Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 174 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
Bluntly. Without mincing words.
U
صاف وپوست کنده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
frankly
U
رک وپوست کنده
To give it straight from the shoulder.
U
مطلبی راصاف وپوست کنده گفتن
To give it to someone straight from the shoulder . To tell someonestraight
U
صاف وپوست کنده مطلبی را به کسی گفتن
straight from the shoulder
<idiom>
U
راست وپوست کنده گفتن ،بیغل غش صحبت کردن
man-to-man
<idiom>
U
مستقیم یارک وپوست کنده
Other Matches
kinnikinnick
U
برگ وپوست گیاهانی که سرخ پوستان امریکایی باتنباکوبکارمیبرند
kinnikinic
U
برگ وپوست گیاهانی که سرخ پوستان امریکایی باتنباکوبکارمیبرند
leaching
U
دباغی بوسیله اب نمک وپوست درخت وغیره تصفیه خاک
kinnikinnic
U
برگ وپوست برخی گیاهان که هندیهای امریکایی بجای تنباکوبکارمیبرند
smokehouse
U
محل دود دادن گوشت ماهی وپوست دباغی وغیره
blocks
U
کنده
timber
U
کنده
chumps
U
کنده
clog
U
: کنده
knockstone
U
کنده
chump
U
کنده
chunk
U
کنده
stock
U
کنده
stocked
U
کنده
blocs
U
کنده
log
U
کنده
bloc
U
کنده
dugout dewelling
U
کنده
blocked
U
کنده
chunks
U
کنده
pulled
U
کنده
logs
U
کنده
graven
U
کنده
anvil stock
U
کنده
bilboes
U
کنده
clogs
U
: کنده
stub
U
کنده
stubbed
U
کنده
stubbing
U
کنده
stubs
U
کنده
clogged
U
: کنده
block aead
U
سر کنده
block
U
کنده
carver
U
کنده کار
control block
U
کنده کنترل
blockette
U
کنده کوچک
block size
U
اندازه کنده
block mark
U
نشان کنده
block length
U
درازای کنده
unstuck
U
کنده شده
aboveboard
U
پوست کنده
deblock
U
شکستن کنده
deblocking
U
کنده شکنی
logrolling
U
کنده غلتانی
near leg and craddle
U
کنده گوسفندانداز
near leg pickup and turnover
U
نوعی کنده رو
plummer block
U
کنده محور
plummer block
U
کنده شفت
rear crotch and near arm
U
نوعی کنده رو
wooden anvil stock
U
کنده چوب
olympic lift
U
کنده یک چاک
leg pickup
U
کنده کشی
leg lift and side roll
U
کنده سرانبون
entry block
U
کنده مدخل
glyptics
U
کنده کاری
graving
U
کنده کاری
hulled
U
پوست کنده
husked
U
پوست کنده
in intaglio
U
بشکل کنده
in plain english
U
پوست کنده
ingraving
U
کنده کاری
inside sarma
U
انواع کنده رو
grits
U
جوپوست کنده
building block
U
بنا کنده
stump
U
کنده درخت
stumps
U
کنده درخت
building block
U
کنده ساخت
logs
U
کنده چوب
stumpy
U
پر از کنده درخت
log
U
کنده چوب
engravers
U
کنده کار
engraver
U
کنده کار
building blocks
U
بنا کنده
building blocks
U
کنده ساخت
stumping
U
کنده درخت
trunks
U
کنده درخت
picked
U
پوست کنده
dugout
U
کنده شده
stumped
U
کنده درخت
dugouts
U
کنده شده
peeled
U
پوست کنده
trunk
U
کنده درخت
quarried
U
ازکان کنده شده
plains
U
ساده پوست کنده
intagliated
U
کنده کاری شده
olympic lift and cross face
U
کنده حصیر مال
plainest
U
ساده پوست کنده
block
U
کنده مانع ورادع
plainer
U
ساده پوست کنده
carves
U
کنده کاری کردن
logged
U
از کنده پاک شده
shelled almond
U
بادام پوست کنده
record blocking
U
کنده یی کردن مدارک
carve
U
کنده کاری کردن
loggets
U
کنده کوچک دیرک
rock hewn
U
از کوه کنده شده
blocked
U
کنده مانع ورادع
ptisan
U
گندم پوست کنده
stubby
U
پراز کنده درخت
blocks
U
کنده مانع ورادع
plain
U
ساده پوست کنده
make no bones about something
<idiom>
U
رک و پوست کنده گفتن
break ground
U
لنگر از زمین کنده شد
dug in
U
سنگر کنده شده
trunk
U
الوار کنده چوب
carved
U
کنده کاری کردن
cutting chisel
U
اسکنه کنده کاری
carvings
U
کنده کاری کردن
chalcogrophy
U
کنده کاری روی مس
chalcographer
U
کنده کاری روی مس
talk turkey
<idiom>
U
رک و پوست کنده گفتن
trunks
U
الوار کنده چوب
flump
U
تلوتلوخوردن کنده زدن
groats
U
گندم یاجوپوست کنده
I had a very hard time ot it.
