Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 221 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
long a go
U
مدت زیادی پیش
long ago
U
مدت زیادی پیش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
overweight
U
وزن زیادی
surcharge
U
اضافه بارکردن عوارض زیادی گرفتن از
surcharges
U
اضافه بارکردن عوارض زیادی گرفتن از
blue chip
U
ژتون ابی رنگ که ارزش زیادی دارد
blue-chip
U
ژتون ابی رنگ که ارزش زیادی دارد
fragmentation
U
حافظه اختصاص یافته به چندین فایل که به بخشهای آزاد و کوچکتری تقسیم میشود و آن قدر کوچک هستند که قابل استفاده نیستند ولی کلا فضای زیادی اشغال می کنند
high
U
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
highest
U
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
highs
U
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
intensity
U
زیادی
wealth
U
زیادی
so
U
خیلی باین زیادی
extend
U
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extending
U
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extends
U
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
resolution
U
توانایی نمایش یا تشخیص تعداد زیادی پیکسل در واحد مساحت
resolutions
U
توانایی نمایش یا تشخیص تعداد زیادی پیکسل در واحد مساحت
carried
U
رقم ناشی از نتیجه زیادی که از عدد پایه استفاده شده بزرگتر است
carries
U
رقم ناشی از نتیجه زیادی که از عدد پایه استفاده شده بزرگتر است
carry
U
رقم ناشی از نتیجه زیادی که از عدد پایه استفاده شده بزرگتر است
carrying
U
رقم ناشی از نتیجه زیادی که از عدد پایه استفاده شده بزرگتر است
ladies' man
U
مردی که علاقه زیادی بمعاشرت زنان دارد
ladies' men
U
مردی که علاقه زیادی بمعاشرت زنان دارد
zero
U
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeroes
U
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeros
U
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
superfluity
U
زیادی
extra
U
زیادی
extra
U
موضوعی که زیادی است
extra-
U
زیادی
extra-
U
موضوعی که زیادی است
extras
U
زیادی
extras
U
موضوعی که زیادی است
discretionary
U
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
growth
U
گوشت زیادی تومور
growths
U
گوشت زیادی تومور
pointer
U
فایلی از نشانه گرها مربوط به حجم زیادی از داده ذخیره شده
pointers
U
فایلی از نشانه گرها مربوط به حجم زیادی از داده ذخیره شده
superfluous
U
زیادی
clean
U
کپی که آماده تایپ است و تغییرات زیادی روی آن اعمال نشده است
cleaned
U
کپی که آماده تایپ است و تغییرات زیادی روی آن اعمال نشده است
cleanest
U
کپی که آماده تایپ است و تغییرات زیادی روی آن اعمال نشده است
cleans
U
کپی که آماده تایپ است و تغییرات زیادی روی آن اعمال نشده است
compact
U
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
compacted
U
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
compacting
U
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
compacts
U
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
frequencies
U
انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
frequency
U
انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
normalization
U
تابع نرمالساز عدد اعشاری که ارقام زیادی
excess
U
زیادی
excess
U
مقدار زیادی از چیزی
excesses
U
زیادی
excesses
U
مقدار زیادی از چیزی
greatness
U
زیادی
muchness
U
زیادی
unduly
U
زیادی
profoundly
U
زیادی
outgrowth
U
گوشت زیادی
quickly
U
بدون مصرف زمان زیادی
largely
U
تا درجه زیادی
automatic
U
توانایی کامپیوتر برای اجرای تعدادی برنامه یا کار بدون دستور زیادی
automatics
U
توانایی کامپیوتر برای اجرای تعدادی برنامه یا کار بدون دستور زیادی
greatly
U
به زیادی
thread
U
زبان برنامه نویسی که به بخشهای زیادی از کد امکان نوشتن و پس استفاده توسط برنامه اصلی میدهد
threads
U
زبان برنامه نویسی که به بخشهای زیادی از کد امکان نوشتن و پس استفاده توسط برنامه اصلی میدهد
clog
U
زیادی پرکردن
clogged
U
زیادی پرکردن
clogs
U
زیادی پرکردن
undue
U
زیادی
thrashing
U
1-فعالیتهای زیادی دیسک . 2-مشخصات یا خطای برنامهای در حافظه مجازی . که باعث اتلاف وقت CPV برای جابجایی صفحات بین حافظه پشتیبان میشود
immensity
U
زیادی
abundance
U
زیادی
surplus
U
زیادی
surplus
U
مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
surpluses
U
زیادی
surpluses
U
مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
screen
U
وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
screened
U
وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
screening, screenings
U
وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
screens
U
وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
riffraff
U
زیادی توده
air mass
U
جریان تودهء عظیمی از هواکه مسافت زیادی را در سطح زمین طی میکند
big fill
U
افتادن تعداد زیادی از میله هابا گوی اول
Borland
U
شرکت نرم افزاری که زبانهای برنامه نویسی زیادی را توسعه داده است و نیز سیتمهای پایگاه داده ها و برنامههای صفحه گسترده
burn out
U
گرمای زیادی یا استفاده نادرست که باعث میشود یک مدار الکترونیک یا وسیله متوقف شود
Chad
U
محصولات زیادی ایجاد شده از سوراخهای پانچ شده در نوار یا کارت
computer nik
U
استفاده کننده علاقمند کامپیوترکه وقت زیادی را صرف کاربا کامپیوتر میکند
countershaft
U
محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
critical engine
U
موتوری که از کارافتادن یانقص ان تاثیر زیادی درعملکرد هواپیما خواهد داشت
degauss
U
پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
degausser
U
وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
demagnetize
U
پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
digital research inc
U
یک شرکت نرم افزاری که محصولات زیادی دارد
distichiasis
U
مژگان زیادی
enormousness
U
زیادی
eurytherm
U
موجودی که دارای درجات حرارت مختلف و زیادی است
exairesis
U
برش اندام زیادی
excess demand
U
تقاضای زیادی مازاد تقاضا
excessiveness
U
زیادی
Other Matches
he inherited a large fortune
U
دارایی زیادی بمیراث برد دارایی زیادی به او رسید
nimiety
U
زیادی
numerousness
U
زیادی
profoundness
U
زیادی
profuseness
U
زیادی
redundance
U
زیادی
supervacaneous
U
زیادی
excrescent
U
زیادی
excrescential
U
زیادی
extremeness
U
زیادی
frequentness
U
زیادی
heaviness
U
زیادی
hugeness
U
زیادی
immenseness
U
زیادی
immoderacy
U
زیادی
infiniteness
U
زیادی
inordinacy
U
زیادی
intenseness
U
زیادی
to a large extent
U
تا حد زیادی
overly
U
زیادی
interleaf
U
برگ زیادی
inordinateness
U
زیادی بی اندازگی
exorbitance
U
زیادی افراط
increscent
U
زیادی توسعه
for long
U
مدت زیادی
fuzz ball
U
گوشت زیادی
gaudery
U
پیرایههای زیادی
hyperacidity
U
زیادی اسید
extensiveness
U
کثرت زیادی
to a degree
U
تادرجه زیادی
over production
U
محصول زیادی
overblance
U
زیادتی زیادی
I incurred a heavy loss.
U
ضرر زیادی کردم
go out of one's way
<idiom>
U
تلاش زیادی کردن
odd come short
U
زیادی باقی مانده
outgrwth
U
برامدگی گوشت زیادی
over estimation
U
زیادی درنظر گرفتن
Quite a few people ...
U
تعداد زیادی
[از مردم]
to shoot one's mouth off
<idiom>
U
زیادی حرف زدن
No small number of ...
U
تعداد زیادی
[از مردم]
You have given me too much.
U
زیاد ( زیادی ) به من دادی
go on
<idiom>
U
زیادی صحبت کردن
redun dantly
U
بطور زائدیا زیادی
oversale
U
پیش فروش زیادی
make a bundle
<idiom>
U
پول زیادی درآوردن
it will not take long
U
مدت زیادی نمیخواهد
quite a number of people
U
عده زیادی از مردم
intensity of gravity
U
شدت با زیادی جاذبه
kajillion
[slang]
U
تعداد بسیار زیادی
many of them
U
عده زیادی از انها
make a killing
<idiom>
U
پول زیادی درآوردن
it was a
U
مبلغ زیادی بود
lose one's shirt
<idiom>
U
پول زیادی را از دست دادن
splurge on something
<idiom>
U
پول زیادی خرج کردن
Suffering many privations .
U
محرومیتهای زیادی رامتحمل شدن
He is bound to come.
U
احتمال زیادی دارد که بیاید
To go to great expenses .
U
خرج زیادی را متحمل شدن
I have lost a lot of blood.
U
خون زیادی از من رفته است
ring bone
U
استخوان زیادی در بخولق اسب
Do you have an extra pen to lend me?
U
یک قلم زیادی داری به من بدهی ؟
To cover (traverse)long distances.
U
مسافت زیادی راطی کردن
polypus
U
گوشت زیادی ساقه دار
it makes a t. difference
U
تفاوت خیلی زیادی نمیکند
hyperacid
U
حاوی مقدار زیادی اسید
much sugar was left
U
قند زیادی باقی ماند
it takes much room
U
فضای زیادی را اشغال میکند
I made a lot of profit in the deal .
U
دراین معامله فایده زیادی بردم
A big crowd surged into the streets.
U
جمعیت زیادی ریخت توی خیابانها
It seems I am not welcome (wanted) here.
U
مثل اینکه من اینجا زیادی هستم
You are sure a dead ringer for muy brother.
U
تو قطعا شباهت زیادی با برادر من داری.
To stint . To be cheese - paring .
U
گدا بازی درآوردن ( صر فه جویی زیادی )
polyposis
U
دچاری بگوشت زیادی یابواسیر لحمی
super numerary
U
نفر یا سرباز اضافه برسازمان یا زیادی
to overdose a patient
U
داروی زیادی به بیمار دادن یاخوراندن
to pad a sentence
U
جمله را با واژههای زیادی دراز کردن
We have two books extra.
