English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bulk U قسمت بزرگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
rosette border U حاشیه گل و بوته [اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
Other Matches
butt U ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted U ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts U ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
quartersaw U الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
ecphora U پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terneplate U ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terne U ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
shuttling U حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
plank U قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
long bone U که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
My grandparents are six feet under. <idiom> U پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania U مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
base section U رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing U انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
macropterous U دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
big game U صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
museum piece U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
fossil U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
sections U قسمت قسمت کردن برش دادن
section U قسمت قسمت کردن برش دادن
fanfold U یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttle U حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled U حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles U قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled U قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles U حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle U قسمت قسمت حرکت کردن
executing agency U قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
so large U چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparent U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparents U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandam U مادر بزرگ ننه بزرگ
cray U نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
public relations officer U رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers U رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachment U یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments U یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
army nurse corps U قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
enlisted section U قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
throttled U عبور قسمت به قسمت
to sell in lots U قسمت قسمت فروختن
p.p.m U قسمت در یک میلیون قسمت
shuttles U راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles U بمباران قسمت به قسمت
throttles U عبور قسمت به قسمت
throttle U عبور قسمت به قسمت
parts per million U قسمت در میلیون قسمت
throttling U عبور قسمت به قسمت
shuttle U بمباران قسمت به قسمت
shuttle U راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttled U بمباران قسمت به قسمت
shuttled U راهپیمائی قسمت به قسمت
forward overlap U پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
cross refer U از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
division police petty officer U درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
railway division U قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
cellular unit U یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
skag U قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skeg U قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
Corp U قسمت
rasher U قسمت
plank U قسمت
segments U قسمت
department U قسمت
departments U قسمت
division U قسمت
portion U قسمت
piecemeal U قسمت به قسمت
caboodle U قسمت
units U قسمت
unit U قسمت
segment U قسمت
portions U قسمت
agency U قسمت
agencies U قسمت
sections U قسمت
grist U قسمت
snick U قسمت
rashers U قسمت
canto U قسمت
cantos U قسمت
instalments U قسمت
instalment U قسمت
pieces U قسمت
divisions U قسمت
section U قسمت
piece U قسمت
part U قسمت
in sections U قسمت قسمت
ratio U قسمت
ratios U قسمت
compartment U قسمت
compartments U قسمت
partition U قسمت
internode U قسمت
batch U قسمت
installments U قسمت
in part U در یک قسمت
party U قسمت
detachment U قسمت
detachments U قسمت
feck U قسمت
batches U قسمت
head stall U قسمت سر
partitions U قسمت
cross section of a gravity dam U قسمت
percentages U قسمت
dole U قسمت
kismet U قسمت
underfoot U قسمت کف پا
arm U قسمت
components U قسمت
component U قسمت
sect U قسمت
compartmental U قسمت قسمت
percentage U قسمت
it fell to my lot to go U قسمت
data division U قسمت
sects U قسمت
full bottomed U بزرگ
nonus U بزرگ
considerably large U بس بزرگ
mightier U بزرگ
headmen U بزرگ
headman U بزرگ
vast U بزرگ
grossest U بزرگ
paternal grandmother U نه نه بزرگ
grossing U بزرگ
big U بزرگ
bulkier U بزرگ
canis majoris U سگ بزرگ
bulkiest U بزرگ
canis major U سگ بزرگ
bulky U بزرگ
mightiest U بزرگ
egregious U بزرگ
mighty U بزرگ
macro U بزرگ
adults U بزرگ
adult U بزرگ
magacephalic U بزرگ سر
extra U بزرگ
extra- U بزرگ
dignified U بزرگ
macrocephalic U بزرگ سر
extras U بزرگ
majuscular U بزرگ
decuman U بزرگ
long ton U تن بزرگ
king size U بزرگ
massively U بزرگ
of a large size U بزرگ
massive U بزرگ
hugeous U بزرگ
immane U بزرگ
large sized a U بزرگ
large sized U بزرگ
bandog U سگ بزرگ
megapod U بزرگ پا
majuscule U بزرگ
grosses U بزرگ
grave U بزرگ
doyenne U زن بزرگ
high U بزرگ
voluminous U بزرگ
highs U بزرگ
gate U در بزرگ
major U بزرگ
smaller U بزرگ نه
majored U بزرگ
majoring U بزرگ
gates U در بزرگ
swith U بزرگ
stour U بزرگ
doyennes U زن بزرگ
vasty U بزرگ
jumbo U بزرگ
jumbos U بزرگ
graves U بزرگ
gravest U بزرگ
extensive U بزرگ
eminent U بزرگ
small U بزرگ نه
spankings U بزرگ
spanking U بزرگ
smallest U بزرگ نه
walloping U بزرگ
wallopings U بزرگ
swingeing U بزرگ
great- U بزرگ
large U بزرگ
larger U بزرگ
largest U بزرگ
enormous U بزرگ
majestic U بزرگ
propylon U در بزرگ
greatest U بزرگ
great U بزرگ
grossed U بزرگ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com