English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
soft return U فرمان ترکیبی رد کردن خط ورفتن به خط بعدی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to sell out U بدیگری واگذار کردن ورفتن
to fly away U پریدن ورفتن
projecting U تولید نمایش گرافیکی دو بعدی از یک صفحه سه بعدی تصویر
to orient compound U نسبت اجزای ترکیبی را بایکدیگر تعیین کردن
ctrl break U در DOS فرمان صفحه کلیدی که اخرین فرمان داده شده رالغو میکند
magna carta U فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna charta U فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
sound off U فرمان موزیک را شروع کنید فرمان مارش کوتاه
controlled stick steering U دستگاه فرمان کنترل شده اهرم فرمان خودکار
distemper U ترکیبی از گچ اب چسب و موادرنگی که در رنگ کردن داخل اطاقها بکار میرود
stand fast U فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
PHIGS U برنامه واسط استاندارد بین نرم افزار و آداپتور گرافیکی که از مجموعهای از دستورات استاندارد برای رسم و تغییر تصاویر دو بعدی و سه بعدی تشکیل شده است
steering U فرمان ماشین سیستم فرمان یا هدایت
opalite U ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
preemptive multitasking U حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت
depth quening U سه بعدی کردن یک شی دوبعدی
forward march U فرمان قدم رو فرمان پیش
scrambles U فرمان درگیری بهواپیمای رهگیر قاطی کردن رهگیری کردن
scrambling U فرمان درگیری بهواپیمای رهگیر قاطی کردن رهگیری کردن
scrambled U فرمان درگیری بهواپیمای رهگیر قاطی کردن رهگیری کردن
scramble U فرمان درگیری بهواپیمای رهگیر قاطی کردن رهگیری کردن
to take a rain check [ raincheck] on an offer [American E] U رد کردن درخواستی و قول دعوت بعدی
dosmount command U فرمان پیاده کردن
controls U کنترل کردن فرمان
control U کنترل کردن فرمان
controlling U کنترل کردن فرمان
dispatches U انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatches U انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatched U انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatched U انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatching U انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatch U انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
guide on me U فرمان پشت سر من پیش مرا تعقیب کنید فرمان پشت سر من
trimetrogon U عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
hangs U وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
hang U وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
takedown U حذف نوار یا کاغذ یا دیسک از یک وسیله جانبی پس از یک کار و آماده کردن آن برای بعدی
newest U فرمان پاک کردن حافظه وتایپ یک برنامه جدید
new- U فرمان پاک کردن حافظه وتایپ یک برنامه جدید
newer U فرمان پاک کردن حافظه وتایپ یک برنامه جدید
new U فرمان پاک کردن حافظه وتایپ یک برنامه جدید
zap U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapped U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zaps U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapping U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
rig the ship U فرمان ناو را برای بازدیداماده کنید اماده کردن ناوبرای بازدید
computer controlled machine U دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
close ranks U فرمان " صفها جمع " فرمان " فاصله جمع "
close interval U فرمان " فاصله جمع " فرمان " جمع به جلو "
combinatorial U ترکیبی
synthesic U ترکیبی
synthetical U ترکیبی
agglutinative U ترکیبی
combinative U ترکیبی
combinational U ترکیبی
trivalency U سه ترکیبی
synthetic U ترکیبی
ingradient U جز جز ترکیبی
combinatory U ترکیبی
composite casting U ترکیبی
trivalence U سه ترکیبی
sequential storage U انباره ترکیبی
syntactical analysis U تحلیل ترکیبی
mixed cell refernce U ارجاع سل ترکیبی
shapeliness U خوش ترکیبی
semisynthetic U نیمه ترکیبی
affinities U میل ترکیبی
syntax error U اشتباه ترکیبی
composite symbol U علامت ترکیبی
parathesis U ترکیبی بی تغییر
composite metal U فلز ترکیبی
mixed glue U چسب ترکیبی
mixed strategy U استراتژی ترکیبی
ingredients U جزء ترکیبی
ingredient U جزء ترکیبی
synthetic method U روش ترکیبی
composite video U تصویر ترکیبی
ordinal number U عدد ترکیبی
combination tone U صوت ترکیبی
elective affinity U میل ترکیبی
diphthong U صدای ترکیبی
mixes U مخلوط ترکیبی
combinational circuit U مدار ترکیبی
turboramjet U ترکیبی از توربوجت و رم جت
combination bands U نوارهای ترکیبی
combination influence U عامل ترکیبی
affinity U میل ترکیبی
mix U مخلوط ترکیبی
