین
primary U مقدماتی نخستین
at the first blush U در نخستین وهله
crossover U تمرکز نخستین
prime U نخستین اولیه
by return of post U با نخستین پست
rough coat U نخستین اندود
primed U نخستین اولیه
book one U جلد نخستین
at the first onset U در نخستین وهله
at first push U در نخستین وهله
primes U نخستین اولیه
prototypes U نخستین بشر
prototype U نمونه نخستین
prototype U نخستین بشر
primordial U اصل نخستین
first aids U کمکهای نخستین
first impression U برداشت نخستین
first hand U نخستین بازی کن
emitter coupled logic U طرح مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از انتشار کنندههای ترانزیستور به عنوان خروجی به سایر مراحل
initiates U نخستین قدم رابرداشتن
primary amentia U نقص عقل نخستین
rudimentary knowledge U دانش مقدماتی یا نخستین
on the first occasion U در نخستین وهله یا فرصت
opener U نخستین مسابقه از یک دورمسابقه
the first person U نخستین شخص متکلم
net primary production U تولید خالص نخستین
protoplast U نخستین ادم افریده
prodelision U حذف نخستین حرفCanis
primary sensory area U ناحیه حسی نخستین
primary reinforcer U تقویت کننده نخستین
initiate U نخستین قدم رابرداشتن
primary projection area U ناحیه فرافکنی نخستین
initiated U نخستین قدم رابرداشتن
primary process thinking U اندیشیدن در فرایند نخستین
initiating U نخستین قدم رابرداشتن
maiden speeches U نخستین نطق شخص
primary mental abilities U تواناییهای عقلی نخستین
maiden speech U نخستین نطق شخص
primary consumers U مصرف کنندگان نخستین
fifteen U نخستین امتیاز گیم
first fruits U نخستین دستاوردهای هر چیز
break one's duck U کسب نخستین امتیاز
initial inverse voltage U ولتاژ معکوس نخستین
acrospire U نخستین جوانهء دانه
recoils U بحال نخستین برگشتن
hexateuchal U شش کتاب نخستین از تورات
draw first blood U کسب نخستین امتیاز
recoiling U بحال نخستین برگشتن
gross primary product U تولید ناخالص نخستین
recoiled U بحال نخستین برگشتن
firstling U نوبر نخستین نتیجه
primordial U عنصر نخستین اساسی
recoil U بحال نخستین برگشتن
at the earliest p moment U در نخستین وهله امکان
foal tooth U نخستین دندان اسب
ecl U طراحی مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از منتشر کننده ترانزیستورها به عنوان اتصالات خروجی به مراحل دیگر
staple U [الیاف کوتاه مانند پنبه و پشم که طی مراحل نخ ریسی تبدیل به نخ مناسب جهت تار و پود فرش می گردند.]
retranslate U دوباره بزبان نخستین دراوردن
fleshment U خوشحالی حاصله از نخستین موفقیت
heptateuch U هفت کتاب نخستین توریه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com