Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cloister
U
صومعه گوشه نشینی کردن
cloisters
U
صومعه گوشه نشینی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hermitical
U
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
eremitism
U
گوشه نشینی
solitariness
U
گوشه نشینی
eremitic life
U
گوشه نشینی
reclvsion
U
گوشه نشینی
seclusion
U
گوشه نشینی
sequestered life
U
گوشه نشینی
retreat
U
گوشه نشینی
[گروهی برای مدتی]
inclusus
U
گوشه نشینی که در غاریا کلبهای می نشست ودرجهانیان رابروی خود می بست
corner
U
گوشه دار کردن گوشه گذاشتن به
cornering
U
گوشه دار کردن گوشه گذاشتن به
corners
U
گوشه دار کردن گوشه گذاشتن به
to burn the midnight oil
شب نشینی کردن
to burn the midnighoil
U
شب نشینی کردن
ruralize
U
ده نشینی کردن
retreating
U
عقب نشینی کردن
give ground
<idiom>
U
عقب نشینی کردن
to fall back
U
عقب نشینی کردن
drop back
<idiom>
U
عقب نشینی کردن
pull away
U
عقب نشینی کردن
retreat
U
عقب نشینی کردن
retreated
U
عقب نشینی کردن
to give ground
U
عقب نشینی کردن
retreats
U
عقب نشینی کردن
to beat a retreat
U
عقب نشینی کردن
withdraw
U
عقب نشینی کردن
withdraws
U
عقب نشینی کردن
To retreat. To withdraw.
U
عقب نشینی کردن
to lose ground
U
عقب نشینی کردن
recoil
U
عقب نشینی کردن توپ
hightail
U
باسرعت عقب نشینی کردن
recoils
U
عقب نشینی کردن توپ
to have a knock back
U
عقب نشینی کردن
[در موقعیتی]
crawfish
U
ازموضعی عقب نشینی کردن
recoiling
U
عقب نشینی کردن توپ
recoiled
U
عقب نشینی کردن توپ
acute angle
U
گوشه تیز گوشه تند
eremitic
U
گوشه نشینانه گوشه گیر
mninster
U
صومعه
convents
U
صومعه
monastery
U
صومعه
monasteries
U
صومعه
nunnery
U
صومعه
convent
U
صومعه
nunneries
U
صومعه
abbeys
U
صومعه
abbey
U
صومعه
retire
U
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
retires
U
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
blenched
U
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blench
U
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenches
U
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenching
U
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
ambulatory
U
رواق صومعه
prioress
U
رئیسه صومعه
friar
U
راهب صومعه
cenobite
U
صومعه نشین
prior
U
رئیس صومعه
cloistral
U
وابسته به صومعه
friars
U
راهب صومعه
friary
U
صومعه خانقاه
common-house
U
نشیمنگاه صومعه
portress
U
زن دربان صومعه
porteress
U
زن دربان صومعه
backpedal
U
عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
withdrawals
U
عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
withdrawal
U
عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
To draw in ones houns . Toback down . To retreat.
U
ماست ها را کیسه کردن ( عقب نشینی از روی ترس )
calefactory
U
[اتاق گرم صومعه]
laura
U
صومعه کلیسای شرقی
abbess
U
رئیسه صومعه زنان تارک دنیا
claustral
U
صومعه نشین وابسته بدیر یاصومعه
abbesses
U
رئیسه صومعه زنان تارک دنیا
leered
U
از گوشه چشم نگاه کردن
miter
U
گوشه 09 درجه را نصف کردن
leering
U
از گوشه چشم نگاه کردن
leers
U
از گوشه چشم نگاه کردن
leer
U
از گوشه چشم نگاه کردن
t mitre the square
U
گوشه نودزینه را نیم کردن
pull over
<idiom>
U
متوقف کردن ماشین گوشه جاده
to be in the pouts
U
در گوشه ای نشستن و قهر کردن
[اصطلاح مجازی]
to have the pout
U
در گوشه ای نشستن و قهر کردن
[اصطلاح مجازی]
recoilless
U
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
variable recoil
U
سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
rifle
U
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifles
U
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
fall back
U
تغییر موضع به عقب دادن عقب نشینی کردن
cls
U
