Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 213 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
parts
U
قطعات یدکی
repair parts
U
قطعات یدکی
spare parts
U
قطعات یدکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
cannibalised
U
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises
U
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising
U
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize
U
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized
U
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes
U
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizing
U
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
common parts
U
قطعات یدکی عمومی
part list
U
فهرست قطعات فهرست لوازم یدکی
running spare
U
قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
Other Matches
on board spares
U
قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
parts explosion
U
رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
new work
U
عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
reassembling
U
بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembles
U
بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassemble
U
بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembled
U
بستن قطعات سوار کردن قطعات
bin storage
U
انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
bin storage space
U
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
interim overhaul
U
پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
alternate
U
یدکی
alternated
U
یدکی
alternates
U
یدکی
secondary
U
یدکی
refill
U
یدکی
spared
U
یدکی
spare
U
یدکی
refills
U
یدکی
refilling
U
یدکی
refilled
U
یدکی
auxiliary
U
یدکی
extras
U
یدکی
auxiliaries
U
یدکی
extra-
U
یدکی
extra
U
یدکی
fail back
U
یدکی
coarse sight
U
دوربین یدکی
filler depot
U
انبار یدکی
stand by battery
U
باتری یدکی
auxiliary circuit
U
مدار یدکی
spare
U
اسباب یدکی
replacement part
U
قطعه یدکی
spareable
U
یدکی شدنی
bingo field
U
فرودگاه یدکی
hack chronometer
U
کرونومتر یدکی
auxiliary equipment
U
وسایل یدکی
alternate aerodrome
U
فرودگاه یدکی
alternate water terminal
U
باراندازابی یدکی
secondary position
U
موضع یدکی
alternate position
U
موضع یدکی
alternate headquarters
U
قرارگاه یدکی
accessory equipment
U
وسایل یدکی
accessory equipment
U
تجهیزات یدکی
spared
U
اسباب یدکی
accessories
U
لوازم یدکی
supplementary position
U
موضع یدکی
accessory
U
لوازم یدکی
reserving
U
احتیاط یدکی
reserves
U
احتیاط یدکی
reserve
U
احتیاط یدکی
part
U
قطعه یدکی
accessory
U
وسیله یدکی
spare parts list
U
فهرست لوازم یدکی
hack chronometer
U
ساعت شماردقیق یدکی
spares stock
U
موجودی لوازم یدکی
auxiliary spark gap
U
دهانه جرقه یدکی
alternate traversing fire
U
اتش یدکی در سمت
sustainer
U
سیستم خرج یدکی
by pass
U
لوله یدکی جا گذاشتن
accessory box
جعبه لوازم یدکی
part
U
اسباب یدکی اتومبیل
alternate traversing fire
U
اتش یدکی سمتی
spares
U
اقلام اضافی وسایل یدکی
secondary cone
U
برج هدایت یدکی ناو
spared
U
برای یدکی نگاه داشتن
to tow a vehicle
[to a place]
U
یدکی کشیدن خودرویی
[به جایی]
jato unit
U
موتورموشکی یدکی گلولههای توپخانه
spare
U
برای یدکی نگاه داشتن
recovery airfield
U
فرودگاه مخصوص فروداضطراری هواپیماهافرودگاه یدکی
alternate escort operating base
U
پایگاه عملیاتی یدکی یگانهای پاسور
smithereens
U
قطعات
transponder india
U
رادار مراقبتی یدکی یا رادارهوانوردی شخصی بین المللی
component drawing
U
رسم قطعات
flinders
U
قطعات شکسته
parts list
U
لیست قطعات
common hardware
U
قطعات عمومی
chrestomathy
U
قطعات برگزیده
chrestomathy
U
قطعات منتخب
analecta
U
قطعات ادبی
common items
U
قطعات عمومی
bill of material
U
صورت قطعات
chosen fragments
U
قطعات منتخبه
common parts
U
قطعات عمومی
cable accessory
U
قطعات کابل
chosen fragments
U
قطعات گزیده
parts list
U
فهرست قطعات
parts peculiar
U
قطعات مخصوص
staff section
U
قطعات سمبه
main members
U
قطعات اصلی
end product
U
مجموعه قطعات
shatter
U
قطعات شکسته
table of replaceable partes
U
فهرست قطعات
trilcgy
U
یا قطعات سه گانه
web stiffeners
U
قطعات تقویتی
shatters
U
قطعات شکسته
parts peculiar
U
قطعات اختصاصی
shell fragments
U
قطعات گلوله
renovation
U
تجدید قطعات کردن
fractured
U
مو برداشتن قطعات و وسایل
investment castings
U
قطعات ریخته گی بسته
bottom casting
U
قطعات ریخته گی بسته
assembles
U
سوار کردن قطعات
nomenclature
U
نام گذاری قطعات
invar struts
U
قطعات فلزی ضد انبساط
rebuilds
U
نوسازی کردن قطعات
bitty
U
متشکل از قطعات ریز
rebuild
U
نوسازی کردن قطعات
fracture
U
مو برداشتن قطعات و وسایل
fragment
U
قطعات متلاشی خردکردن
fragmenting
U
قطعات متلاشی خردکردن
fragments
U
قطعات متلاشی خردکردن
cataloguing
U
لیست قطعات کاتالوگ
catalogues
U
لیست قطعات کاتالوگ
catalogued
U
لیست قطعات کاتالوگ
catalogue
U
لیست قطعات کاتالوگ
catalogs
