English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
head piece U قسمت بالا
topside U قسمت بالا
topsides U قسمت بالا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
adrenaline هورمون قسمت مرکز غده فوق کلیه که بالا برندهء خون و فشارخون است
altar-piece U پرده نقاشی [یا تندیس تزئینی در قسمت بالا و عقب محراب کلیسا]
Other Matches
butts U ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt U ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted U ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
terneplate U ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw U الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
terne U ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
ecphora U پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
shuttling U حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
plank U قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
long bone U که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
cross disbursing U انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
base section U رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
sections U قسمت قسمت کردن برش دادن
section U قسمت قسمت کردن برش دادن
fanfold U یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
executing agency U قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttle U قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle U حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles U حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled U قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles U قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled U حمل کردن قسمت به قسمت
spinwriter U چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
public relations officers U رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer U رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
vertically U از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
detachment U یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments U یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
army nurse corps U قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
enlisted section U قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
throttling U عبور قسمت به قسمت
shuttles U بمباران قسمت به قسمت
throttle U عبور قسمت به قسمت
shuttle U بمباران قسمت به قسمت
throttled U عبور قسمت به قسمت
p.p.m U قسمت در یک میلیون قسمت
to sell in lots U قسمت قسمت فروختن
shuttled U بمباران قسمت به قسمت
shuttle U راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles U راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttled U راهپیمائی قسمت به قسمت
parts per million U قسمت در میلیون قسمت
throttles U عبور قسمت به قسمت
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
dat U سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion U حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
forward overlap U پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
cross refer U از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
apl U یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
railway division U قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
division police petty officer U درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
cellular unit U یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
pull up U بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
skeg U قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skag U قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
high burst ranging U تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
divisions U قسمت
departments U قسمت
division U قسمت
instalments U قسمت
department U قسمت
instalment U قسمت
unit U قسمت
components U قسمت
piece U قسمت
pieces U قسمت
feck U قسمت
segment U قسمت
installments U قسمت
segments U قسمت
sections U قسمت
units U قسمت
head stall U قسمت سر
rasher U قسمت
rashers U قسمت
compartmental U قسمت قسمت
section U قسمت
agencies U قسمت
agency U قسمت
plank U قسمت
grist U قسمت
data division U قسمت
snick U قسمت
piecemeal U قسمت به قسمت
portions U قسمت
in part U در یک قسمت
canto U قسمت
cantos U قسمت
portion U قسمت
arm U قسمت
caboodle U قسمت
Corp U قسمت
internode U قسمت
batch U قسمت
batches U قسمت
compartments U قسمت
party U قسمت
it fell to my lot to go U قسمت
part U قسمت
dole U قسمت
kismet U قسمت
underfoot U قسمت کف پا
sect U قسمت
sects U قسمت
in sections U قسمت قسمت
percentages U قسمت
percentage U قسمت
detachments U قسمت
detachment U قسمت
partition U قسمت
partitions U قسمت
cross section of a gravity dam U قسمت
compartment U قسمت
ratios U قسمت
component U قسمت
ratio U قسمت
gallery U لژ بالا
atop U بالا
overhead U سر بالا
uppermost U از بالا
up U بالا
overhead U بالا
on high U در بالا
galleries U لژ بالا
above U در بالا
upping U بالا
aloft U بالا
top U بالا
ascendancy U بالا
ascendency U بالا
superincumbent U از بالا
upping U رو به بالا
upped U بالا
up U رو به بالا
highest U بالا
at a great age U در سن بالا یی
overtones U بالا تن
up stairs U بالا
up there U ان بالا
highs U بالا
overtone U بالا تن
high U بالا
upper limit U حد بالا
upside U بالا
upper U بالا
balconies U لژ بالا
balcony U لژ بالا
upped U رو به بالا
in old age [in great age] U در سن بالا
outreach U بالا
over U بالا
headwater U بالا اب
over- U بالا
aweigh U بالا
lever bridge U پل بالا رو
intercommand U بین قسمت
quotients U خارج قسمت
channeling U قسمت عمیق اب
hauling part U قسمت کشنده
hauling part U قسمت متحرک
installation type U نوع قسمت
quotient U خارج قسمت
northwards U قسمت شمالی
interservice U داخل قسمت
sections U بخش قسمت
insides U قسمت داخلی
hilted U قسمت عقبی
middle part U قسمت میانی
men's apartments U قسمت مردانه
medical service U قسمت بهداری
linear portion U قسمت خطی
section U بخش قسمت
headquarters detachment U قسمت ارکان
headquarters detachment U قسمت قرارگاه
inside U قسمت داخلی
hypoderm U قسمت زیرجلد
installation property U اموال قسمت
channelled U قسمت عمیق اب
channels U قسمت عمیق اب
installation property U دارایی قسمت
naval establishment U قسمت دریایی
intelligence service U قسمت اطلاعات
moiety U قسمت مساوی
millesimal U یک هزارمین قسمت
key facility U قسمت مهم
medical department U قسمت بهداری
departments U قسمت هیئت
subsections U قسمت فرعی
subsection U قسمت فرعی
northward U قسمت شمالی
preludes U قسمت مقدماتی
prelude U قسمت مقدماتی
sappers U قسمت مهندسی
sappers U قسمت حفاری
sapper U قسمت مهندسی
foot U قسمت پایینی
forehands U قسمت ممتاز
forehand U قسمت ممتاز
departments U قسمت شعبه
department U قسمت شعبه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com