Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
hatchet face
U
صورت دراز وباریک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lanky
U
دراز وباریک
narrower
U
دراز وباریک
narrow
U
دراز وباریک
narrowest
U
دراز وباریک
narrowed
U
دراز وباریک
spindle shanked
U
دارای پاهای دراز وباریک لندوک
horizontal
U
دراز کشیدن به صورت تخت یا حرمت از طرفی به طرف دیگر و نه از بالا به پایین
inventory
U
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
slender
U
بلند وباریک
toggle
U
محور کوتاه وباریک
cockleshells
U
قایق کوچک وباریک
toggles
U
محور کوتاه وباریک
cockleshell
U
قایق کوچک وباریک
canons
U
دره عمیق وباریک
canon
U
دره عمیق وباریک
chine
U
دره تنگ وباریک
sylphid
U
زن جوان وزیبا وباریک اندام
tarpon
U
ماهی بزرگ وباریک مدیترانه
kayak
نوعی قایق سبک وباریک
kayaks
U
نوعی قایق سبک وباریک
tape line
U
تسمه فلزی وباریک که برای اندازه گیری بکارمیرود
locals
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printer
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard
U
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packets
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packet
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric
U
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
soricine
U
موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
barrage jamming
U
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watt
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary
U
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
rom
U
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
chargeable accessions
U
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
line astern
U
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
prolix
U
دراز
macro
U
دراز
lengthwise
U
دراز
to be prolonged
U
دراز
verbose
U
دراز
lengthy
U
دراز
to eke out
U
دراز
toom
U
دراز
to piece out
U
دراز
linear
U
دراز
long
U
دراز
oblongated
U
دراز
longer
U
دراز
longed
U
دراز
longest
U
دراز
oblongs
U
دراز
longheaded
U
دراز سر
longish
U
دراز
longs
U
دراز
oblong
U
دراز
long-
U
دراز
long headed
U
سر دراز
dolichomorphic
U
دراز تن
proboscis
U
پوزه دراز
string
U
چسبناک دراز
stretch
U
دراز کردن
oblongs
U
دراز پهنا
stretched
U
دراز کردن
long bill
U
نوک دراز
oblong
U
دراز پهنا
gangling
U
طولانی و دراز
stretches
U
دراز کردن
to stretch out
U
دراز کردن
weedy
U
دراز و باریک
extend
U
دراز کردن
longevity
U
دراز عمری
blue moon
U
زمان دراز
long billed
U
نوک دراز
long-term
U
دراز مدت
longer-term
U
دراز مدت
long bone
U
استخوانهای دراز
long eared
U
گوش دراز
long necked
U
گردن دراز
long range
U
دراز مدت
long-winded
U
دراز نفس
long winded
U
دراز نفس
long run
U
دراز مدت
long shunt
U
شنت دراز
long term
U
دراز مدت
long wind
U
دراز نفسی
longeval
U
دراز عمر
codling
U
یکجورسیب دراز
in the long run
U
در دراز مدت
proboscises
U
پوزه دراز
at full length
U
دراز کشیده
verbalization
U
دراز گویی
tender fleshed cherry
U
گیلاس دم دراز
morella cherry
U
گیلاس دم دراز
couchant
U
دراز کشیده
long-drawn-out
U
دور و دراز
long-time
U
دراز مدت
far-fetched
U
دور و دراز
long-life
U
عمر دراز
long life
U
عمر دراز
drag on
<idiom>
U
دراز کردن
codlin
U
یکجورسیب دراز
longhead
U
کله دراز
elongates
U
دراز شدن
sniped
U
نوک دراز
lantern jawed
U
چانه دراز
lengthened
U
دراز کردن
lengthened
U
دراز شدن
lengthening
U
دراز کردن
elongates
U
دراز کردن
lengthens
U
دراز شدن
snipes
U
نوک دراز
lengthen
U
دراز شدن
sniping
U
نوک دراز
elongating
U
دراز کردن
lengthening
U
دراز شدن
elongate
U
دراز شدن
elongate
U
دراز کردن
elongating
U
دراز شدن
long run
[American E]
<adj.>
U
دراز مدت
elongation
U
دراز شدگی
wader
U
مرغ دراز پا
long term
<adj.>
U
دراز مدت
lengthen
U
دراز کردن
snipe
U
نوک دراز
lanternjaws
U
چانه دراز
streek
U
دراز کردن
protract
U
دراز کردن
pintail
U
اردک دم دراز
ileum
U
روده دراز
oblonated
U
دراز :درازنا
far fetched
U
دور و دراز
inductile
U
دراز نشو
prolixity
U
دراز نویسی
lengthens
U
دراز کردن
prolongate
U
دراز کردن
windbag
U
نطاق روده دراز
windbags
U
نطاق روده دراز
mongoose
U
میمون پوزه دراز
orang outang
U
یکجوربوزینه دراز دست
kick around
<idiom>
U
دراطراف دراز کشیدن
long haul
<idiom>
U
مسافت دراز یا سفرکردن
mongooses
U
میمون پوزه دراز
prolate
U
دوک وار دراز
abusive
ناسزاوار زبان دراز
porrect
U
دراز کردن جلوگذاردن
proboscis monley
U
بوزینه دراز بینی
longevous
U
دارای عمر دراز
longicorn
U
دارای شاخک دراز
interminably
U
بطور بسیار دراز
chaises longues
U
نوعی نیمکت دراز
longhorn
U
گاو شاخ دراز
chatterbox
U
ادم روده دراز
chatterboxes
U
ادم روده دراز
longhorn
U
گوسفند شاخ دراز
extended pole piece
U
قطبک دراز شده
chaise longue
U
نوعی نیمکت دراز
long term memory
U
حافطه دراز مدت
repose
U
دراز کشیدن غنودن
weed
U
دراز و لاغر پوشاک
long-term
U
دوره دراز مدت
longer-term
U
دوره دراز مدت
weeded
U
دراز و لاغر پوشاک
tusk
U
دندان دراز وتیز
long necked flask
U
بالن گردن دراز
paidle
U
یکجوربیل دسته دراز
ileac
U
وابسته به روده دراز
ileal
U
وابسته به روده دراز
spindle
U
دراز و باریک شدن
tusks
U
دندان دراز وتیز
long horned grasshopper
U
ملخ شاخک دراز
gibbon
U
میمون دراز دست
gibbons
U
میمون دراز دست
orang-outang
U
یکجوربوزینه دراز دست
orang-outangs
U
یکجوربوزینه دراز دست
orang-outans
U
یکجوربوزینه دراز دست
grallatorial
U
وابسته به دراز پایان
spindles
U
دراز و باریک شدن
deferred liability
U
دیون دراز مدت
ileitis
U
اماس روده دراز
rangy
U
ولگرد پا دراز و لاغر
orangutan
U
بوزینه دست دراز
long-lived
U
دراز عمر معمر
long-lived
U
دارای عمر دراز
reach
U
دراز کردن دست
johnboat
U
قایق دراز و باریک
long lived
U
دراز عمر معمر
long lived
U
دارای عمر دراز
weeding
U
دراز و لاغر پوشاک
ringtail
U
تلیله نوک دراز
lanternjaws
U
ارواره دراز و لاغر
mygale
U
موش پوزه دراز
verbosity
U
دراز نویسی پرگویی
scoldpaceous
U
مانند نوک دراز
tirades
U
سخنرانی دراز وشدیداللحن
tirade
U
سخنرانی دراز وشدیداللحن
verbose
U
دراز نویس درازگو
tractile
U
لوله شو دراز شدنی
full bottomed
U
دارای دنباله دراز
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com