Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
check mark
U
علامت کنترل
control signal
U
علامت کنترل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
bench mark
U
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
Other Matches
cascade control
U
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
symbol
U
اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
symbol
U
علامت ترسیمی علامت فرمولی
characters
U
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
character
U
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
task
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tokens
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
electronic
U
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
token
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tasks
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
apt
U
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor
U
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel
U
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
control and reporting center
U
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
loops
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executive
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
real time
U
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
executives
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
radio control
U
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control
U
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron
U
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible
U
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ
U
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
bingo
U
علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
controls
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control
U
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
ctrl
U
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt
U
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement
U
حکم کنترل دستور کنترل
control sheet
U
صفحه کنترل چارت کنترل
block plot
U
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick
U
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation
U
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
subroutine
U
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
control officer
U
افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
remote control
U
کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
climb mode
U
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
simple network management protocol
U
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basics
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode
U
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
flight control
U
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
quality control tests
U
ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody
U
مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
tactical air control center
U
مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
controlled net
U
شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
traffic post
U
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
fire control
U
کنترل کردن اتش کنترل اتش
symptomless
U
بی علامت
brand
U
علامت
branding
U
علامت
differentia
U
علامت
fog signal
U
علامت مه
stripes
U
علامت
characters
U
علامت
character
U
علامت
emblem
U
علامت
symptom
U
علامت
emblems
U
علامت
stripe
U
علامت
ticked
U
علامت
symptoms
U
علامت
token
U
علامت
tokens
U
علامت
signalled
U
علامت
apostrophize
U
علامت
signaled
U
علامت
ticks
U
علامت
caret
U
علامت
brands
U
علامت
insignia
U
علامت
bullet
U
یک علامت
designation
U
علامت
designations
U
علامت
signum
U
علامت
codes and codification
U
علامت
signal generator
U
علامت زا
code
U
علامت
banners
U
علامت
banner
U
علامت
signal
U
علامت
apostrophes
U
علامت
symbol
U
علامت
apostrophe
U
علامت
marks
U
علامت
impresa
U
علامت
tick
U
علامت
ditto
U
علامت
mark
U
علامت
marine code
U
علامت
indicator
U
علامت
tag
U
علامت
presages
U
علامت
tags
U
علامت
badge
U
علامت
badges
U
علامت
presage
U
علامت
indicium
U
علامت
unsigned
U
بی علامت
presaged
U
علامت
bullets
U
یک علامت
presaging
U
علامت
accident
U
علامت سلاح
signal detection
U
علامت یابی
signalling
U
علامت دهی
trade mark
U
علامت تجارتی
banners
U
علامت علم
accidents
U
علامت بد مرض
signal level
U
سطح علامت
accident
U
علامت بد مرض
signed
U
علامت دار
word mark
U
علامت کلمه
signallzation
U
علامت گذاری
indicator
U
علامت خط نشانه
question mark
U
علامت سوال
question marks
U
علامت سوال
minus
U
کم شد با علامت منفی
minus signs
U
علامت منها
signaler
U
علامت دهنده
signal normalization
U
هنجارسازی علامت
trade mark
U
علامت بازرگانی
trade mark
U
علامت تجاری
plus signs
U
علامت بعلاوه
banner
U
علامت علم
signaled
U
علامت نشانه
symbol
U
علامت نمون
warning signal
U
علامت خطر
signaled
U
علامت دادن
warning sign
U
علامت احضار
warning sign
U
علامت اخطار
typicalness
U
علامت شاخصیت
demarcation
U
علامت گذاری
signal
U
علامت نشانه
allegory
U
نشانه علامت
signal
U
علامت دادن
typification
U
علامت سازی
advance sign
U
علامت اوانس
advisory signal
U
علامت هشدار
stand
U
علامت یادبود
typicality
U
نمونه علامت
acoustic signal
U
علامت صوتی
sign position
U
موقعیت علامت
sign position
U
مکان علامت
plus signs
U
علامت جمع
plus signs
U
علامت باضافه
allegories
U
نشانه علامت
plus sign
U
علامت جمع
signalled
U
علامت نشانه
plus sign
U
علامت باضافه
plus sign
U
علامت بعلاوه
signalled
U
علامت دادن
trig
U
علامت گذاشتن
sleeve emblem
U
علامت سردست
sign position
U
موضوع علامت
accidents
U
علامت سلاح
marked
U
علامت دار
trademark
U
علامت تجارتی
trademark
U
علامت تجاری
trademarks
U
علامت تجارتی
trademarks
U
علامت تجاری
say the word
<idiom>
U
علامت دادن
marks
U
علامت گذاری
marks
U
علامت گذاشتن
marks
U
نشان علامت
start signal
U
علامت شروع
brand
U
علامت رقم
brand
U
علامت تجاری
brand
U
علامت تجارتی
branding
U
علامت رقم
stonemason's mark
U
علامت سنگتراش
stop dog
U
علامت وقف
exclamation mark
علامت تعجب
what
U
علامت استفهام
symbol table
U
جدول علامت
invert
U
علامت چاپ
inverting
U
علامت چاپ
inverts
U
علامت چاپ
earmarking
U
علامت گذاری
bracket
U
این علامت
ha
U
علامت تعجب
telegraph signal
U
علامت تلگرافی
temporal sign
U
علامت زمانی
terminal symbol
U
علامت پایانی
oh
U
علامت صفر
showing
U
علامت مظهر
showings
U
علامت مظهر
stop sign
U
علامت توقف
branding
U
علامت تجاری
To give a signal ( sign) .
U
علامت دادن
markings
U
علامت گذاری
brand names
U
علامت ساخت
V-signs
U
علامت پیروزی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com