English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
variable slide U طول عقب نشینی متغیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
variable recoil U سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
Other Matches
declaring U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declares U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declare U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
backpedal U عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
withdrawals U عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
withdrawal U عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
recoilless U جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
sedimentation U ته نشینی
settling U ته نشینی
nightlife U شب نشینی
sedimentation U ته نشینی
subsidence U ته نشینی
wakes U شب نشینی
wake U شب نشینی
evening party U شب نشینی
adsorption U رو نشینی
sedinentation U ته نشینی
illuviation U ته نشینی
an eveing party U شب نشینی
precipitation U ته نشینی
waked U شب نشینی
sedimentary U ته نشینی
recoils U پی نشینی
recoiling U پی نشینی
deposits U ته نشینی
recoil U پی نشینی
recoiled U پی نشینی
soiree U شب نشینی
soirTes U شب نشینی
deposit U ته نشینی
retrocedence U پس نشینی
soirees U شب نشینی
to burn the midnighoil U شب نشینی کردن
solitariness U گوشه نشینی
recoils U عقب نشینی
recoiling U عقب نشینی
katabasis U عقب نشینی
line of retreat U خط عقب نشینی
to burn the midnight oil شب نشینی کردن
recesses U عقب نشینی
retreats U عقب نشینی
recess U عقب نشینی
tenantry U اجاره نشینی
urbanization U شهر نشینی
retreated U عقب نشینی
retrocession U عقب نشینی
seclusion U گوشه نشینی
retreat U عقب نشینی
suburbia U حومه نشینی
recoil U عقب نشینی
sedimentation pond U حوضچه ته نشینی
sequestered life U گوشه نشینی
silting U رسوب ته نشینی
ruralize U ده نشینی کردن
sanctuaries U حق بست نشینی
retreating U عقب نشینی
nomadism U کوچ نشینی
sanctuary U حق بست نشینی
recoiled U عقب نشینی
retrocedence U عقب نشینی
reclvsion U گوشه نشینی
fallback U عقب نشینی
break ground U عقب نشینی
hypostatic U ناشی از ته نشینی
hutment U کلبه نشینی
electrostatic procipitation U ته نشینی الکترواستاتیک
cotenancy U هم اجاره نشینی
eremitism U گوشه نشینی
eremitic life U گوشه نشینی
settlement U ته نشینی مسکن
settlements U ته نشینی مسکن
urbanism U شهر نشینی
drop back <idiom> U عقب نشینی کردن
retreating U عقب نشینی کردن
setbacks U فشار عقب نشینی
retreated U عقب نشینی کردن
give ground <idiom> U عقب نشینی کردن
retreat U عقب نشینی کردن
rocket propulsion U فشارعقب نشینی موشک
pull away U عقب نشینی کردن
ebb current U عقب نشینی اب دریا
setback U فشار عقب نشینی
recoil mechanism U مکانیسم عقب نشینی
retirement U عقب نشینی اختیاری
backblast U موج عقب نشینی
retreats U عقب نشینی کردن
colonial U معماری کوچ نشینی
companionship U مصاحبت پهلو نشینی
To retreat. To withdraw. U عقب نشینی کردن
to beat a retreat U عقب نشینی کردن
to beat a retreat U کوس عقب نشینی
blowback U ضربه عقب نشینی
to fall back U عقب نشینی کردن
backblast U شعله عقب نشینی
to give ground U عقب نشینی کردن
to lose ground U عقب نشینی کردن
urbanistic U وابسته بشهر نشینی
urbanist U وابسته بشهر نشینی
sink U ته نشینی حفره یاگودال
to sound the retreat U شیپورعقب نشینی زدن
sinks U ته نشینی حفره یاگودال
recoil mechanism U دستگاه عقب نشینی
back pressure U فشار عقب نشینی
subornation U زیر پا نشینی اغواء
scuttling U عقب نشینی روزنه
long recoil U عقب نشینی طولانی
scuttle U عقب نشینی روزنه
short recoil U عقب نشینی کوتاه
scuttled U عقب نشینی روزنه
withdraws U عقب نشینی کردن
withdraw U عقب نشینی کردن
sedimentation analysis U تجزیه بروش ته نشینی
scuttles U عقب نشینی روزنه
forced withrawal U عقب نشینی اجباری
blowback U عقب نشینی خودکار
recoil system U سیستم عقب نشینی توپ
recoiled U عقب نشینی کردن توپ
recoil pit U چاله عقب نشینی لوله
recoil operated U مجهز به دستگاه عقب نشینی
setbacks U نیروی عقب نشینی توپ
recoilless rifle U تفنگ بدون عقب نشینی
recoil U عقب نشینی کردن توپ
alluvial U ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
setback U نیروی عقب نشینی توپ
to have a knock back U عقب نشینی کردن [در موقعیتی]
cloisters U صومعه گوشه نشینی کردن
cloister U صومعه گوشه نشینی کردن
straddles U میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
long recoil U طول عقب نشینی زیاد
they are in full retreat U سخت عقب نشینی می کنند
to sound the retire U شیپور عقب نشینی زدن
insula U دستگاه عمارت اجاره نشینی
breakdowns U ته نشینی مواد معلق دردوغاب
breakdown U ته نشینی مواد معلق دردوغاب
hightail U باسرعت عقب نشینی کردن
hermitic U وابسته بگوشه نشینی زهدامیز
counter recoil U برگشتن لوله پس از عقب نشینی
crawfish U ازموضعی عقب نشینی کردن
a white collar job U کار پشت میز نشینی
straddled U میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddle U میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
recoiling U عقب نشینی کردن توپ
recoils U عقب نشینی کردن توپ
obmutescence U خاموش نشینی سکوت عمدی
retreating U عقب نشینی کناره گیری
retreats U عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreats U عقب نشینی کناره گیری
retreating U عقب نشینی اجباری بازگشتن
to sound a retreat U شیپور عقب نشینی زدن
retreat U عقب نشینی کناره گیری
retreated U عقب نشینی کناره گیری
retreated U عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreat U عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreat U گوشه نشینی [گروهی برای مدتی]
back pressure U فشاراگزوز فشار عقب نشینی اگزوز
retire U عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
The army had to retreat from the battlefield. U ارتش مجبور به عقب نشینی از میدان جنگ شد.
retires U عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
blenching U جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenches U جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blench U جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenched U جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
To draw in ones houns . Toback down . To retreat. U ماست ها را کیسه کردن ( عقب نشینی از روی ترس )
recoil operated U مسلح شونده به وسیله عقب نشینی الات متحرک
indignant U متغیر
conversional U متغیر
vicissitudinous U متغیر
average variable cost U متغیر
fitful U متغیر
unsteady U متغیر
variables U متغیر
varier U متغیر
technical U متغیر
variable U متغیر
floating U متغیر
variative U متغیر
unsteadily U متغیر
uneven U متغیر
protean U متغیر
fluid U متغیر
variant U متغیر
transitive U متغیر
fluids U متغیر
variate U متغیر
jet propulsion U نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
choke ring U رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
beauty is in the eyes of the beholder <proverb> U اگر بر دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی
endogenous variable U متغیر داخلی
floating debt U بدهی متغیر
fluctuating rate U نرخ متغیر
flukey U متغیر غیرثابت
variable time U زمان متغیر
discrete variable U متغیر ناپیوسته
global variable U متغیر سراسری
variable stars U ستارگان متغیر
variable name U نام متغیر
variable load U بار متغیر
variable input U داده متغیر
variable input U نهاده متغیر
variable inductance U القاگری متغیر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com