در -MS DOS دستور سیستم به معنای پاک کردن صفحه نمایش و قرار دادن نشانه گر در بالای صفحه گوشه سمت چپ
wakes
U
شب نشینی
wake
U
شب نشینی
illuviation
U
ته نشینی
deposits
U
ته نشینی
deposit
U
ته نشینی
precipitation
U
ته نشینی
nightlife
U
شب نشینی
sedinentation
U
ته نشینی
sedimentary
U
ته نشینی
recoil
U
پی نشینی
waked
U
شب نشینی
recoiled
U
پی نشینی
adsorption
U
رو نشینی
sedimentation
U
ته نشینی
retrocedence
U
پس نشینی
recoils
U
پی نشینی
an eveing party
U
شب نشینی
evening party
U
شب نشینی
subsidence
U
ته نشینی
sedimentation
U
ته نشینی
soirees
U
شب نشینی
soiree
U
شب نشینی
soirTes
U
شب نشینی
settling
U
ته نشینی
recoiling
U
پی نشینی
urbanism
U
شهر نشینی
sanctuaries
U
حق بست نشینی
nomadism
U
کوچ نشینی
urbanization
U
شهر نشینی
sanctuary
U
حق بست نشینی
electrostatic procipitation
U
ته نشینی الکترواستاتیک
break ground
U
عقب نشینی
recoiled
U
عقب نشینی
settlement
U
ته نشینی مسکن
sedimentation pond
U
حوضچه ته نشینی
settlements
U
ته نشینی مسکن
hutment
U
کلبه نشینی
hypostatic
U
ناشی از ته نشینی
retrocession
U
عقب نشینی
recoils
U
عقب نشینی
retrocedence
U
عقب نشینی
line of retreat
U
خط عقب نشینی
suburbia
U
حومه نشینی
recoil
U
عقب نشینی
recess
U
عقب نشینی
cotenancy
U
هم اجاره نشینی
retreating
U
عقب نشینی
tenantry
U
اجاره نشینی
retreats
U
عقب نشینی
recesses
U
عقب نشینی
silting
U
رسوب ته نشینی
retreat
U
عقب نشینی
recoiling
U
عقب نشینی
retreated
U
عقب نشینی
katabasis
U
عقب نشینی
fallback
U
عقب نشینی
long recoil
U
عقب نشینی طولانی
scuttling
U
عقب نشینی روزنه
urbanist
U
وابسته بشهر نشینی
sedimentation analysis
U
تجزیه بروش ته نشینی
to sound the retreat
U
شیپورعقب نشینی زدن
scuttled
U
عقب نشینی روزنه
scuttles
U
عقب نشینی روزنه
short recoil
U
عقب نشینی کوتاه
to beat a retreat
U
کوس عقب نشینی
subornation
U
زیر پا نشینی اغواء
colonial
U
معماری کوچ نشینی
ebb current
U
عقب نشینی اب دریا
setback
U
فشار عقب نشینی
scuttle
U
عقب نشینی روزنه
recoil mechanism
U
مکانیسم عقب نشینی
recoil mechanism
U
دستگاه عقب نشینی
retirement
U
عقب نشینی اختیاری
setbacks
U
فشار عقب نشینی
companionship
U
مصاحبت پهلو نشینی
urbanistic
U
وابسته بشهر نشینی
sinks
U
ته نشینی حفره یاگودال
rocket propulsion
U
فشارعقب نشینی موشک
sink
U
ته نشینی حفره یاگودال
backblast
U
شعله عقب نشینی
blowback
U
عقب نشینی خودکار
blowback
U
ضربه عقب نشینی
back pressure
U
فشار عقب نشینی
forced withrawal
U
عقب نشینی اجباری
backblast
U
موج عقب نشینی
setbacks
U
نیروی عقب نشینی توپ
counter recoil
U
برگشتن لوله پس از عقب نشینی
alluvial
U
ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
setback
U
نیروی عقب نشینی توپ
obmutescence
U
خاموش نشینی سکوت عمدی
straddles
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddle
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
retreats
U
عقب نشینی اجباری بازگشتن
long recoil
U
طول عقب نشینی زیاد
retreats
U
عقب نشینی کناره گیری
breakdown
U
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
variable slide
U
طول عقب نشینی متغیر
recoil operated
U
مجهز به دستگاه عقب نشینی
to sound the retire
U
شیپور عقب نشینی زدن
to sound a retreat
U
شیپور عقب نشینی زدن
breakdowns
U
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
retreat
U
عقب نشینی کناره گیری
insula
U
دستگاه عمارت اجاره نشینی
retreat
U
عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreated
U
عقب نشینی کناره گیری
retreated
U
عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreating
U
عقب نشینی کناره گیری
retreating
U
عقب نشینی اجباری بازگشتن
hermitic
U
وابسته بگوشه نشینی زهدامیز
recoil system
U
سیستم عقب نشینی توپ
they are in full retreat
U
سخت عقب نشینی می کنند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com