diphthongs U صدای ترکیبی
guide left U فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
Borromini capital U [نوعی سر ستون ترکیبی]
feasion U بمب ترکیبی اتمی
chemical affinity U میل ترکیبی شیمیایی
histamine U ترکیبی بفرمول 3N9H5C
hemiterpene U ترکیبی بفرمول 8H5C
multiplex U تسهیم مخابره ترکیبی
ctd U سند حمل ترکیبی
hydrogen bombs U بمب ترکیبی اتمی
ct U حمل و نقل ترکیبی
diatessaron U ترکیبی ازچهار دارو
hydrogen bomb U بمب ترکیبی اتمی
compound leverage floor jack U اهرم بالابر ترکیبی
combined transport document U اسناد حمل ترکیبی
combined transport U حمل و نقل ترکیبی
fiata combined transport bill of lading U بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
basophile U میل ترکیبی شدیدبا موادقلیایی
lattin U ترکیبی مانند فلز برنج
mixed column line chart U نمودار ستونی- خطی ترکیبی
latten U ترکیبی مانند فلز برنج
ketol U ترکیبی مرکب ازالکل و استون
basophil U میل ترکیبی شدید با موادقلیایی
cob U [ترکیبی از خاک رس، ریگ، شن و کاه و آب]
cto U عامل حمل ونقل ترکیبی
combined transport operator U عامل حمل و نقل ترکیبی
contraction parry U ترکیبی ازدفاع ساده وچرخشی
carbide U ترکیبی از کربن و چند عنصرفلزی
hexahydrate U ترکیبی که دارای شش ذره اب باشد
deoxidize U از صورت ترکیبی با اکسیژن دراوردن
mixed column line graph U نمودار ستونی- خطی ترکیبی
iodoform U ترکیبی از ید که برای گندزدایی و مانند انهابکارمیبرند
BPP U چهار بیت برای ترکیبی از رنگها
syntactic U طبق قواعد صرف ونحوی ترکیبی
syntactical U طبق قواعد صرف ونحوی ترکیبی
BPP U هشت بیت برای ترکیبی از رنگها
chloramine U هرنوع ترکیبی که دارای ازت و کلر باشد
She has long and shapely legs . U ساق پاهای کشیده وخوش ترکیبی دارد
consolute U ترکیبی از دو یا چند مایع که بر هر نسبتی در یکدیگر حل شوند
protoxide U ترکیبی که حداقل ذرات اکسیژن دران باشد
silicone U ترکیبی الی بفرمول Sio2R شبیه کتون
polyene U ترکیبی الی که دارای پیوستگی مضاعف است
cannon U [ترکیبی از سبک های امپراتوری ناپلئون و فدرال]
monad U ذره بسیط که نیروی ترکیبی یک هیدروژن است
cancel check firing U فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
hypotaxis U رابطه ترکیبی یا صرف ونحوی کلمه اصلی بامشتقاتش
defect skipping U روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
fbl U lading of bill combinedtransport FIATA بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
octad U جسم بسیط یا ذرهای که قوه ترکیبی ان برابر است با8واحد
chain U متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
chains U متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
character U یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
characters U یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
dual U دادههای ترکیبی هر مجموعهای از داده در پاس یا لبه ساعت مختلف آماده و معتبر است
one dimentional U تک بعدی
second thoughts U بعدی
succeeding U بعدی
one dimentional U یک بعدی
three-dimensional U سه بعدی
puisne U بعدی
subsequent U بعدی
serotine U بعدی
three dimentional U سه بعدی
two dimensional U دو بعدی
cubical U سه بعدی
tridimensional U سه بعدی
two-dimensional U دو بعدی
three dimensional U سه بعدی
furthers U بعدی
furthering U بعدی
furthered U بعدی
further U بعدی
unidimensional U یک بعدی
solid U سه بعدی
future U بعدی
solids U سه بعدی
unidimensional U تک بعدی
spatial U سه بعدی
ulterior U بعدی
large model U مدل حافظه که کد و داده تا کلید بایت جریان دارند ولی اندازه ترکیبی باید از مگابایت کمتر باشد
two demensional chromatography U کروماتوگرافی دو بعدی
multidimentional U چند بعدی
follow up supply U اماد بعدی
feeder report U گزارشات بعدی
after-effect U تاثیر بعدی
after-effects U تاثیر بعدی
multidimensional U چند بعدی
three dimentional array U ارایه سه بعدی
two dimensional array U ارایه دو بعدی
n cube U مکعب N بعدی
four dimensional U چهار بعدی
two dimensional lattice U شبکه دو بعدی
unidimensionality U یک بعدی بودن
tridimensionality U حالت سه بعدی
follow up U اقدامات بعدی
follow up U اماد بعدی
3D analysis U آنالیز سه بعدی
3D analysis U بررسی سه بعدی
triaxial test U ازمایش سه بعدی
one dimensional array U ارایه یک بعدی
three dimensional polymer U بسپار سه بعدی
dosseret U بلوک سه بعدی
holographic image U نمایی از شی سه بعدی
solid geometry U هندسه سه بعدی
space frame U قاب سه بعدی
stereoscope U سه بعدی نما
versatile U چند بعدی
stereoscopic vision U دید سه بعدی
aftereffect U اثر بعدی
subsere U توالی بعدی
succeeding generation U نسل بعدی
t' other U بعدی دیگر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com