Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
combination influence
U
عامل ترکیبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
combined transport operator
U
عامل حمل و نقل ترکیبی
cto
U
عامل حمل ونقل ترکیبی
Other Matches
cyanogen agent
U
عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
reserved character
U
حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
actuator
U
محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
capital intensive goods
U
کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
derived demand
U
تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
shells
U
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shelling
U
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shell
U
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
class a agent officer
U
افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
blood agent
U
عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
piggybacks
U
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
piggyback
U
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
EXE file
U
در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
trivalence
U
سه ترکیبی
synthesic
U
ترکیبی
combinatory
U
ترکیبی
composite casting
U
ترکیبی
agglutinative
U
ترکیبی
synthetical
U
ترکیبی
trivalency
U
سه ترکیبی
combinatorial
U
ترکیبی
synthetic
U
ترکیبی
ingradient
U
جز جز ترکیبی
combinative
U
ترکیبی
combinational
U
ترکیبی
MS DOS
U
سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
mixed cell refernce
U
ارجاع سل ترکیبی
affinities
U
میل ترکیبی
semisynthetic
U
نیمه ترکیبی
mixed strategy
U
استراتژی ترکیبی
elective affinity
U
میل ترکیبی
mixed glue
U
چسب ترکیبی
combination bands
U
نوارهای ترکیبی
composite video
U
تصویر ترکیبی
combination tone
U
صوت ترکیبی
combinational circuit
U
مدار ترکیبی
parathesis
U
ترکیبی بی تغییر
sequential storage
U
انباره ترکیبی
shapeliness
U
خوش ترکیبی
diphthongs
U
صدای ترکیبی
composite metal
U
فلز ترکیبی
composite symbol
U
علامت ترکیبی
ingredients
U
جزء ترکیبی
synthetic method
U
روش ترکیبی
ordinal number
U
عدد ترکیبی
mix
U
مخلوط ترکیبی
ingredient
U
جزء ترکیبی
mixes
U
مخلوط ترکیبی
diphthong
U
صدای ترکیبی
turboramjet
U
ترکیبی از توربوجت و رم جت
affinity
U
میل ترکیبی
syntactical analysis
U
تحلیل ترکیبی
syntax error
U
اشتباه ترکیبی
ct
U
حمل و نقل ترکیبی
ctd
U
سند حمل ترکیبی
hydrogen bombs
U
بمب ترکیبی اتمی
chemical affinity
U
میل ترکیبی شیمیایی
multiplex
U
تسهیم مخابره ترکیبی
hydrogen bomb
U
بمب ترکیبی اتمی
diatessaron
U
ترکیبی ازچهار دارو
combined transport
U
حمل و نقل ترکیبی
histamine
U
ترکیبی بفرمول 3N9H5C
compound leverage floor jack
U
اهرم بالابر ترکیبی
hemiterpene
U
ترکیبی بفرمول 8H5C
Borromini capital
U
[نوعی سر ستون ترکیبی]
combined transport document
U
اسناد حمل ترکیبی
feasion
U
بمب ترکیبی اتمی
mixed column line chart
U
نمودار ستونی- خطی ترکیبی
hexahydrate
U
ترکیبی که دارای شش ذره اب باشد
contraction parry
U
ترکیبی ازدفاع ساده وچرخشی
lattin
U
ترکیبی مانند فلز برنج
latten
U
ترکیبی مانند فلز برنج
carbide
U
ترکیبی از کربن و چند عنصرفلزی
fiata combined transport bill of lading
U
بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
ketol
U
ترکیبی مرکب ازالکل و استون
deoxidize
U
از صورت ترکیبی با اکسیژن دراوردن
mixed column line graph
U
نمودار ستونی- خطی ترکیبی
cob
U
[ترکیبی از خاک رس، ریگ، شن و کاه و آب]
basophil
U
میل ترکیبی شدید با موادقلیایی
basophile
U
میل ترکیبی شدیدبا موادقلیایی
BPP
U
چهار بیت برای ترکیبی از رنگها
soft return
U
فرمان ترکیبی رد کردن خط ورفتن به خط بعدی
syntactical
U
طبق قواعد صرف ونحوی ترکیبی
BPP
U
هشت بیت برای ترکیبی از رنگها
iodoform
U
ترکیبی از ید که برای گندزدایی و مانند انهابکارمیبرند
syntactic
U
طبق قواعد صرف ونحوی ترکیبی
chloramine
U
هرنوع ترکیبی که دارای ازت و کلر باشد
protoxide
U
ترکیبی که حداقل ذرات اکسیژن دران باشد
polyene
U
ترکیبی الی که دارای پیوستگی مضاعف است
silicone
U
ترکیبی الی بفرمول Sio2R شبیه کتون
to orient compound
U
نسبت اجزای ترکیبی را بایکدیگر تعیین کردن
monad
U
ذره بسیط که نیروی ترکیبی یک هیدروژن است
cannon
U
[ترکیبی از سبک های امپراتوری ناپلئون و فدرال]
consolute
U
ترکیبی از دو یا چند مایع که بر هر نسبتی در یکدیگر حل شوند
She has long and shapely legs .
