English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
active element U عنصر کنشی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
circulars U لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circular U لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
acting U کنشی
retroactive U پس کنشی
list U لیستی که هر عنصر حاوی داده و آدرس عنصر بعدی در لیست باشد
chains U لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
chain U لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
atom U کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
atoms U کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
active device U دستگاه کنشی
active U فعال کنشی
active U اژیر کنشی کاریک
airlift control element U عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
element U عنصر
agent U عنصر
elements U عنصر
isomeric U هم عنصر
members U عنصر
member U عنصر
masurium U عنصر 34
components U عنصر
component U عنصر
agents U عنصر
abundant element U عنصر فراوان
coupling element U عنصر پیوست
alloying element U عنصر الیاژ
absorbing element U عنصر جذب
abiotic element U عنصر نازیوه
abiotic element U عنصر بیجان
ingredients U عنصر سازنده
accommpanying element U عنصر همراه
acid forming element U عنصر اسیدی
chemical element U عنصر شیمیایی
biotic element U عنصر زیستی
coupling element U عنصر اتصال
aqueous element U عنصر ابی
alloying element U عنصر الیاژی
alloying agent U عنصر الیاژی
active element U عنصر عامل
active element U عنصر فعال
acid forming element U عنصر اسیدساز
ingredient U عنصر سازنده
identity element U عنصر یکسانی
primitive element U عنصر اولیه
primordial element U عنصر ازلی
print element U عنصر چاپ
processing element U عنصر پردازشی
shunt element U عنصر موازی
signal element U عنصر علامتی
start element U عنصر شروع
stop element U عنصر ایست
symmetry element U عنصر تقارن
tactical element U عنصر تاکتیکی
thermocouple U عنصر حرارتی
tracer element U عنصر ردیاب
transition element U عنصر واسطه
wallydraigle U سست عنصر
weak minded U سست عنصر
picture element U عنصر تصویر
passive element U عنصر غیرعامل
nand element U عنصر نقیض و
cryotron U عنصر برودتی
data element U عنصر داده
threshold element U عنصر استانهای
delay element U عنصر تاخیری
disafected person U عنصر نامطلوب
electronic element U عنصر الکترونیکی
guest element U عنصر کم مقدار
trace element U عنصر کم مقدار
inverse element U عنصر وارون
logic element U عنصر منطقی
logic element U عنصر لاجیک
minor constituent U عنصر فرعی
minor constituent U عنصر جزئی
Elementarism U عنصر نگری
weaklings U سست عنصر
code element U عنصر رمز
service element U عنصر اداری
weakling U سست عنصر
element U عنصر اساس
elements U عنصر عملیاتی
elements U عنصر اساس
element U عنصر عملیاتی
titanium U عنصر فلزی
weak-kneed U سست عنصر
part U عنصر اصلی
weak kneed U سست عنصر
heating element U المان یا عنصر حرارتی
asterium U عنصر ویژه ستارگان
physical element of crime U عنصر مادی جرم
micronutrient U عنصر غذایی کم مصرف
metal cutting element U عنصر براده برداری
mental element of crime U عنصر روانی جرم
macronutrient U عنصر غذایی پر مصرف
silicon U سیلیسیوم عنصر شش بنیانی
exclusive or element U عنصر یای انحصاری
disafected person U عنصر غیرقابل اعتماد
pixel U نقطه عنصر تصویری
pyrogen U عنصر قابل اشتعال
task element U عنصر اجرای عملیات
air defense element U عنصر پدافند هوایی
active element U عنصر عمل کننده
primordial U عنصر نخستین اساسی
strontium U عنصر سبک دو فرفیتی
fire support element U عنصر پشتیبانی اتش
characteristically U اندازه گیری مشخصات یک عنصر
terbium U عنصر فلزی کمیاب بعلامت Tb
two up U ارایش حرکت با دو عنصر درجلو
two up U تک با دو عنصر در جلوو بقیه در عقب
Gothic Survival U [ادامه عنصر سبک گوتیک]
characteristic U اندازه گیری مشخصات یک عنصر
parametron U عنصر با عدم تقارن مغناطیسی
boron water U ابی که عنصر شیمیایی بردارد
fabrics U بافته عنصر تار و پود
fabric U بافته عنصر تار و پود
microprocessors U واحدی که عنصر اصلی ریزپردازنده را می سازد
jelly bean U ادم حساس و بی اراده و سست عنصر
element U یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
queue U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queued U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
quintessence U عنصر پنجم یعنی "اثیر" یا "اتر"
queueing U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queues U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
thallium U عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
transmitter signal element timing U زمان گیری عنصر سیگنال فرستنده
microprocessor U واحدی که عنصر اصلی ریزپردازنده را می سازد
head U اولین عنصر داده در لیست بودن
chip U طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
