Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
saving
U
قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cupholder
U
برنده گلدان جایزه در مسابقه نهایی
winner's circle
U
محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
lap money
U
جایزه نقدی برای موفقیت درهر دور مسابقه اتومبیل رانی
photo finish
U
استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
prizewinner
U
برنده جایزه
prizer
U
برنده جایزه
Nobel laureate
U
برنده جایزه نوبل
Nobel Prize winner
U
برنده جایزه نوبل
Bounty hunter
U
جایزه بگیر،کسی که کارش دستگیری خلافکارها برای گرفتن جایزه است
Grands Prix
U
مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
Grand Prix
U
مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
free-for-all
U
اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
free-for-alls
U
اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
senior
U
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
seniors
U
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
hunt meeting
U
برنامه مسابقات دو یا دو بامانع برای سوارکاران اماتور
victor
U
برنده مسابقه
victors
U
برنده مسابقه
winner of a match
U
برنده مسابقه
prizefight
U
مسابقه مشت زنی جایزه دار
grey cup
U
مسابقه قهرمانی و جایزه اتحادیه فوتبال کانادایی
ashes
U
جایزه مخصوص مسابقه کریکت استالیا و انگلستان
runners-up
U
دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
runner up
U
دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
runner-up
U
دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
divisor
U
عملوندی که برای تقسیم مقسوم علیه در عمل تقسیم به کار می روند
maiden race
U
مسابقه بین اسبهایی که هرگز برنده نشده اند
hooligan
U
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligans
U
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
tug of war
U
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
trellis coding
U
روش تقسیم سیگنال که از تقسیم فرکانس و فاز استفاده میکند تا خروجی بیشتر و نرخ خطای کمتر برای سرعت ارسال داده بر حسب بیت در ثانیه ایجاد کند
selling race
U
مسابقه اسب دوانی که در ان اسب برنده بمعرض مزایده گذارده میشود
prize fight
U
جنگ با مشت برای گرفتن پول یا جایزه
sullivan award
U
جایزه سولیوان برای بهترین ورزشکار اماتور سال
prize fighting
U
درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
long shot
U
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
B register
U
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
into plane service
U
تدارک سوخت و وسایل برای هواپیماها طبق قرارداد
wand shoot
U
مسابقه تیراندازی با 63 تیراز مسافت 06 متری برای زنان و 001 متری برای مردان با تیر و کمان
jockey room
U
رختکن سوارکاران
bridle track
U
ایز سوارکاران
escalation
U
مادهای در قرارداد که براساس ان قیمتهای قرارداد تعدیل میگردد
negotiated contract
U
قرارداد بدون استعلام بها قرارداد پیش تنظیم
jockey club
U
باشگاه سوارکاران انگلستان
traingulation
U
تقسیم بقطعات سه گوش برای پیمایش یا نقشه برداری
backus naur form
U
قرارداد ثبت شدهای که برای توضیح نحو یک زبان برنامه نویسی استفاده میشود
parol contract
U
قرارداد کتبی امضا نشده قرارداد شفاهی
running
U
مناسب برای مسابقه دو
hyphens
U
علامت چاپ برای نشان دادن تقسیم کردن کلمه
hyphen
U
علامت چاپ برای نشان دادن تقسیم کردن کلمه
collusion
U
برای تعیین قیمت مشترک و یا تقسیم بازار کالامیان خود
emergency establishment
U
تعدیل و تقسیم سربازان بین یکانها برای موارد اضطراری
fair trade laws
U
قوانین تجارت منصفانه قرارداد بین تولیدکننده وفروشنده برای تثبیت یا تعیین حداقل قیمت
awarded
U
جایزه دادن جایزه
awards
U
جایزه دادن جایزه
award
U
جایزه دادن جایزه
reward and rewarded
U
جایزه.جایزه داده شده
awarding
U
جایزه دادن جایزه
contra preferentum rule
U
درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
rapallo treaty
U
قرارداد یا معاهده راپالو قرارداد دوستی منعقده بین دولتین المان و شوروی به سال 2291 در محل راپالوواقع در ایتالیا
genoa
U
بادبان عریض برای مسابقه
laughter
U
مسابقه اسان برای بردن
tilting yard
U
میدان مبارزه نیزه بازان و سوارکاران
tiltyard
U
میدان مبارزه نیزه بازان و سوارکاران
mode
U
وضعیت تقسیم که در آن سیگنالهای کنترلی برای انتخاب توابع دریافت می شوند
modes
U
وضعیت تقسیم که در آن سیگنالهای کنترلی برای انتخاب توابع دریافت می شوند
match point
U
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
free handicap
U
مسابقه با امتیاز تعادلی برای اسبها
little brown jug
U
مسابقه یک مایلی برای اسبهای 3 سالهUrsa
match points
U
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
race glass
U
دوربین ویژه برای تماشای مسابقه
clutch start
U
روشن و اماده بودن موتورسیکلت برای مسابقه
preparing
U
تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
to bar somebody from a competition
U
شرکت در مسابقه ای را برای کسی ممنوع کردن
inspector
U
داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
prepare
U
تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
inspectors
U
داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
prepares
U
تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
owelty
U
سرانه نقدی که شریکی برای برابر شدن کالای تقسیم شده به دیگری میدهد
block
U
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
check point
U
نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
guns
U
اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
blocked
U
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
solocross
U
مسابقه در محوطه پارکینگ برای کشف مهارت راننده
blocks
U
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
set up
U
اماده کردن اتومبیل برای مسابقه درمسیر معین
time fire
U
مسابقه تیراندازی با محدودبودن زمان 02 ثانیه برای 5تیر
gun
U
اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
fissiparous
U
تولیدکننده سلولهای جدیدبوسیله تقسیم سلولی یاشکاف تقسیم شونده
phantom order
U
قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
experimental free handicap
U
دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده
winter book
U
تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد
stocker
U
اتومبیل مسافرتی بدون تغییریا تغییرات جزئی برای مسابقه
power 0
U
تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
standard bred
U
اسب امریکایی پرورش یافته برای مسابقه سرعت واستقامت
vernier
U
درجه یا تقسیم بندی فرعی تقسیم بدرجات جزء
yaght club
U
باشگاه تفریحی قایق داران برای انجام مسابقه بین اعضا
sedan
U
اتومبیل مسافرتی که ممکن است با تغییراتی برای مسابقه اماده شود
fly casting
U
مسابقه پرتاب طعمه مصنوعی بدون قلاب برای سنجش دقت
handicaps
U
مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
sedans
U
اتومبیل مسافرتی که ممکن است با تغییراتی برای مسابقه اماده شود
handicap
U
مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
starting fee
U
مبلغی که صاحب اسب برای کسب اجازه شرکت در مسابقه شرطبندی می پردازد
bracket
U
رویارویی در مسابقه حذفی حرکت برای ساختن شکلی بصورت پرانتز روی یخ
underdistance
U
روش تمرینی دونده درمسافتی کمتر از معمول مسابقه برای ازدیاد سرعت
fdm
U
Division Frequencyاستفاده از یک مسیر الکتریکی برای حمل دو یا چند سیگنال با فرکانسهای مختلف تسهیم براساس تقسیم فرکانس ultiplexing
walking ring
U
پیست بیضی شکل برای راه بردن و گرم کردن اسب پیش از مسابقه
splits
U
زمان ثبت شده برای فواصل معین یک مسابقه زمان ثبت شده برای قهرمان دو 004متر
paging
U
روش حافظه مجازی برای تقسیم حافظه به بلاکهای کوچک
observer
U
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
observers
U