U
ساق پاهای کشیده وخوش ترکیبی دارد
hypotaxis
U
رابطه ترکیبی یا صرف ونحوی کلمه اصلی بامشتقاتش
fbl
U
lading of bill combinedtransport FIATA بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
octad
U
جسم بسیط یا ذرهای که قوه ترکیبی ان برابر است با8واحد
distemper
U
ترکیبی از گچ اب چسب و موادرنگی که در رنگ کردن داخل اطاقها بکار میرود
character
U
یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
dual
U
دادههای ترکیبی هر مجموعهای از داده در پاس یا لبه ساعت مختلف آماده و معتبر است
characters
U
یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
opalite
U
ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
large model
U
مدل حافظه که کد و داده تا کلید بایت جریان دارند ولی اندازه ترکیبی باید از مگابایت کمتر باشد
Composite Order
U
[شیوه ی ترکیبی ستون سازی رمی با ستون های پیچکی تزئین شده]
card
U
ترکیبی از سوراخهای پانچ شده که معرف حروف روی پانچ کارت است
cards
U
ترکیبی از سوراخهای پانچ شده که معرف حروف روی پانچ کارت است
polyamide
U
پلی امید ترکیبی شامل چند گروه امید
acid diluent
ترکیبی که با قلم زنی سطح فلز باعث اتصال بهتر لایه های پرداخت با سطح فلزمیشود
musicom
U
یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
combination device
U
ماسوره ترکیبی مین ماسوره مرکب
compound weave
U
بافت ترکیبی که بجز تار و پود اجزا دیگری نیز مثل دانه مروارید و یا اجسام تزیینی در بافت بکار گرفته شود
mixd weave
U
بافت ترکیبی
[هرگاه در بافت یک فرش از چند روش بافت استفاده شود.]
parameters
U
عامل
attorney
U
عامل
parameter
U
عامل
doer
U
عامل
attorneys
U
عامل
element
U
عامل
operating
U
عامل
acting
U
عامل
devices
U
عامل
doers
U
عامل
procurator
U
عامل
propellant
U
عامل
coagent
U
هم عامل
agents
U
عامل
elements
U
عامل
actions
U
عامل
action
U
عامل
procurators
U
عامل
principals
U
عامل
principal
U
عامل
agent
U
عامل
agent representative
U
عامل
device
U
عامل
assignee
U
عامل
propellants
U
عامل
operative
U
عامل
operatives
U
عامل
v factor
U
عامل وی
factors
U
عامل
agency
U
عامل
functionery
U
عامل
propellent
U
عامل
active
U
عامل
operators
U
عامل
operant
U
عامل
factor
U
عامل
agencies
U
عامل
operator
U
عامل
biological agent
U
عامل میکربی
sense organ
U
عامل احساس
precipitating factor
U
عامل اشکارساز
biological agent
U
عامل زیستی
sealant
U
عامل درزگیر
psychochemical agent
U
عامل عصبی
pull device
U
عامل کششی
reducer
U
عامل کم کننده
reducing agent
U
عامل کاهنده
safety factor
U
عامل تامین
air entraining agent
U
عامل هوادهنده
self execuiting
U
عامل فی نفسه
releasing agent
U
عامل رهاکننده
active defense
U
پدافند عامل
accountable disbursing officer
U
افسر عامل
absorbing agent
U
عامل جذب
aborticide
U
عامل سقط
reactors
U
عامل واکنش
reactor
U
عامل واکنش
potential
<adj.>
U
عامل بالقوه
acid function
U
عامل اسیدی
acting company
U
شرکت عامل
anticrop agent
U
عامل ضد غلات
adhesion agent
U
عامل چسبندگی
addition agent
U
عامل افزودنی
press
U
عامل موثر
active material
U
مواد عامل
active element
U
عنصر عامل
active defense
U
دفاع عامل
structure factor
U
عامل ساختار
unique factor
U
عامل یگانه
working fluid
U
سیال عامل
be-all and end-all
U
عامل عمده
distractor
U
عامل حواسپرتی
factoring
U
عامل یابی
factoring agent
U
عامل تنزیل
firing device
U
عامل منفجرکننده
fixing agent
U
عامل تثبیت
lacrimatory factor
U
عامل اشک زا
foaming agent
U
عامل کف زای
common factor
U
عامل مشترک
fusing agent
U
عامل ذوب
galactogogue
U
عامل شیرزایاشیرافزا
factor of safety
U
عامل اطمینان
cyanogen agent
U
عامل سیانید
factor of safety
U
عامل تامین
distilled mustard
U
عامل خردلی
dispersing agent
U
عامل پاشنده
disbursing officer
U
افسر عامل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com