English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
extemporised U فورا تهیه کردن
extemporises U فورا تهیه کردن
extemporising U فورا تهیه کردن
extemporize U فورا تهیه کردن
extemporized U فورا تهیه کردن
extemporizes U فورا تهیه کردن
extemporizing U فورا تهیه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
laying up U تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
Suit the action to the word. U حرفی را فورا" عملی کردن
purveying U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey U تهیه اذوقه تهیه سورسات
schematize U بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer U تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage U ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
to pull off something [contract, job etc.] U چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
castellation U تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
anon U فورا
out of hand U فورا
immediately U فورا"
instantly U فورا"
before you can say knife U فورا
instants U فورا
instant U فورا
here and now <idiom> U فورا
right off U فورا
at once U فورا
at call U فورا
fasts U فورا
instantaneously U فورا"
straightaway U فورا
before you know it U فورا
straightway U فورا
expressly U فورا
right away U فورا
forthwith U فورا
fast U فورا
fastest U فورا
fasted U فورا
cater U تهیه کردن
procure U تهیه کردن
catering U تهیه کردن
caters U تهیه کردن
procured U تهیه کردن
supplied U تهیه کردن
procuring U تهیه کردن
supply U تهیه کردن
procures U تهیه کردن
prepare U تهیه کردن
affording U تهیه کردن
afforded U تهیه کردن
afford U تهیه کردن
to find in U تهیه کردن
provides U تهیه کردن
blends U تهیه کردن
process U تهیه کردن
provision U تهیه کردن
blend U تهیه کردن
preparing U تهیه کردن
processes U تهیه کردن
affords U تهیه کردن
provide U تهیه کردن
administer U تهیه کردن
administering U تهیه کردن
administers U تهیه کردن
catered U تهیه کردن
prepares U تهیه کردن
supplying U تهیه کردن
administered U تهیه کردن
orchestrate U هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back up U کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrates U هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrated U هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrating U هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up U کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
scram U فورا برو
forthrights U فورا` بیدرنگ
therewith U فورا درنتیجه ان
right away <idiom> U فورا ،بی درنگ
scrams U فورا برو
programmes U برنامه تهیه کردن
enabling U تهیه کردن برای
triplicate U در سه نسخه تهیه کردن
conserve U کنسرو تهیه کردن
conserved U کنسرو تهیه کردن
to lay in a stock U موجودی تهیه کردن
program U برنامه تهیه کردن
enable U تهیه کردن برای
programme U برنامه تهیه کردن
quadruplicate U در چهارنسخه تهیه کردن
enabled U تهیه کردن برای
enables U تهیه کردن برای
effigies U تمثال تهیه کردن
prearrange U قبلا تهیه کردن
conserving U کنسرو تهیه کردن
effigy U تمثال تهیه کردن
conserves U کنسرو تهیه کردن
bills U تهیه کردن صورتحساب
gets U تهیه کردن فهمیدن
getting U تهیه کردن فهمیدن
funded U تهیه وجه کردن
fund U تهیه وجه کردن
whomp up U بسرعت تهیه کردن
programs U برنامه تهیه کردن
harnessing U اشیاء تهیه کردن
harnessed U اشیاء تهیه کردن
get U تهیه کردن فهمیدن
bill U تهیه کردن صورتحساب
preparations U تهیه کردن اتش
processes U تهیه و تولید کردن
preparation U تهیه کردن اتش
process U تهیه و تولید کردن
harness U اشیاء تهیه کردن
to snap at an invitation U دعوتی را فورا پذیرفتن
I must leave at once. باید فورا بروم.
Simultaneously. In a jiffy. U درآن واحد ( فورا")
to raise funds U تهیه وجه یاسرمایه کردن
handwrite U نسخه خطی تهیه کردن
mush U حریره اردذرت تهیه کردن
to provide for old age U برای پیری تهیه کردن
drafted U تهیه کردن پیش نویس
to draw up U تهیه کردن درصف اوردن
aminister U تهیه کردن بکار بردن
draft U تهیه کردن پیش نویس
finances U بودجه چیزی را تهیه کردن
drafts U تهیه کردن پیش نویس
scabble U زمخت وناصاف تهیه کردن
bossing U نقش برجسته تهیه کردن
bosses U نقش برجسته تهیه کردن
bossed U نقش برجسته تهیه کردن
boss U نقش برجسته تهیه کردن
to serve the city with water U اب برای شهر تهیه کردن
circumstantiate U امارات لازمه را تهیه کردن
finance U بودجه چیزی را تهیه کردن
financed U بودجه چیزی را تهیه کردن
financing U بودجه چیزی را تهیه کردن
get down to brass tacks <idiom> U فورا شروع به تصمیم گیری
Call an ambulance quickly. فورا یک آمبولانس خبر کنید.
Call a doctor quickly. فورا پزشک خبر کنید.
revictual U دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
financing U علم دارایی تهیه پول کردن
finances U علم دارایی تهیه پول کردن
finance U علم دارایی تهیه پول کردن
munition U تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
develop U توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
develops U توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
outlined U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outline U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
preparative U تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
financed U علم دارایی تهیه پول کردن
mekeready U تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready U وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
formulation U تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
Can you serve me immediately? U آیا ممکن است غذایم را فورا بیاورید؟
finance U درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
procurement U تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
furnish U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
financing U درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financed U درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finances U درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
booking U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
furnishing U مزین کردن تهیه کردن
put out U تهیه کردن اشفته کردن
make U تهیه کردن طرح کردن
to draw out U تهیه کردن طرح کردن
To make reservations. To book seats. U جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
makes U تهیه کردن طرح کردن
furnish U مزین کردن تهیه کردن
furnishes U مزین کردن تهیه کردن
map compilation U تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
projection print U روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
projection U سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections U سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
conformal projection U نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
code U قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
phototostat U رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
load module U یک برنامه کامپیوتر به شکلی که میتواند فورا" توسط کامپیوتر اجرا شود
maps U نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map U نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
mapping U نقشه کشی کردن تهیه نقشه
briefest U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
tea leaf U برگ چای [از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
provided he goes at once U بشرط اینکه بی درنگ برود مشروط بر اینکه فورا برود
purveys U تهیه
seating U تهیه جا
housing U تهیه جا
procurement U تهیه
provision U تهیه
supplied U تهیه
counter preparation U ضد تهیه
preparations U تهیه
supplying U تهیه
ministration U تهیه
off hand U بی تهیه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com