English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
slug U مثل حلزون حرکت کردن
slugged U مثل حلزون حرکت کردن
slugs U مثل حلزون حرکت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
winkle U جابجا کردن حلزون خوراکی
winkles U جابجا کردن حلزون خوراکی
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
slugged U حلزون
slugs U حلزون
snails U حلزون
cochlea U حلزون گوش
snail حلزون با پوسته
auditory labyrinth U حلزون شنوایی
snailery U پرورشگاه حلزون
holothurian U حلزون دریایی
snaillike U حلزون وار
labyrinths U حلزون گوش
scallops U حلزون گرفتن
labyrinth U حلزون گوش
scallop U حلزون گرفتن
slug حلزون بدون پوسته
labium U لبه صدف حلزون
cockleshell U صدف حلزون دوکپهای
mollusk U جانور نرم تن حلزون
spat U بچه حلزون مرافعه
cockleshells U صدف حلزون دوکپهای
mollusc U جانور نرم تن حلزون
molluscs U جانور نرم تن حلزون
shellfish U حلزون صدف دار
helicoid U بشکل پوسته حلزون مارپیچ
soft shell U حلزون دارای صدف نرم
spat U : حلزون خوراکی خیلی کوچک
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
hard clam U حلزون دارای کفههای صدفی سخت
shell U صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
shelling U صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
shells U صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
ray U ماهی چهارگوش عمق زی که از حلزون تغذیه میکند
littleneck clam U نوزاد حلزون خوراکی که معمولا خام خورده میشود
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
sailings U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sail U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
waved U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order U ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
lumbering U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braid U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braided U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braids U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbers U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumber U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbered U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
move on U ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
trackball U وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
move off the ball U حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
fish tailing U حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
tapes U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroke U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
strokes U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
clams U حلزون دوکپهای یا صدف خوراکی از جنس pecten گوشت صدف
clam U حلزون دوکپهای یا صدف خوراکی از جنس pecten گوشت صدف
soft shelled U دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
loiters U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitered U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitering U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiter U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
inch U حرکت کردن
move U حرکت کردن
departure U حرکت کردن
sail U حرکت کردن
departures U حرکت کردن
skews U کج حرکت کردن
whir U حرکت کردن
skew U کج حرکت کردن
get under way U حرکت کردن
skewing U کج حرکت کردن
waggles U حرکت کردن
waggling U حرکت کردن
to weigh anchor U حرکت کردن
waggle U حرکت کردن
moved U حرکت کردن
have way on U حرکت کردن
sailings U حرکت کردن
to bear oneself U حرکت کردن
waggled U حرکت کردن
sailed U حرکت کردن
moves U حرکت کردن
compound motion U حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transferring U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise U حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
larrup U سنگین حرکت کردن
submarines U زیردریا حرکت کردن
pule U باصدا حرکت کردن
skeet U باسرعت حرکت کردن
spank U با سرعت حرکت کردن
lazier U باکندی حرکت کردن
crawfish U به پشت حرکت کردن
make leeway U حرکت پهلویی کردن
spanked U با سرعت حرکت کردن
submarine U زیردریا حرکت کردن
crabs U به پهلو حرکت کردن
spanks U با سرعت حرکت کردن
lugs U سنگین حرکت کردن
zigzagged U حرکت زیگزاگی کردن
ranged U سیر و حرکت کردن
whirry U بعجله حرکت کردن
streaking U بسرعت حرکت کردن
streaks U بسرعت حرکت کردن
dart U بسرعت حرکت کردن
trance U باچالاکی حرکت کردن
trances U باچالاکی حرکت کردن
streak U بسرعت حرکت کردن
lugging U سنگین حرکت کردن
lugged U سنگین حرکت کردن
to tail to the tide U باجزرومد حرکت کردن
range U سیر و حرکت کردن
zigzags U حرکت زیگزاگی کردن
laziest U باکندی حرکت کردن
darting U بسرعت حرکت کردن
lazy U باکندی حرکت کردن
lug U سنگین حرکت کردن
ranges U سیر و حرکت کردن
zigzag U حرکت زیگزاگی کردن
darted U بسرعت حرکت کردن
spiraling U بطورمارپیچ حرکت کردن
underway U در حال حرکت کردن
sneak U دزدکی حرکت ه کردن
infile U به ستون دو حرکت کردن
sneaked U دزدکی حرکت ه کردن
sneaks U دزدکی حرکت ه کردن
trailed U بدنبال حرکت کردن
sail U با نازوعشوه حرکت کردن
to move on U واداربه حرکت کردن
to make an early start U زود حرکت کردن
trailing U بدنبال حرکت کردن
trails U بدنبال حرکت کردن
sailed U با نازوعشوه حرکت کردن
trail U بدنبال حرکت کردن
sailings U با نازوعشوه حرکت کردن
to bolt U ناگهانی حرکت کردن
spirals U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiralling U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiralled U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiraled U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiral U بطورمارپیچ حرکت کردن
jink U بسرعت حرکت کردن
streaked U بسرعت حرکت کردن
zigzagging U حرکت زیگزاگی کردن
crab U به پهلو حرکت کردن
sea cucumber U حلزون دریایی از جنس راب دریایی
draw away U جلوتر از دیگران حرکت کردن
skulks U گروه دزدکی حرکت کردن
skulking U گروه دزدکی حرکت کردن
gibes U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
lobbing U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
skulk U گروه دزدکی حرکت کردن
skulked U گروه دزدکی حرکت کردن
troupes U بصورت دسته حرکت کردن
fudging U فریفتن اهسته حرکت کردن
leapfrog U باجست وخیز حرکت کردن
fudge U فریفتن اهسته حرکت کردن
jibing U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
criss-crossing U بهطور متقاطع حرکت کردن
criss-crosses U بهطور متقاطع حرکت کردن
criss-crossed U بهطور متقاطع حرکت کردن
fudged U فریفتن اهسته حرکت کردن
criss-cross U بهطور متقاطع حرکت کردن
change down U به دنده سنگین حرکت کردن
cannonball U سریع السیر حرکت کردن
troupe U بصورت دسته حرکت کردن
sway away U رد کردن ضربه با حرکت بدن
jibe U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibes U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
lobbed U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
lobs U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
lob U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
proceed U رهسپار شدن حرکت کردن
jibed U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
proceeded U رهسپار شدن حرکت کردن
fudges U فریفتن اهسته حرکت کردن
lomomote U از جایی بجایی حرکت کردن
rippling U بطور موجی حرکت کردن
ripples U بطور موجی حرکت کردن
move U حرکت کردن تکان خوردن
rippled U بطور موجی حرکت کردن
ripple U بطور موجی حرکت کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com