English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 198 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pin money U مبلغ ناچیز
chicken feed U مبلغ ناچیز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
promoter U مبلغ
amounts U : مبلغ
quantum U مبلغ
amounting U : مبلغ
amounted U مبلغ
amounted U : مبلغ
propagandists U مبلغ
propagandist U مبلغ
promoters U مبلغ
tot U مبلغ
lump sum U مبلغ کل
lump sums U مبلغ کل
sum U مبلغ
sums U مبلغ
amount U مبلغ
amount U : مبلغ
tots U مبلغ
summa U مبلغ
quantities U مبلغ
quantity U مبلغ
amounts U مبلغ
amounting U مبلغ
balance of the amount U باقیمانده مبلغ
twopence U مبلغ دو پنس
pittance U مبلغ جزئی
missionary U مبلغ مذهبی
missionaries U مبلغ مذهبی
entirenss U جمع کل مبلغ کل
evengelist U مبلغ مسیحی
gross amount U مبلغ ناخالص
missioner U مبلغ مذهبی
dribblet U مبلغ کوچک
convertor U مبلغ مذهبی
converter U مبلغ مذهبی
the entire sum U تمامی مبلغ
to figure up مبلغ یا میزان
carry forward U مبلغ منقول
price U مبلغ شرطبندی
round U مبلغ زیاد
premiums U مبلغ بیمه
premium U مبلغ بیمه
roundest U مبلغ زیاد
prices U مبلغ شرطبندی
turnover U مبلغ فروش
backing U مبلغ شرطبندی
nugatory U ناچیز
runty U ناچیز
meaner U ناچیز
scrimp U ناچیز
trifle U ناچیز
small time U ناچیز
mean U ناچیز
hairsplitting U ناچیز
inconsequential U ناچیز
trivia U ناچیز
fiddling U ناچیز
picayune U ناچیز
picayubnish U ناچیز
piddling U ناچیز
of no account U ناچیز
piffle U ناچیز
negligible U ناچیز
pelting U ناچیز
small-time U ناچیز
inappreciable U ناچیز
sparing U ناچیز
meager U ناچیز
meanest U ناچیز
small change U ناچیز
trifles U ناچیز
meagre U ناچیز
peppercorns U ناچیز
insignificant U ناچیز
vain U ناچیز
poorest U ناچیز
poorer U ناچیز
poor U ناچیز
straws U ناچیز
peppercorn U ناچیز
trifling U ناچیز
potty U ناچیز
straw U ناچیز
peddling U ناچیز
inconsiderable U ناچیز
trivial U ناچیز
potties U ناچیز
hiked U مبلغ رابالا بردن
hike U مبلغ رابالا بردن
it was a U مبلغ زیادی بود
exaggerated U مبلغ اغراق امیز
hikes U مبلغ رابالا بردن
hiking U مبلغ رابالا بردن
capitalization U جمع مبلغ سرمایه
ratal U مبلغ مشمول مالیات
deductible U مبلغ قابل کسر
meanest U جزیی ناچیز
trivialization U ناچیز شماری
meaner U جزیی ناچیز
to think little of U ناچیز شمردن
inappreciable U ناچیز بی بها
stramineous U سبک ناچیز
to make a push at U ناچیز شمردن
quiddity U جوهر ناچیز
pint sized U ناچیز کوچک
opusculum U اثرادبی ناچیز
misprize U ناچیز شمردن
to set at nought U ناچیز شمردن
think nothing of U ناچیز شمردن
make nothing of U ناچیز شمردن
invalued U بی بها ناچیز
mean U جزیی ناچیز
to snap one;s fingers at U ناچیز شمردن
teeny U کوچک ناچیز
slighter U مقدار ناچیز
slighter U ناچیز شماری
slightest U مقدار ناچیز
slightest U ناچیز شماری
slighting U مقدار ناچیز
slighting U ناچیز شماری
slights U مقدار ناچیز
slights U ناچیز شماری
cheapen U ناچیز شمردن
cheapened U ناچیز شمردن
cheapening U ناچیز شمردن
slighted U ناچیز شماری
slighted U مقدار ناچیز
teeniest U کوچک ناچیز
little U ناچیز جزئی
tiniest U کوچک ناچیز
tiny U کوچک ناچیز
teenier U کوچک ناچیز
underestimate U ناچیز پنداشتن
underestimated U ناچیز پنداشتن
underestimates U ناچیز پنداشتن
underestimating U ناچیز پنداشتن
slight U مقدار ناچیز