U
دراینکار پوستم کنده شد
loggats
U
کنده کوچک دیرک
stew in one's own juice
<idiom>
U
افتادن درچاهی که خود کنده
point takedown with inside standing leg
U
زیر خم که تبدیل به کنده رومیشود
ditches
U
ابرو کنار راه کنده
The handle of the bucket has come off.
U
دسته سطل کنده شده
ditch
U
ابرو کنار راه کنده
sidero graphy
U
کنده کاری روی پولاد
ditched
U
ابرو کنار راه کنده
she is a peach
U
هلوی پوست کنده است
ivory carving
U
کنده کاری روی عاج
as fresh as a rose
<idiom>
U
مثل هلوی پوست کنده
to stub a piece
U
از کنده یاریشه پاک کردن
zincograph
U
روی کنده کاری شده
it peels better
U
بهتر پوست ان کنده میشود
ivory carving
U
کنده کاری روی عاج
anchor's aweight
U
لنگر از زمین کنده شده
aweigh
U
لنگر اززمین کنده شده
router
U
ابزار کنده کاری لیسه نجاری
My buttons mave come off.
U
تکمه های لباسم کنده شده
sawlog
U
کنده درخت مناسب اره کردن
groat
U
بلغور جو یا گندم یاجو پوست کنده
plainspoken
U
صاف و پوست کنده بی ریا و تزویر
near leg pickup and leg block
U
زیر یک خم و تبدیل ان به کنده افلاک پیشرو
glyptics
U
کنده کاری در روی سنگهای گران بها
These oranges peel easily.
U
این پرتقالها پوستشان زود کنده می شود
divot
U
چمن گلف کنده شده با ضربه چوب
saw yer
U
درخت از ریشه کنده که روی اب شناور باشد
departure end
U
نقطه شروع کنده شدن هواپیما از زمین
hominy grits
U
ذرت پوست کنده با دانههای متحد الشکل
olympic lift
U
بدل کنده یک چاک با کشیدن پای حریف از داخل
hominy
U
ذرت پوست کنده که با اب جوش یا شیر پخته شده باشد
logs
U
:کنده قطعهای ازدرخت که اره نشده سرعت سنج کشتی
a corduroy road
U
جاده باتلاقی
[که کنده های درختان را بصورت اریب در آن می چینند.]
dumb well
U
چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
log
U
:کنده قطعهای ازدرخت که اره نشده سرعت سنج کشتی
driven well
U
چاهی که بوسیله فروبردن لوله کنده وبا اب رسانده باشند
yule log
U
کنده بزرگی که شب میلادبمناسبت اغاز مراسم عید دربخاری منزل گذارند
frumenty
U
گندمی که پوست انرا کنده بجوشانند ودارچین وشیرینی بان بزنند
fishbone mine
U
سیستم کانال کشی یاحفاری که به صورت شاخههای موازی عرضی کنده میشود
If you try to cheat the bank, you wil be digging your own grave.
U
اگر سعی کنی بانک را گول بزنی، با دست خودت گورت را کنده ای.
logs
U
گزارش روزانه عملیات هیئت یاعملیات موتوریاماشین وغیره کندن کنده درخت
log
U
گزارش روزانه عملیات هیئت یاعملیات موتوریاماشین وغیره کندن کنده درخت
ablate
U
کنده شدن و از بین رفتن موادسطحی یک جسم در اثر تبخیرو گداز و غیره
backlog
U
کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
backlogs
U
کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
lithoglyptics
U
کنده کاری روی گوهر حکاکی روی جواهر
abated
U
[سطح سنگ تراشیده شده یا کنده شده]
over break
U
خاکبرداری اضافی و کندن وجابجا شدن اضافی خاک یاقطعات سنگی که دراثر موارمنفجره بدون اینکه بخواهیم کنده شود
engrave
U
کنده کاری کردن در حکاکی کردن
engraves
U
کنده کاری کردن در حکاکی کردن
engraved
U
کنده کاری کردن در حکاکی کردن
angle-leaf
U
[یکی از چهارشاخه، گوشه ستون ها یا برگ های بیرون زده کنده کاری شده در ته ستون های معماری قرون وسطی]
scale
U
فلس پشم
[این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com