English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bode U شگون داشتن
to bring good luck U شگون داشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
good omen U شگون
bodement U شگون
omen U شگون
omens U شگون
auspices U شگون
auguring U فالگیر شگون
augured U فالگیر شگون
augur U فالگیر شگون
augurs U فالگیر شگون
to consider as agood a U شگون دانستن
aeromancy U شگون بینی باهوا
presage U فال نما شگون
presages U فال نما شگون
presaged U فال نما شگون
presaging U فال نما شگون
longs U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn <idiom> U بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
long U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to keep up U از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down U زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
proffer U تقدیم داشتن عرضه داشتن
resides U اقامت داشتن مسکن داشتن
abhors U بیم داشتن از ترس داشتن از
meanest U مقصود داشتن هدف داشتن
proffering U تقدیم داشتن عرضه داشتن
differs U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
to have by heart U ازحفظ داشتن درسینه داشتن
hoping U انتظار داشتن ارزو داشتن
hopes U انتظار داشتن ارزو داشتن
hoped U انتظار داشتن ارزو داشتن
hope U انتظار داشتن ارزو داشتن
differed U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
cost U قیمت داشتن ارزش داشتن
differ U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
meaner U مقصود داشتن هدف داشتن
mean U مقصود داشتن هدف داشتن
abhorring U بیم داشتن از ترس داشتن از
abhorred U بیم داشتن از ترس داشتن از
proffered U تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffers U تقدیم داشتن عرضه داشتن
differing U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
resided U اقامت داشتن مسکن داشتن
reside U اقامت داشتن مسکن داشتن
upkeep U بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
lead a dog's life <idiom> U زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
long for U اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
to have something in reserve U چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
to be feverish U تب داشتن
to be in a f. U تب داشتن
bears U در بر داشتن
bear U داشتن
bear U در بر داشتن
bears U داشتن
to possess U داشتن
doubted U شک داشتن
doubting U شک داشتن
possess U داشتن
doubts U شک داشتن
want U کم داشتن
possesses U داشتن
have U داشتن
wanted U کم داشتن
possessing U داشتن
having U داشتن
doubt U شک داشتن
to hold U داشتن
lack U کم داشتن
owns U داشتن
to have f. U تب داشتن
to have possession of U داشتن
owning U داشتن
owned U داشتن
own U داشتن
relieving U داشتن
redolence U بو داشتن
to hold a meeting U داشتن
relieves U داشتن
lackvt U کم داشتن
intercommon U داشتن
relieve U داشتن
lacks U کم داشتن
to go hot U تب داشتن
monogyny U داشتن یک زن
lacked U کم داشتن
to have U داشتن
to be pressed for time U عجله داشتن
believe U گمان داشتن
playact U رفتارمتظاهر داشتن
reck U بیم داشتن
liaising U بستگی داشتن
scooted U سرعت داشتن
scooting U سرعت داشتن
liaises U رابطه داشتن
liaising U رابطه داشتن
scoots U سرعت داشتن
contests U اعتراض داشتن بر
believed U گمان داشتن
vary U فرق داشتن
varies U فرق داشتن
deserves U استحقاق داشتن
adjudge مقرر داشتن
contest U اعتراض داشتن بر
contested U اعتراض داشتن بر
shimmy U لرزش داشتن
deserve U استحقاق داشتن
to be afraid U بیم داشتن
believes U گمان داشتن
contesting U اعتراض داشتن بر
scoot U سرعت داشتن
preservatize U نگاه داشتن
vibrate U ارتعاش داشتن
tolerated U طاقت داشتن
contradicted U تناقض داشتن با
contradicts U تناقض داشتن با
retroact U واکنش داشتن
resile U انعطاف داشتن
tolerates U طاقت داشتن
tolerating U طاقت داشتن
scruple U تردید داشتن
implying U دلالت داشتن
to be under deadline pressure U عجله داشتن
schismatize U شقاق داشتن
imply U دلالت داشتن
implies U دلالت داشتن
see after U توجه داشتن به
contradict U تناقض داشتن با
tolerate U طاقت داشتن
abominate U تنفر داشتن
shimmey U لرزش داشتن
receive of U سهم داشتن از
protend U بسط داشتن
shimmy U تاب داشتن
propend U تمایل داشتن
vibrating U ارتعاش داشتن
vibrates U ارتعاش داشتن
vibrated U ارتعاش داشتن
shimmey U تاب داشتن
reck U پروا داشتن
shilly shally U دودلی داشتن
abominated U تنفر داشتن
abominates U تنفر داشتن
abominating U تنفر داشتن
hear U خبر داشتن
hears U خبر داشتن
repugn U تناقض داشتن
reck U باک داشتن
scruple U وسواس داشتن
keeps U نگاه داشتن
keep U نگاه داشتن
to hang up U نگاه داشتن
to have a bee in ones bonnet U کک درتنبان داشتن
to have an steem for U محترم داشتن
to rold in steem U محترم داشتن
to have in remembrance U یاد داشتن
to have in remembrance U بخاطر داشتن
refrains U نگاه داشتن
refraining U نگاه داشتن
refrained U نگاه داشتن
expect U چشم داشتن
to fondle to the heart U گرامی داشتن
retaining U نگاه داشتن
hunger U اشتیاق داشتن
to get the wind up U بیم داشتن
retained U نگاه داشتن
to give support to U نگاه داشتن
retain U نگاه داشتن
expects U چشم داشتن
expecting U چشم داشتن
expected U چشم داشتن
refrain U نگاه داشتن
to have in stock U موجود داشتن
to have in view U در نظر داشتن
to keep a fast U روزه داشتن
limps U سکته داشتن
limping U سکته داشتن
limped U سکته داشتن
limp U سکته داشتن
nettles U رنجه داشتن
nettle U رنجه داشتن
cravings U اشتیاق داشتن
craves U اشتیاق داشتن
craved U اشتیاق داشتن
crave U اشتیاق داشتن
to keep a carriage U درشکه داشتن
to in sight into something U بصیرت داشتن
to have patience U شکیبایی داشتن
stick-ups U برجستگی داشتن
stick-up U برجستگی داشتن
stick up U برجستگی داشتن
to have the pull of U برتری داشتن بر
to hold in contempt U سبک داشتن
abhor U ترس داشتن از
to hold in respect U محترم داشتن
to hold in reverence U محترم داشتن
to regard with reverence U محترم داشتن
to keep any one waiting U نگاه داشتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com