English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
side circuit U مدار جانبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
rack U فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
racked U فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
racks U فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracked U فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracks U فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
buffer U مدار که سیستم را از آسیب ورودی سایر مدارها یا وسایل جانبی حفظ میکند
microcomputer U تخته مدار چاپی اصی سیستم که بیشتر قط عات و اتصالات برای تختههای جانبی و... را دارد
multifunction U صفحه مدار جانبی که خصوصیات زیادی برای هنگنام سازی کامپیوتر دارد
Other Matches
duplex U مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplexes U مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
expansion interface U حافظه جانبی وسایر دستگاههای جانبی رابه یک کامپیوتر اصلی اضافه کند
sidelap U بالههای جانبی هواپیما پوشش جانبی عکسها رویهم
bells and whistles U خصوصیات جانبی و پیشرفته یک برنامه کاربردی یا وسیله جانبی
peripheral U مداری که امکان کار کامپیوتر با رسانه جانبی با کمک پورتهای سریال و موازی و سایر سیگنالهای تصدیق لازم برای واسط شدن بین وسیله جانبی
communication U بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
channeling U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeled U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channel U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
side effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
pads U ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pad U ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
wait condition U 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait state U 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
composite circuit U مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
switching U مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
inferior planet U سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
pinned U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pin U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
power down U خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
mask design U اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
fall-out [side effect] U عوارض جانبی [اثر جانبی]
spillover effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
secondary effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
byeffect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
by-effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
adverse reaction U عوارض جانبی [اثر جانبی]
powder train U مدار خرج مدار باروت
firing circuit U مدار چاشنی مدار انفجار
externals U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
side spray U بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
one hook U مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
flank observation U دیدبانی جانبی دیدبانی از دیدگاه جانبی
interfaces U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
gradient circuit U مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
adverse reaction U اثر جانبی
byeffect U اثر جانبی
bilateral U دو جانبی
sidelong U جانبی
accessory U جانبی
fall-out [side effect] U اثر جانبی
secondary effect U اثر جانبی
by-effect U اثر جانبی
laterad U جانبی
contour line U خط جانبی
lateral U جانبی
spillover effect U اثر جانبی
adverse reaction U نتیجه جانبی
accessory U وسیله جانبی
adverse reactions U اثرهای جانبی
byeffect U نتیجه جانبی
by-effect U نتیجه جانبی
dorsolateral U پشتی و جانبی
aisles U جانبی صحن
aisle U جانبی صحن
lateral inversion U معکوس جانبی
end gable U نمای جانبی
side-effects U اثر جانبی
cross wind U باد جانبی
side reaction U واکنش جانبی
fall-out [side effect] U نتیجه جانبی
secondary effect U نتیجه جانبی
spillover effect U نتیجه جانبی
lateral buckling U کمانکش جانبی
sidelooking airborne radar U رادار جانبی
sideband U باندهای جانبی
side view U نمای جانبی
side chain U زنجیر جانبی
side-effects U نتیجه جانبی
side friction U اصطکاک جانبی
lateral control U کنترل جانبی
sideways sum U مجموع جانبی
flank speed U سرعت جانبی
input/output U وسیله جانبی
marginal bund U خاکریز جانبی
i/o U وسیله جانبی
lateral fissure U شیار جانبی
laterality U برتری جانبی
lateral dominance U برتری جانبی
lateral dispersion U پراکندگی جانبی
side group U گروه جانبی
unit U وسیله جانبی
byeffect U عوارض جانبی
side effects U آثار جانبی
secondary effects U آثار جانبی
byeffects U آثار جانبی
by-effects U آثار جانبی
wing wall U دیواره جانبی
device U وسیله جانبی
lateral yield U له شدگی جانبی
side effect U اثر جانبی
units U وسیله جانبی