U
دوتا کتاب اضافه ( زیادی) داریم
There are not many amusements in this town.
U
دراین شهر تفریحات زیادی وجود ندارد
put on one's thinking cap
<idiom>
U
زمان زیادی روی چیزی فکر کردن
The bus stop is no distance at all .
U
ایستگاه اتوبوس فاصله زیادی با اینجا ندارد
to raise big problems for the country
U
مواجه کردن این کشور با مشکلات زیادی
new broom sweeps clean
<idiom>
U
شخص تازهای موجب تغییرات زیادی شود
pay through the nose
<idiom>
U
برای چیزی پول زیادی خرج کردن
to face a serious problem for the country
U
مواجه کردن این کشور با مشکلات زیادی
to raise big problems for the country
U
روبرو کردن این کشور با مشکلات زیادی
to face a serious problem for the country
U
روبرو کردن این کشور با مشکلات زیادی
I cant see much difference in them.
U
فرق زیادی بین آنها نمی بینم
hard wheat
U
گندم ماکارونی دارای مقدارگلوتن زیادی است
lady's man
U
مردی که علاقه زیادی بمعاشرت زنان دارد
labour intensive industry
U
صنعتی که به نیروی انسانی زیادی احتیاج دارد
to occupy much space
U
فضای زیادی را اشغال کردن زیاد جا بردن
trouty
U
دارای تعداد زیادی ماهی قزل الا
Tourists have stayed away in droves this summer.
U
این تابستان دسته های زیادی از گردشگران نیامدند.
HRG
U
توانایی نمایش تعداد زیادی پیکس در واحد مساحت
slow moving
U
کالاهایی که فروختن انها مدت زیادی طول میکشد
mass meeting
U
انجمن یا مجمعی که از عده زیادی مردم تشکیل شود
Looks likes he is asking for trouble . looks like he is sticking his neck out .
U
مثل اینکه سرش به گردنش ( تنش ) زیادی می کند
profound gangrene
U
یعنی انکه گوشت زیادی را تباه کرده باشد
This dictionary has many examples of how idioms are used .
U
این فرهنگ مثالهای زیادی از کاربرد اصطلاحات دارد
all-rounder
U
همه فنحریف, کسی که مهارتهای متنوع و زیادی دارد
polygarchy
U
حکومتی که به دست عده زیادی اداره شود حکومت جمعی
white heat
U
درجه حرارت زیادی که ازسرخی گذشته و برنگ سفید دراید
static economy
U
اقتصاد ساکن وضعیت اقتصادی یی که مدت زیادی دوام یابد
Her teacher's presence caused her considerable discomfort.
U
بودن دبیر او
[زن]
احساس ناراحتی زیادی برای او
[زن]
ایجاد کرد.
This is plain highway robbery .
U
این که اسمش لخت کردن است ( پول زیادی گرفتن )
There are many difference between Persian and English .
U
بین زبانهای فارسی وانگلیسی فرق های زیادی وجود دارد
an athlete's body
[circulation]
can take a lot of punishment.
U
بدن
[گردش خون]
یک ورزشکار می تواند فشار زیادی را تحمل بکند .
to reinvent the wheel
<idiom>
U
هدر مقدار زیادی از زمان و یا تلاش در ساختن چیزی که قبلا وجود داشته.
multifunction
U
صفحه مدار جانبی که خصوصیات زیادی برای هنگنام سازی کامپیوتر دارد
VHD
U
نوعی دیسک ویدیویی با گنجایش بالا که میتواند حجم زیادی داده را ذخیره کند
retention area
U
قسمتهایی از دیسک توربین دراطراف ریشه تیغه ها که تحت نیروی زیادی قرار دارند
hi res graphics
U
graphics resolution high تصویر صاف و واقعی روی صفحه نمایش که به وسیله تعداد زیادی سلولهای تصویرتولید میشود
quercetin
U
ماده رنگی کریسیتین
[این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
fdm
U
انتساب عددی با سیگنال مختلف به فرکانسهای مختلف تا سیگنالهای زیادی روی کانال فرستاده شوند
numeric
U
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
permalloy
U
خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
Tahmasb
U
شاه تهماسب
[پسر شاه اسماعیل موسس سلسله صفوی خدمات زیادی برای حفظ و اعتلا هنر فرشبافی ایران به جای گذاشت.]
shoulders
U
[اصطلاحا جمع شدگی یا کیس شدن فرش در یک قسمت از آن می باشد که یا در اثر ترافیک و یا قرار دادن نامناسب مبلمان بوجود می آید. در صورتی که برآمدگی فرش برطرف نشود به الیاف آسیب زیادی می رسد و پاره می شود.]
much of it was good
U
مقدار زیادی از ان خوب بود خیلیش خوب بود
flower design
U
طرح افشان گل
[این طرح جلوه ای از طرح لچک ترنج شاه عباسی است با تعداد زیادی گل که در کل متن ترنج خاصی را جلوه گر می سازد.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com