chips U طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
elements U یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
searched U بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
atom U کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
search U بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
corpus delicti U عنصر مادی جرم وعمل خلاف قانون
osmium U عنصر فلزی سخت و ابی مایل بسفید
atomic energy U تبدیل جرم به نیرو در تبادلات اتمی یک عنصر
atoms U کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
searchingly U بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
searches U بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
sequential U بررسی میشود تا عنصر مورد نظر بدست آید
capacitance U توانایی یک عنصر برای ذخیره سازی بار الکتریکی
ring U لیست داده که آخرین عنصر آن به اولین اشاره کند
capacitor U عنصر الکترونیکی که میتواند بار الکتریکی ذخیره کند
lifo U سیستم صف که آخرین عنصر ذخیره شده را اول می خواند
charge U 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charges U 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
declaration U نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر به خصوص را میدهد
forward U نشانه گری که حاوی آدرس عنصر بعدی لیست است
phosphide U ترکیب دو فرفیتی که ازترکیب فسفر با یک عنصر یاریشه بدست اید
declarative statement U نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر بخصوص را میدهد
forwarded U نشانه گری که حاوی آدرس عنصر بعدی لیست است
declarations U نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر به خصوص را میدهد
chaining U جستجوی یک عنصر فایل که در لیست زنجیره مرتب شده است
combinational U مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است
last in first out U نوعی سیستم صف که آخرین عنصر ذخیره شده را در اول می خواند
bypasses U روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypassing U روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypassed U روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypass U روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
fet U Transistor Effect Field نیمه هادی که به عنوان یک عنصر حافظه بکار برده میشود
typeball U یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
standalone U ترمینال کامپیوتر با پردازنده و حافظه که مستقیماگ به مودم وصل میشود و بدون اینکه عنصر شبکه یا انشعابی از آن باشد
finder U عنصر مرکزی یک محیط عملیاتی و برنامهای که میان سایر چیزها فایلهای ذخیره شده روی دیسک ها رانشان میدهد
voters U عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voter U عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
capital stock U عنصر مالکیت شرکت که بصورت سهام وگواهی نامه سهام درامده
gram atom U وزن یک عنصر شیمیایی بگرم که معادل وزن اتمی انست
softie U پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
first in first out U صف موقت که در آن اولین عنصر در اولین محل خواندن ذخیره میشود
softy U پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
softies U پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
wetzel U عنصر تصویری که به تصویرروی ترمینال نمایش اضافه شده و دقت نمایش را بهبودمی بخشد
searches U روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searchingly U روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
search U روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searched U روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
blitter U عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
test element U دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
chip U وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
chips U وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
triads U 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triad U 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
fifo U روش ذخیره سازی خواندن و نوشتن به طوری که اولین عنصر در اولین فراخوانی ذخیره میشود
atomic weight U وزن اتمی یک عنصر که برمبنای 61 وزن اتمی اکسیژن قرار داده شده است
stack U روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked U روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks U روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
flash U عنصر حافظه الکترونیکی که حاوی داده است و معمولاگ فقط خوانده میشود ولی اجازه میدهد داده در حافظه ذخیره شود. با استفاده از سیگنال الکتریکی مخصوص
flashes U عنصر حافظه الکترونیکی که حاوی داده است و معمولاگ فقط خوانده میشود ولی اجازه میدهد داده در حافظه ذخیره شود. با استفاده از سیگنال الکتریکی مخصوص
flashed U عنصر حافظه الکترونیکی که حاوی داده است و معمولاگ فقط خوانده میشود ولی اجازه میدهد داده در حافظه ذخیره شود. با استفاده از سیگنال الکتریکی مخصوص
range component U عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com