Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
compaction
U
فشرده سازی متراکم کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
symmetrical compression
U
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
Indeo
U
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
calculating
U
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
Intel
U
فناوری نرم افزاری ساخت intel که به کامپیوتر اجازه میدهد تا تصاویر ویدیویی فشرده را ذخیره و بازیابی کند با استفاده از روشهای فشرده سازی نرم افزاری
data compression
U
متراکم سازی داده ها
data aggregate
U
متراکم سازی داده ها
compression
U
بهم فشردگی متراکم سازی
packs
U
فشرده سازی
packing
U
فشرده سازی
compactions
U
فشرده سازی
compaction
U
فشرده سازی
pack
U
فشرده سازی
packing density
U
تراکم فشرده سازی
pinch effect
U
اثر فشرده سازی
caisson foundation
U
پی سازی با هوای فشرده
fractal
U
روش فشرده سازی تصاویر
asymmetric video compression
U
استفاده از کامپیوتر قوی برای فشرده سازی تصویر
compressors
U
برنامه وسیله ایکه حاوی فشرده سازی داده است
compressor
U
برنامه وسیله ایکه حاوی فشرده سازی داده است
pictured
U
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
pic
U
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیو DVI شرکت Intel
CD I
U
این استاندارد شامل توابع کد گذاری فشرده سازی و نمایش است
picturing
U
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
picture
U
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
pictures
U
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
FIF
U
فرمت فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
fractal
U
قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
DoubleSpace
U
برنامه نرم افزاری که بخشی از DOS-MS است و باعث فشرده سازی دیسک میشود
pcm
U
روش ذخیره سازی صدا در قالب دقیق و فشرده توسط کارتهای صوتی قوی
DV I
U
سیستمی که نحوه فشرده سازی و نمایش سیگنالهای صوتی و تصویری روی کامپیوتر را نشان میدهد
Huffman code
U
کد فشرده سازی داده که حروف ای که اغلب نرخ می دهند فضای بیت کمتری اشغال می کنند
JPEG
U
استانداردی که نحوه ذخیره سازی تصاور گرافیکی را به صورت فشرده در فایل روی دیسک بیان میکند
DCC
U
نور مغناطیسی در یک جعبه فشرده که برای ذخیره سازی دادههای کامپیوتری یا سیگنالهای صوتی به صورت دیجیتالی به کار می رود
data compression
U
متراکم سازی داده ها فشردگی داده ها
tar
U
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
production
U
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
productions
U
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
self-
U
فایل فشرده که حاوی برنامهای است که محتوای آن را از حالت فشرده در می آورد
lossless compression
U
روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
augmentative
U
متراکم شونده متراکم کننده
congested
U
فشرده انباشته شده بهم فشرده
densify
U
متراکم کردن
compact
U
متراکم کردن
compaction
U
متراکم کردن
compacting
U
متراکم کردن
compacts
U
متراکم کردن
condense
U
متراکم کردن
condensing
U
متراکم کردن
jams
U
متراکم کردن
condenses
U
متراکم کردن
compress
U
متراکم کردن
compresses
U
متراکم کردن
jam
U
متراکم کردن
compressing
U
متراکم کردن
compacted
U
متراکم کردن
jammed
U
متراکم کردن
clog
U
متراکم وانباشته کردن
pack
U
متراکم کردن فشردن
soil consolidation
U
متراکم کردن خاک
clogged
U
متراکم وانباشته کردن
packs
U
متراکم کردن فشردن
clogs
U
متراکم وانباشته کردن
supercharge
U
متراکم کردن مقدماتی
inflames
U
اتش گرفتن عصبانی و ناراحت کردن متراکم کردن
inflaming
U
اتش گرفتن عصبانی و ناراحت کردن متراکم کردن
inflame
U
اتش گرفتن عصبانی و ناراحت کردن متراکم کردن
aggregate
U
متراکم متراکم ساختن
aggregates
U
متراکم متراکم ساختن
accumulating
U
روی هم گذاشتن متراکم کردن
accumulates
U
روی هم گذاشتن متراکم کردن
accumulate
U
روی هم گذاشتن متراکم کردن
compressive strength
U
قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
cast up
U
فشرده کردن
compressing
U
هم فشرده کردن
compress
U
هم فشرده کردن
compresses
U
هم فشرده کردن
decompress
U
ناهم فشرده کردن
icing
U
مسلح کردن بتون فشرده کردن فولاد
rollers
U
دستگاهی که جهت متراکم کردن لایههای خاک از ان استفاده میشود
roller
U
دستگاهی که جهت متراکم کردن لایههای خاک از ان استفاده میشود
file compression utility
U
برنامه کمکی فشرده کردن فایل
discrete
U
الگوریتم کد گذاری و فشرده کردن تصاویر
compacted
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compact