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
fee tail
U
تقسیم مالکیت اراضی بین مالک و دیگری به نحوی که نصف ان برای خود مالک ونیم دیگر به منتقل الیه
frequency division multilexing
U
مخابره چندتایی فرکانس استفاده از یک مسیرالکتریکی برای حمل دو یا چند سیگنال با فرکانسهای مختلف تسهیم براساس تقسیم فرکانس
baseband
U
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
base band
U
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
pits
U
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
pit
U
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
skull practice
U
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
sack race
U
مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
fractional T
U
روش تقسیم فرفیت از خط ارتباطی T با نرخ مگابیت در ثانیه به کانالهای کوچکتر کیلوبایت در ثانیه که مناسب تر و ارزانتر برای استفاده مشتری هستند
subdivides
U
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivide
U
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdividing
U
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivided
U
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
ponying
U
همراهی کردن اسب غیرمسابقهای با اسب مسابقه برای تمرین
match foursome
U
مسابقه بین دو تیم دونفره بایک گوی برای هر تیم
fibre optics
U
لایه شیشهای یا پلاستیکی نازک که قادر به ارسال سیگنالهای نوری است . سیگنال نوری یا لیزری برای نمایش داده ارسالی تقسیم میشود
wild cord
U
تیم انتخاب شده برای مسابقه اضافی در وضع تساوی طرفین براساس سوابق ان تیم
cost contract
U
قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
sector
U
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
sectors
U
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
opener
U
مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
selling plater
U
اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
match play
U
مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
meed
U
جایزه
prizing
U
جایزه
premium
U
جایزه
premiums
U
جایزه
bounty
U
جایزه
trophy
U
جایزه
trophies
U
جایزه
awarding
U
جایزه
guerdon
U
جایزه
awarded
U
جایزه
rewarded
U
جایزه
reward
U
جایزه
priase
U
جایزه
prized
U
جایزه
award
U
جایزه
prize
U
جایزه
prizes
U
جایزه
awards
U
جایزه
prise
U
جایزه
prised
U
جایزه
rewardable
U
جایزه
prises
U
جایزه
rewards
U
جایزه
bonuses
U
جایزه
prize man
U
جایزه بر
bonus
U
جایزه
prising
U
جایزه
head money
U
جایزه اوردن سر
purses
U
جایزه نقدی
prized
U
انعام جایزه
oscar
U
جایزه اسکار
premium for excellence
U
جایزه فضیلت
considerations
U
جایزه قیمت
pursed
U
جایزه نقدی
money
U
جایزه نقدی
purse
U
جایزه نقدی
export bounty
U
جایزه صدور
pursing
U
جایزه نقدی
prizing
U
انعام جایزه
testimonialize
U
جایزه دادن
to win laurels
U
جایزه گرفتن
laureate
U
جایزه دار
consideration
U
جایزه قیمت
prizes
U
انعام جایزه
prize
U
انعام جایزه
testimonials
U
پاداش جایزه
nobel prize
U
جایزه نوبل
testimonial
U
پاداش جایزه
Nobel Prize
U
جایزه نوبل
cups
U
گلدان جایزه مسابقات
the export of ... is granted the premium.
U
صدور ... جایزه دارد.
booby prizes
U
جایزه تسلی بخش
cupped
U
گلدان جایزه مسابقات
cup
U
گلدان جایزه مسابقات
booby prize
U
جایزه تسلی بخش
pewter
U
جام پیروزی جایزه
brilliancy prize
U
جایزه درخشندگی شطرنج
Ig Nobel Prize
U
جایزه ایگ نوبل
coronate
U
جایزه یا انعام دادن
outland trophy
U
جایزه دانشگاهی بازیگرفوتبال
rewarder
U
جایزه یا پاداش دهنده
handicap
U
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps
U
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
prize poem
U
شعری که جایزه برده است
despatch money
U
جایزه بارگیری یا تخلیه سریع
salvage money
U
جایزه نجات کشتی یا محموله
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com