English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
sidepiece U قطعه کناری بخش جانبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
side reflector U منعکس کننده کناری رفلکتور کناری
peripheral U قطعه خارجی پردازنده مرکزی که حاوی خصوصیات جانبی است
supervisors U ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
supervisor U ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
segmentation U تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
expansion interface U حافظه جانبی وسایر دستگاههای جانبی رابه یک کامپیوتر اصلی اضافه کند
bells and whistles U خصوصیات جانبی و پیشرفته یک برنامه کاربردی یا وسیله جانبی
sidelap U بالههای جانبی هواپیما پوشش جانبی عکسها رویهم
peripheral U مداری که امکان کار کامپیوتر با رسانه جانبی با کمک پورتهای سریال و موازی و سایر سیگنالهای تصدیق لازم برای واسط شدن بین وسیله جانبی
channel U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeling U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
communication U بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
channeled U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
side effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
lobation U قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
wait condition U 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait state U 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
companion part U لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
non interference U بر کناری
coastal U کناری
limbic U کناری
non intervention U بر کناری
marginal U کناری
juxtaposition U هم کناری
costa U خط کناری
power down U خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
abutment U پایه کناری پل
riparian U رود کناری
wide U خط کناری والیبال
side band U باند کناری
wider U خط کناری والیبال
widest U خط کناری والیبال
edge beam U تیر کناری
building line U خط کناری ساختمان
service road U شوسه کناری
side weir U سرریز کناری
touch line U خط کناری زمین
side reflector U پرتوافکن کناری
frontage road U شوسه کناری
frontage road U جاده کناری
side board U میز کناری
marginal frequency U بسامد کناری
edge rope U طناب کناری
limbic system U دستگاه کناری
gusset needles U میلهای کناری
head linesman U داور خط کناری
wing halfback U هافبکهای کناری
outside half U هافبک کناری
planar U روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
lateral support U تکیه گاه کناری
sigmatismus lateralis U تلفظ کناری حرف " س "
side lines U محوطه بیرون از خط کناری
abutment U کرانپایه پایه کناری
five yard line U خط داخلی و موازی خط کناری
byes U چیزهای کناری یاثانوی فرعی
bye U چیزهای کناری یاثانوی فرعی
byeffect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
adverse reaction U عوارض جانبی [اثر جانبی]
fall-out [side effect] U عوارض جانبی [اثر جانبی]
secondary effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
spillover effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
by-effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
fasted U قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fastest U قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fast U قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasts U قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
gables U سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
apteral U ایوان ستوندار فاقد ستونهای کناری
gable U سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
externals U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
side spray U بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
segment U قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segments U قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
dismantling shot U تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
fritter U قطعه قطعه کردن
mainland U قطعه اصلی قطعه
segment U قطعه قطعه کردن
fritters U قطعه قطعه کردن
segments U قطعه قطعه کردن
sectional U قطعه قطعه بخشی
fragment U قطعه قطعه کردن
fragments U قطعه قطعه کردن
fragmentation U قطعه قطعه شدن
fragmenting U قطعه قطعه کردن
flank observation U دیدبانی جانبی دیدبانی از دیدگاه جانبی
edge finish U شیرازه بافی [جهت استحکام تارهای کناری و گاه تزپین نمودن کناره ها با رنگ های متفاوت بصورت ضربدری یا موازی]
wide U توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
widest U توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
wider U توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
anatomize U قطعه قطعه کردن تجزیه کردن
bystreet U خیابان کناری خیابان فرعی
sideboards U میز پادیواری میز کناری
sideboard U میز پادیواری میز کناری
service road U جاده کناری جاده سرویس
out of bounds U خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
alleys U منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways U منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley U منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
bilateral U دو جانبی
fall-out [side effect] U اثر جانبی
lateral U جانبی
accessory U جانبی
spillover effect U اثر جانبی
secondary effect U اثر جانبی
contour line U خط جانبی
laterad U جانبی
adverse reaction U اثر جانبی
sidelong U جانبی
byeffect U اثر جانبی
by-effect U اثر جانبی
byeffect U عوارض جانبی
side effects U اثرهای جانبی
lateral surface U سطح جانبی
flank speed U سرعت جانبی
cross wind U باد جانبی
lateral buckling U کمانکش جانبی
spillover effect U نتیجه جانبی
side-effects U اثر جانبی
lateral shifts U تغییرات جانبی
sideband U باندهای جانبی
devices U وسیله جانبی
adverse reactions U اثرهای جانبی
byeffects U اثرهای جانبی
by-effects U اثرهای جانبی
lateral pressure U فشار جانبی
device U وسیله جانبی
lateral yield U له شدگی جانبی
byeffects U آثار جانبی
ventrolateral U بطنی و جانبی
secondary effects U آثار جانبی
side effects U آثار جانبی
peripheral U دستگاه جانبی
side friction U اصطکاک جانبی
side circuit U مدار جانبی
spillover effects U آثار جانبی
by-effects U آثار جانبی
wing wall U دیواره جانبی
adverse reactions U آثار جانبی
lateral shifts U حرکت جانبی
spillover effects U اثرهای جانبی
marginal bund U خاکریز جانبی
side view U نمای جانبی
trilaterality U حالت سه جانبی
side reaction U واکنش جانبی
side group U گروه جانبی
oblique fire U اتش جانبی
side effect U اثر جانبی
auxiliary equipment U تجهیزات جانبی
side-effect U نتیجه جانبی
laterality U برتری جانبی
ancillary equipment U تجهیزات جانبی
ancillary equipment U وسیله جانبی
side-effect U اثر جانبی
dorsolateral U پشتی و جانبی
lateral dispersion U پراکندگی جانبی
side effect U نتیجه جانبی
lateral dominance U برتری جانبی
adverse reaction U نتیجه جانبی
by-effect U نتیجه جانبی
byeffect U نتیجه جانبی
lateral fissure U شیار جانبی
input/output U وسیله جانبی
sidelooking airborne radar U رادار جانبی
side chain U زنجیر جانبی
secondary effect U نتیجه جانبی
aisles U جانبی صحن
aisle U جانبی صحن
fall-out [side effect] U نتیجه جانبی
end gable U نمای جانبی
sideways sum U مجموع جانبی
lateral inversion U معکوس جانبی
units U وسیله جانبی
lateral load U بار جانبی
i/o U وسیله جانبی
side-effects U نتیجه جانبی
peripherals U دستگاههای جانبی
secondary effects U اثرهای جانبی
lateral control U کنترل جانبی
accessory U وسیله جانبی
unit U وسیله جانبی
lateral support U تکیه گاه جانبی
ventrolateral U درقسمت جانبی شکم
sidelobe U بیم جانبی رادار
crabs U حرکت جانبی ناو
side-effect U اثرجانبی نتیجه جانبی
miniperipheral U دستگاه جانبی کوچک
sidelooking airborne radar U رادار با دید جانبی
side effect U اثرجانبی نتیجه جانبی
side-effects U اثرجانبی نتیجه جانبی
crab U حرکت جانبی ناو
side tone U صدای جانبی گوشی
sides way U تغییر مکان جانبی
notch piers U پایههای جانبی سرریز
side chain substitution U استخلاف در زنجیر جانبی
lateral magnifying power U درشت نمایی جانبی
lateral-adjustment lever سطح تنظیم جانبی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com