slight U ناچیز شماری
cheapens U ناچیز شمردن
pint size U خرد ناچیز
tinier U کوچک ناچیز
pint-size U خرد ناچیز
worthless U ناچیز و بی قیمت
investments U مبلغ سرمایه گذاری شده
even money U مبلغ مساوی در شرط بندی
What is this amount for? U این مبلغ برای چیست؟
blank check U چک امضاء شده بدون مبلغ
Fine words butter no parsnips. U از تعارف کم کم وبر مبلغ افزای
It was some consikerable amount. U مبلغ قابل ملاحظه ای بود
i undertake to pay that sum U متعهد میشوم که ان مبلغ رابپردازم
investment U مبلغ سرمایه گذاری شده
surcharges U مبلغ جریمه نرخ اضافی
surcharge U مبلغ جریمه نرخ اضافی
traces U مقدار ناچیز ترسیم
traced U مقدار ناچیز ترسیم
to thinks scorn of U ناچیز یا حقیر شمردن
inconseqential U غیر مهم ناچیز
vilipend U ناچیز شمردن تحقیرکردن
sour grapes mechanism U مکانیسم ناچیز انگاری
self effacement U ناچیز شماری خود
trace U مقدار ناچیز ترسیم
handicap stake U مسابقهای که مبلغ شرطبندی از صاحبان اسبهاست
The return on the bonds amounts to ... U مبلغ بازده اوراق بهادار برابراست با ...
bond discount U تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
entry fee U مبلغ پرداختی برای شرکت درمسابقه
outlay U مبلغ سرمایه گذاری شده خرج
net amount payable to contractor U مبلغ خالص قابل پرداخت به پیمانکار
underrates U ناچیز شمردن دست کم گرفتن
it is immaterial U ناچیز است اهمیت ندارد
to make noyhing of U ناچیز شمردن اهمیت ندادن
underrate U ناچیز شمردن دست کم گرفتن
underrating U ناچیز شمردن دست کم گرفتن
underrated U ناچیز شمردن دست کم گرفتن
working capital U مبلغ اضافی سرمایه جاری پس از کسر بدهی
He deducts the amount from the invoice. U او [مرد] این مبلغ را از حساب کسر می کند.
discounted cash flow U مبلغ تنزیل شده پرداختها وهزینههای اتی
debt discount U تفاوت ارزش اسمی بدهی واصل مبلغ
insignificantly U بطور ناچیز بدون داشتن معنی
sags U کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
sag U کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
sagged U کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
cash-and-carries U نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash and carry U نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash-and-carry U نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
The borrower is absolutely free to use the amount. U وام گیرنده کاملا مختار به استفاده ازاین مبلغ است .
regressive tax U مالیاتی که به نسبت کم شدن مبلغ پایه مالیات تنزل کند
small claim U ادعانامه یا تقاضای خسارتی که مبلغ ان از 00001 ریال کمتر است
face value U مبلغ اسمی مبلغی که روی سکه اسکناس و یا سهام نوشته شده است
dificiency U نقصان درامد و عدم کفایت مبلغ پیش بینی شده جهت اجرای کار
bond U سندی که به موجب ان خود ووارث و اوصیا و مباشرین امورش را به پرداخت مبلغ معینی به دیگری متعهد میکند
carbon tracking U باقیمانده بسیار ناچیز کربن که در اثر تخلیه الکتریکی درداخل دینام دلکو یا محفظه شمع باقی میماند
clearing a bill U محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
valued policy U بیمه نامه دریایی که در ان مبلغ بیمه دقیقا" تعیین و ذکر میشود
underestimation U سبک شماری سهل گیری ناچیز شماری
poorly U بطور ناچیز بطور غیر کافی
poundage U مبلغ به پوند وزن به پوند
due bill U در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com