English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
aerial photography U عکاسی هوائی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
imagery sortie U پرواز مخصوص عکاسی هواپیمای عکاسی ماموریت عکاسی هوایی
spectrozonal photography U عکاسی از اشیاء منتخب عکاسی از اشیای مخصوص
continuous strip imagery U عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
aerial photograph U عکس هوائی
airships U کشش هوائی
elevated tanke U منبع اب هوائی
aerial map U عکس هوائی
aerial photogrammetry U فتوگرامتری هوائی
airship U کشش هوائی
air raid shelter U پناهگاه حمله هوائی
aerial survey U نقشه براری هوائی
trimetrogon U عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
photo index map U نقشه راهنمای عکسهای هوائی
photogrammetric map U تهیه نقشه ازروی عکسهای هوائی
The goods were shipped by air . U کالاها از راه هوا ( هوائی ) حمل شد
sleeves U هدف هوائی برای تیراندازی ضد هوایی
inductor with adjustable air gap U پیچک با فاصله هوائی قابل تنظیم
sleeve U هدف هوائی برای تیراندازی ضد هوایی
photogrammetry U فن تهیه نقشه جغرافیائی به کمک عکسهای هوائی
country cover diagram U دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
lens distortion U خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
squawks U در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawk U در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawked U در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
photography U عکاسی
photogeny U عکاسی
line of collimation U خط محور عکاسی
telephotography U عکاسی رادیویی
photographic U وابسته به عکاسی
telephoto U عکاسی رادیویی
shutterbug U عاشق عکاسی
photoionization U یونش عکاسی
heliochrome U عکاسی رنگی
kodak U دوربین عکاسی
flash photography U عکاسی شب بابرق
phototelegraphy U عکاسی رادیویی
facsimiles U عکاسی رادیویی
photographic chemistry U شیمی عکاسی
dark room U تاریکخانه عکاسی
photographic fixing U ثبوت عکاسی
photographic scale U مقیاس عکاسی
photographic strip U باند عکاسی
photographic strip U نوار عکاسی
photochromy U عکاسی رنگی
radiophoto U عکاسی رادیویی
flashlights U لامپ عکاسی
faxed U عکاسی رادیویی
imagery U عکاسی هوایی
brownies U یکجوردوربین عکاسی
flashes U فلاش عکاسی
flashed U فلاش عکاسی
flash U فلاش عکاسی
facsimile U عکاسی رادیویی
fax U عکاسی رادیویی
faxing U عکاسی رادیویی
faxes U عکاسی رادیویی
brownie U یکجوردوربین عکاسی
film U فیلم عکاسی
photography U لوازم عکاسی
flashlight U لامپ عکاسی
photographic accessories U لوازم عکاسی
wirephoto U عکاسی رادیویی
filmed U فیلم عکاسی
Dont move . Hold it. Keep stI'll. U بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
photoflash U فشنگ منورمخصوص عکاسی در شب
(iris) diaphragm U دیافراگم [دوربین عکاسی]
negative photo plane U افق شیشه عکاسی
iris U دیافراگم [دوربین عکاسی]
isocentre U خط المرکزین دوربین عکاسی
vidicon U لوله دوربین عکاسی
exposure scale U جدول پرتوگیری [عکاسی]
photographically U از روی علم عکاسی
telephotography U عکاسی از راه دور
thermal imagery U عکاسی مادون قرمز
to print out U چاپ کردن در عکاسی
image format U اندازه شیشه عکاسی
exposure station U ایستگاه عکاسی هوایی
dicing photography U عکاسی در ارتفاع کم باهواپیما
filmstrip U فیلم عکاسی 53 میلمتری
fixer U دوای ثبوت عکاسی
camera axis U محور دوربین عکاسی
bombardment photography U عکاسی از بمباران هوایی
flash bulb U فلاش دوربین عکاسی
fan cameras U دوربینهای عکاسی منظرهای
cameras U دوربین یا جعبه عکاسی
camera nadir U محورلولایی دوربین عکاسی
camera دوربین یا جعبه عکاسی
safelight U چراغ تاریکخانه عکاسی
flash lamp U لامپ پر نور عکاسی
heliocheomy U عکاسی بارنگ طبیعی
image format U اندازه فیلم عکاسی
radar imagery U عکاسی به وسیله امواج رادار
camera obscura U اطاقک تاریک جعبه عکاسی
photocopy U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopying U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photomap U نقشه برداری بوسیله عکاسی
camera magazine U جعبه محتوی فیلم عکاسی
platinotype U عکاسی بوسیله املاح پلاتین
flashbulb U لامپ پرنور فلاش عکاسی
flashbulbs U لامپ پرنور فلاش عکاسی
folded optics U وسیله عکاسی یا دیدبانی تاشونده
imagery U شبیه سازی عکاسی کردن
photocopies U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopied U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photoengraving U گراور سازی بوسیله عکاسی
telecamera U دوربین مخصوص عکاسی ازفواصل دور
sortie plot U شمای منطقه پرواز در عکاسی هوایی
ground position U نقطه تصویرزمینی هواپیمای در حال عکاسی
photogravure U گراور سازی از روی شیشه عکاسی
thermal crossover U تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
time exposure U مدت بازماندن دیافراگم دوربین عکاسی
thermal imagery U عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
photoengrave U بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
zoom lenses U عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
zoom lens U عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
panoramic U دوربین منظره نما یا افق نمادر عکاسی
sonne photography U روش عکاسی به طریقه عکسبرداری از یک نوار ممتدزمین
canadian , grid U سیستم شبکه بندی عکاسی برجسته منشوری
cover search U جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
coverage index U کالک نمایش مناطق زیرپوشش شناسایی عکاسی هوایی
negative U گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
negatives U گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
infrared resolution U تجزیه و تحلیل و کاوش هدف با عکاسی مادون قرمز
continuous strip photography U عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
denitometer U وسیله اندازه گیری درجه تیرگی تصاویر عکاسی
pantoscope U دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
box cameras U دوربین عکاسی ساده و جعبه مانند که دستگاه میزان ندارد
box camera U دوربین عکاسی ساده و جعبه مانند که دستگاه میزان ندارد
crab angle U زاویه بین مسیر حرکت هواپیما و محور دوربین عکاسی
tipping U در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
tip U در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
images U وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها.
image [وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها.]
latensification U تقویت عکس فاهر شده عکاسی بوسیله مواد شیمیایی
panoramic camera U دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
camera cycling rate U نواخت باز و بسته شدن دیافراگم دوربین دوره تناوب عکاسی
light trap U اسبابی که حائل نور بوده ولوازم عکاسی دران حرکت کند
comouflage detection photography U نوعی عکاسی که با استفاده ازفیلم مخصوص انجام شده واستتار دشمن را کشف میکندعکسبرداری ضد استتار
holiday U تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holidays U تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
photo offset U چاپ افستی که فیلم عکاسی رابرای چاپ بکار برد
phototostat U رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
multispectral U استفاده از چند طیف نوری عکاسی چند طبقه
angle of view U زاویه رویت دوربین عکاسی میدان دید دوربین
camera station U ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
cassette U کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
cassettes U کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
reflight U پرواز مجدد روی منطقه عکاسی شده برای تجدیدعکسبرداری از نقاطی که دردور اول حذف شده اند
photocomposition U کاربرد پردازش الکترونیکی درتهیه چاپ که مستلزم تعریف و تنظیم تحریر و تولید ان به وسیله پردازش از طریق عکاسی میباشد
blueprint U نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
blueprints U نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
facsimile recorder U دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
infrared imagery U عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
angle offset method U روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com