U
لیست قطعات کاتالوگ
cataloging
U
لیست قطعات کاتالوگ
assemble
U
سوار کردن قطعات
cataloged
U
لیست قطعات کاتالوگ
analects
U
قطعات ادبی منتخبات
fractures
U
مو برداشتن قطعات و وسایل
fracturing
U
مو برداشتن قطعات و وسایل
object assembly test
U
ازمون الحاق قطعات
authorized parts list
U
سهمیه مجاز قطعات
authorized parts list
U
لیست قطعات مجاز
assembled
U
سوار کردن قطعات
component change order
U
دستور تغییر قطعات یک وسیله
dismantling
U
پیاده کردن قطعات مونتاژ
phrasing
U
ترتیب بندی قطعات موسیقی
component end item
U
قطعات و اقلام تجهیزات عمده
dismantled
U
پیاده کردن قطعات مونتاژ
match mark
U
جفتن و جور کردن قطعات
wiggly block test
U
ازمون قطعات موج دار
quadrat
U
به قطعات مستطیل تقسیم کردن
dismantle
U
پیاده کردن قطعات مونتاژ
end product
U
قطعات حاصله دستگاه نهایی
dismounts
U
پیاده کردن قطعات و وسایل
salvage
U
پیاده کردن کامل قطعات
salvaged
U
پیاده کردن کامل قطعات
salvages
U
پیاده کردن کامل قطعات
salvaging
U
پیاده کردن کامل قطعات
blocky
U
پرشده یا مشخص با قطعات مختلف
shards
U
شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
shard
U
شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
dismounting
U
پیاده کردن قطعات و وسایل
weldment
U
قطعات بهم جوش خورده
dismantles
U
پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismount
U
پیاده کردن قطعات و وسایل
disassembly
U
عکس عمل مونتاژ تجریه قطعات
materiel history
U
خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
collapsible form work
U
قالب قطعات پیش ساخته بتونی
sketchbooks
U
کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
sketchbook
U
کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
clapboard
U
قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
bosses
U
ناف روی قطعات ریختگی قوز
bossed
U
ناف روی قطعات ریختگی قوز
clapboards
U
قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
boss
U
ناف روی قطعات ریختگی قوز
anthologist
U
متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی
bossing
U
ناف روی قطعات ریختگی قوز
connection of loom pieces
U
متصل کردن قطعات دار
[قالی]
borescope
U
ابزار چشمی برای بازرسی قطعات
beef cuts
U
قطعات مختلف گوشت لاشهء گاو
replication
U
1-قطعه یدکی درسیستم درصورت بروزخطا یا خرابی . 2-کپی کردن دکورد یا داده درمحل دیگری
sand casting
U
ریخته گری قطعات فلزی باقابهای ماسهای
dices
U
طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
overhauled
U
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauling
U
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauls
U
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
recondition
U
نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
backlash
U
خلاصی در اثر اتصال شل و یاسائیدگی قطعات در هرمکانیزمی
reconditions
U
نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
dice
U
طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
overhaul
U
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
vapor degreasing
U
غوطه ور ساختن قطعات دربخار حلالات داغ
reconditioned
U
نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
diced
U
طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
foldboat
U
قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
grout
U
بلغور قطعات کوچک و نامنظم سنگ دوغاب
dicing
U
طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
piece mark
U
شماره شناسایی که روی قطعات و وسایل حک میشود
images
[تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص]
breakdown drawing
U
رسم پرسپکتیوی برای نمایش قطعات بصورت جدا از هم
alodine
U
نوعی روکش شیمیایی جهت قطعات الیاژ الومینیوم
tessera
U
قطعات کوچک مرمر یاشیشه مخصوص اجر موزاییک
Theres many a good tune played on an old fiddle.
<proverb>
U
یک ویولون قدیمى قطعات خوب بسیارى مى تواند بنوازد .
liquid crystal bar graph panel indicator
U
شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
assembly
U
بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
image
[تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص]
fishplate
U
قطعات ریل را با وصله وصل کردن پشت بند
cirrocumulus
U
قطعات ابرهای کوچک وسفیدی که در ارتفاعات زیاد قراردارد
track bolt
U
پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند
set forward
U
جهش یا حرکت بجلو بوسیله قطعات داخلی گلوله در هنگام اصابت
carburizing
U
گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
pressure breathing
U
تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
cyaniding
U
سخت گردانی سطح قطعات فولادی با غوطه ورسازی انهادر حمام نمکهای سیانید
braze welding
U
جوشکاری در دمایی بالاتر از 054درجه سانتی گراد و پایین تراز نقطه ذوب قطعات
anti tear strips
U
باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
c clamp
U
گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
polar motion
U
وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com