spillover effects U آثار جانبی
side-effect U اثر جانبی
peripherals U دستگاههای جانبی
side effect U نتیجه جانبی
oblique fire U اتش جانبی
side-effect U نتیجه جانبی
devices U وسیله جانبی
adverse reactions U آثار جانبی
ancillary equipment U وسیله جانبی
ancillary equipment U تجهیزات جانبی
byeffects U اثرهای جانبی
secondary effects U اثرهای جانبی
lateral load U بار جانبی
spillover effects U اثرهای جانبی
trilaterality U حالت سه جانبی
side effects U اثرهای جانبی
lateral pressure U فشار جانبی
by-effects U اثرهای جانبی
peripheral U دستگاه جانبی
ventrolateral U بطنی و جانبی
lateral surface U سطح جانبی
auxiliary equipment U تجهیزات جانبی
lateral shifts U حرکت جانبی
lateral shifts U تغییرات جانبی
side chain substitution U استخلاف در زنجیر جانبی
notch piers U پایههای جانبی سرریز
peripheral controller U کنترل کننده جانبی
lateral magnifying power U درشت نمایی جانبی
processor U پردازنده جانبی مخصوص
peripheral equipment operator U متصدی تجهیزات جانبی
miniperipheral U دستگاه جانبی کوچک
lateral and sway bracing U حرکات جانبی و نوسانی
sidelooking airborne radar U رادار با دید جانبی
side effect U اثرجانبی نتیجه جانبی
lateral support U تکیه گاه جانبی
diaschisis U کارکرد پریشی جانبی
crab U حرکت جانبی ناو
girthed area U سطح جانبی [ریاضی]
angle of sideslip U زاویه لغزش جانبی
angle of sideslip U زاویه انحراف جانبی
lateral-adjustment lever سطح تنظیم جانبی
side-effects U اثرجانبی نتیجه جانبی
ventrolateral U درقسمت جانبی شکم
side-effect U اثرجانبی نتیجه جانبی
crabs U حرکت جانبی ناو
sides way U تغییر مکان جانبی
side tone U صدای جانبی گوشی
sidelobe U بیم جانبی رادار
profiling U برش عمودی تصویر جانبی
lateral strain U تغییر شکل نسبی جانبی
profile U برش عمودی تصویر جانبی
asymmetrical sideband transmission U پخش باند جانبی مانده
vestigial sideband transmission U پخش باند جانبی مانده
transverse process U زائده جانبی ستون فقرات
sculpture in the round U پیکره سازی همه جانبی
profiles U برش عمودی تصویر جانبی
sidepiece U قطعه کناری بخش جانبی
side overlap U پوشش جانبی عکس هوایی
profiled U برش عمودی تصویر جانبی
shortest U تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
interrupt U حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
lateral gain U پوشش جانبی زمین درعکاسی هوایی
short U تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
polls U بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
failures U خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
failure U خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
polled U بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
sub- U کد شناسایی وسیله جانبی برای دستیابی به آن
sbc U RA و رابط دستگاه جانبی RO ,Computer SmallBusiness
lateral deflection of beam U تغییر شکل فرعی یا جانبی تیر
sidelobe U ستونهای جانبی انرژی انتن رادار
poll U بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
bells and whistles U صدا ودستگاههای جانبی بیشتراست نواوری
B: U بیان کننده دیسک درایو جانبی
interrupts U حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
interrupting U حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
shorter U تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
computer interface unit U وسیله اتصال دستگاههای جانبی به کامپیوتر
processor U پردازندهای که از حافظه جانبی استفاده میکند
auxiliaries U پشتیبان یا وسیله جانبی در صورت بروز مشکل
output U کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
controller U سخت افزار یا نرم افزاری که یک وسیله جانبی
auxiliary U پشتیبان یا وسیله جانبی در صورت بروز مشکل
formed U وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
form U وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
outputs U کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
port U یچ ای که به کاربر امکان میدهد که وسیله جانبی که کامپیوتر
forms U وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
peripheral U انتقال داده بین CPU و رسانه جانبی
vendors U کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
peripheral U فرفیت ذخیره سازی موجود در وسیله جانبی
vendor U کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
controllers U سخت افزار یا نرم افزاری که یک وسیله جانبی
stair towers turrets U برجهای پله دار جانبی هشتی ورودی
input/output U کلمهای که بیتهایش وضعیت رسانه جانبی را شرح میدهد.
load U فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
enhancement U امکان جانبی که خروجی یا کارایی یک وسیله را افزایش میدهد
PCMCIA U حافظه یا وسیله جانبی که با استاندارد PCMCIA مط ابقت دارد
peripheral U رسانه جانبی که با سرعت بالا با کامپیوتر کار میکند
loads U فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
device U مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
devices U مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com