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacting
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacts
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compress
U
خلاصه کردن متراکم کردن
amass
U
توده کردن متراکم کردن
amassed
U
توده کردن متراکم کردن
congest
U
متراکم کردن گرفته کردن
amasses
U
توده کردن متراکم کردن
amassing
U
توده کردن متراکم کردن
compressing
U
خلاصه کردن متراکم کردن
compresses
U
خلاصه کردن متراکم کردن
compress
U
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compressing
U
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compresses
U
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
crunching
U
متراکم کردن برنامه برای جای دادن تعداد زیاددستورالعملها در فضایی کوچک
turbojet
U
توربین هوای فشرده کمپرسور هوای فشرده
companding
U
دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
CD E
U
فرصتی که اجازه ضبط و پاک کردن داده را از دیسک فشرده میدهد
hovercrafts
U
رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
hovercraft
U
رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
rectification
U
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
n-key rollover
[این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
calk
U
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
cumulous
U
متراکم
dense
U
متراکم
compressed
U
متراکم
denser
U
متراکم
densest
U
متراکم
leak proof
U
متراکم
cumulative distribution
U
متراکم
agglomerative
U
متراکم
compacts
U
متراکم
compacted
U
متراکم
cumulative
U
متراکم
accumulated
U
متراکم
compacting
U
متراکم
compact
U
متراکم
compactness
U
متراکم
agglomerate
U
متراکم شدن
combustor
U
متراکم کننده
cumulative frequency
U
فراوانی متراکم
voluminous
U
متراکم انبوه
massy
U
متراکم غلیظ
condensing
U
همچگال متراکم
accumulated capital
U
سرمایه متراکم
data aggregate
U
دادههای متراکم
comperssion capacitor
U
خازن متراکم
compressors
U
متراکم کننده
compressed air
U
هوای متراکم
condense
U
همچگال متراکم
dense list
U
لیست متراکم
compressor
U
متراکم کننده
condenses
U
همچگال متراکم
incompact
U
غیر متراکم
dense binary code
U
رمزدودویی متراکم
eluvium
U
خاک باداورده و متراکم
supercharger
U
پیش متراکم کننده
gas compressor
U
متراکم کننده هوا
condensed mercurytemperature
U
دمای جیوه متراکم
cumulous
U
مانند ابرهای متراکم
trust fund
U
وجوه متراکم شده
heavily overcast
U
ابری متراکم
[هواشناسی]
junk
U
پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
pilot materials
U
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
accumulated dividend
U
سود سهام متراکم شده
wilson cloud
U
نوعی ابر غلیظ و متراکم
cumuli
U
ابر متراکم و روی هم انباشته
laminated product
U
تولید ماده متراکم متورق
air compresser
U
دستگاهی که هوا را متراکم میکند
cumulus
U
ابر متراکم و روی هم انباشته
compressed gas cylinder
U
سیلندر محتوی گاز متراکم
over consolidated clay
U
خاک رس متراکم شده باپیشفشردگی
planosol
U
گل سفید نرم و متراکم فلات
coke pusher
U
دستگاه متراکم کننده ذغال کک
grouter
U
دستگاه متراکم کننده سیمان
incompressibly
U
بطوریکه نتوان متراکم یا خلاصه نمود
squeeze
U
فشرده
compressive
U
فشرده
strained
U
فشرده
condensed
U
به هم فشرده
condensed
U
فشرده
squeezes
U
فشرده
squeezing
U
فشرده
squeezed
U
فشرده
intensive
U
فشرده
compressed
U
فشرده
congested
U
در هم فشرده
chert
U
نوعی سنگ چخماق که ریزدانه و متراکم است
simulate
U
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates
U
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulating
U
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
floor
U
کف سازی کردن
floors
U
کف سازی کردن
floored
U
کف سازی کردن
jagger
U
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
U
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
massive
U
گنده فشرده
press board
U
مقوای فشرده
incompressible
U
فشرده نشدنی
diced
U
رقابت فشرده
concise
U
لب گو فشرده ومختصر
press part
U
بخش فشرده
mass practice
U
تمرین فشرده
compact disk
U
دیسک فشرده
compact section
U
مقطع فشرده
massively
U
گنده فشرده
depressed
U
فشرده شدن
alloy steel
U
فولاد فشرده
dice
U
رقابت فشرده
coarctate
U
بهم فشرده
dices
U
رقابت فشرده
dicing
U
رقابت فشرده
laser
U
دیسک فشرده
steel aloy
U
فولاد فشرده
lasers
U
دیسک فشرده
crushed
<adj.>
<past-p.>
U
فشرده شده
cast iron
U
فولاد فشرده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com