Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
night bilndness
U
شب بینی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
bridge
U
برامدگی بینی
bridged
U
برامدگی بینی
bridges
U
برامدگی بینی
arrangement
U
پیش بینی
arrangements
U
پیش بینی
project
U
پیش بینی مشخصات آینده یک مجموعه داده
projected
U
پیش بینی مشخصات آینده یک مجموعه داده
projects
U
پیش بینی مشخصات آینده یک مجموعه داده
random
U
قابل پیش بینی نیست
randomly
U
قابل پیش بینی نیست
revision
U
باز بینی
revisions
U
باز بینی
augur
U
پیش بینی کردن
augured
U
پیش بینی کردن
auguring
U
پیش بینی کردن
augurs
U
پیش بینی کردن
inferiority complex
U
خود کم بینی
inferiority complexes
U
خود کم بینی
insolence
U
خود بینی
subtleties
U
باریک بینی
subtlety
U
باریک بینی
antedate
U
پیش بینی کردن جلوانداختن
antedated
U
پیش بینی کردن جلوانداختن
antedates
U
پیش بینی کردن جلوانداختن
objectivity
U
واقع بینی
realism
U
واقع بینی
preparation
U
پیش بینی
preparation
U
پیش بینی کردن
preparations
U
پیش بینی
preparations
U
پیش بینی کردن
snot
U
اب بینی
perspective
U
سعه نظر روشن بینی
perspectives
U
سعه نظر روشن بینی
cruelty
U
عقلا" قابل پیش بینی باشد . این چنین رفتاری معمولا" باعث صدورحکم طلاق میشود
offsets
U
برامدگی یا فرورفتگی هائی که برای دربرگرفتن قسمتهای دیگر ساختمان پیش بینی میشود
prospect
U
پیش بینی جنبه
prospected
U
پیش بینی جنبه
prospecting
U
پیش بینی جنبه
prospects
U
پیش بینی جنبه
foresaw
U
پیش بینی کرد
deliberate
U
عملیات با فرصت پیش بینی شده
deliberated
U
عملیات با فرصت پیش بینی شده
deliberates
U
عملیات با فرصت پیش بینی شده
deliberating
U
عملیات با فرصت پیش بینی شده
projection
U
پیش بینی
projection
U
پیش بینی یک وضعیت ازمجموعهای داده
projections
U
پیش بینی
projections
U
پیش بینی یک وضعیت ازمجموعهای داده
respirator
U
اسبابی که به دهان و بینی می گذارند تا از استنشاق موادزیان اور جلوگیری کند
respirators
U
اسبابی که به دهان و بینی می گذارند تا از استنشاق موادزیان اور جلوگیری کند
delicacies
U
نازک بینی خوراک لذیذ
delicacy
U
نازک بینی خوراک لذیذ
insight
U
درون بینی
insights
U
درون بینی
plan
U
پیش بینی کردن
plans
U
پیش بینی کردن
anticipation
U
پیش بینی
expectancy
U
پیش بینی حاملگی
pug
U
بینی کوتاه وبزرگ وسرببالا
pugs
U
بینی کوتاه وبزرگ وسرببالا
seer
U
پیش بینی کننده
seers
U
پیش بینی کننده
anticipate
U
پیش بینی کردن
anticipated
U
پیش بینی کردن
anticipates
U
پیش بینی کردن
anticipating
U
پیش بینی کردن
nostril
U
سوراخ بینی
nostrils
U
سوراخ بینی
schedule
U
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
scheduled
U
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
schedules
U
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
prognostication
U
پیش بینی
prognostications
U
پیش بینی
nozzle
U
بینی
nozzles
U
بینی
precaution
U
پیش بینی
precautions
U
پیش بینی
astrology
U
طالع بینی ستاره شناسی
astrology
U
طالع بینی
astrology
U
اختر بینی
microorganism
U
موجود ذره بینی
microorganisms
U
موجود ذره بینی
pecker
U
بینی
sensible
U
قابل پیش بینی
expect
U
پیش بینی کردن
expected
U
پیش بینی کردن
expecting
U
پیش بینی کردن
expects
U
پیش بینی کردن
second sight
U
روشن بینی
second sight
U
دور بینی
second sight
U
نهان بینی بسختی راه رفتن
snivel
U
اب بینی
snivel
U
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
sniveled
U
اب بینی
sniveled
U
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
sniveling
U
اب بینی
sniveling
U
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
snivelled
U
اب بینی
snivelled
U
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
snivelling
U
اب بینی
Other Matches
pug nosed
U
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub-nosed
U
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub nosed
U
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
septum
U
حفرههای بینی پره بینی
guided propagation
U
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
vomer
U
استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
weather forecasts
U
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
anaglyph
U
عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
anticipated stock losses
U
تلفات پیش بینی شده اماد ضایعات پیش بینی شده
weather forecast
U
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
predicting interval
U
فاصله زمانی پیش بینی شده هدف سبقت پیش بینی شده هدف
neb
U
بینی
graphology
U
خط بینی
palmistry
U
کف بینی
snoot
U
بینی
noses
U
بینی
the handle of the face
U
بینی
nose
U
بینی
nasally
U
از بینی
mucus of the nose
U
اب بینی
snivels
U
اب بینی
double vision
U
دو بینی
hand reading
U
کف بینی
rheum
U
اب بینی
cross eye
U
دو بینی
chiromancy
U
کف بینی
rhinologist
U
بینی
cross eye
U
کج بینی
prevision
U
پیش بینی
nasion
U
بیخ بینی
nasitis
U
اماس بینی
haemoscopy
U
خون بینی
nasolabial
U
وابسته به لب و بینی
nasiform
U
بینی شکل
hook nosed
U
دارای بینی کج
noses
U
بینی اسب
ornithoscopy
U
مرغ بینی
priggism
U
اندک بینی
nose
U
بینی اسب
hook-nosed
U
دارای بینی کج
nasality
U
وابستگی به بینی
priggery
U
خود بینی
pregiurement
U
پیش بینی
night bilndness
U
روز بینی
cautions
U
پیش بینی
cautioning
U
پیش بینی
perspicuity
U
روشن بینی
perdict
U
پیش بینی
ozena
U
قرحه بینی
outsight
U
فاهر بینی
outsight
U
برون بینی
cautioned
U
پیش بینی
caution
U
پیش بینی
perspicuity
U
تیز بینی
nearsightedness
U
نزدیک بینی
polyopia
U
چند بینی
microscopic
U
ذره بینی
forecasts
U
پیش بینی
nasology
U
مبحث بینی
finesse
U
نکته بینی
nasoscope
U
بینی بین
nassal
U
وابسته به بینی
nasute
U
گنده بینی
introspection
U
باطن بینی
platyrrhine
U
پهن بینی
otoscopy
U
گوش بینی
nares
U
مجراهای بینی
clear sightedness
U
روشن بینی
keenness of sight
U
تیز بینی
laryngoscopy
U
حنجره بینی
lenticular
U
ذره بینی
augury
U
پیش بینی
auguries
U
پیش بینی
localism
U
کوته بینی
long siht
U
دور بینی
nasal
U
مربوط به بینی
conchoscope
U
بینی بین
nasal
U
وابسته به بینی
myopia
U
نزدیک بینی
megalomania
U
خودبزرگ بینی
stricture
U
باریک بینی
strictures
U
باریک بینی
crystal gazing
U
بلور بینی
biopsy
U
زنده بینی
erythropsia
U
سرخ بینی
false pride
U
خود بینی
fastidiousness
U
باریک بینی
flat nosed
U
پهن بینی
forcasting
U
پیش بینی
abdominos'copy
U
شکم بینی
fortune telling
U
طالع بینی
genethlilogy
U
طالع بینی
genethlilogy
U
زایچه بینی
hawk nose
U
بینی قوشی
isomorphism
U
هم ریخت بینی
lookahead
U
پیش بینی
foresight
U
پیش بینی
optimism
U
خوش بینی
optimism
U
نیک بینی
pessimistically
U
ازروی بد بینی
myopy
U
نزدیک بینی
clairvoyance
U
غیب بینی
clairvoyance
U
روشن بینی
near sight
U
نزدیک بینی
astronomy
U
طالع بینی
near sightedness
U
نزدیک بینی
paranasal
U
نزدیک بینی
expectations
U
پیش بینی
mucus of the nose
U
مخاط بینی
predictions
U
پیش بینی
prediction
U
پیش بینی
forecasting
U
پیش بینی
macropsia
U
درشت بینی
megalopsia
U
درشت بینی
megalopsis
U
درشت بینی
microscopy
U
ذره بینی
microscopy
U
ریز بینی
moon blindness
U
روز بینی
expectation
U
پیش بینی
worldview
U
جهان بینی
strology
U
زایجه بینی
telegnosis
U
غیب بینی
the tip of the nose
U
نوک بینی
My nose is running.
U
از بینی ام آب می آید
stereoscopic
U
برجسته بینی
snuffer
U
سوراخ بینی
soothsayer
U
فال بینی
soothsaying
U
فال بینی
spectroscope
U
طیف بینی
spectroscopy
U
طیف بینی
the two nostrils
U
دو سوراخ بینی
weltanschauung
U
جهان بینی
world view
U
جهان بینی
xanthopsia
U
زرد بینی
nose leather
U
چرم بینی
to blow nose
U
گرفتن بینی
vibrissa
U
موی بینی
forecast
U
پیش بینی
rhiopharyngeal
U
بینی حلقی
rhinoscope
U
بینی نگر
rhinology
U
بینی شناسی
rhinal
U
وابسته به بینی
retinoscopy
U
شبکیه بینی
to read people's hands
U
کف بینی کردن
quillet
U
باریک بینی
prospectiveness
U
پیش بینی
subtility
U
باریک بینی
sniffs
U
بینی گرفتن
self imprtance
U
خود بینی
sniffing
U
بینی گرفتن
sniff
U
بینی گرفتن
forecasted
U
پیش بینی
sniffed
U
بینی گرفتن
scintillating scotoma
U
اخگر بینی
demand forecast
U
پیش بینی تقاضا
depersonalization
U
دگرسان بینی خود
foreseer
U
پیش بینی کننده
derealization
U
دگرسان بینی محیط
second guesser
U
پیش بینی کننده
nose-picking
U
انگشت کردن در بینی
foreshow
U
پیش بینی کردن
rose-coloured spectacles
U
عینک خوش بینی
hawk nosed
U
دارای بینی قوشی
foreseeingly
U
از روی پیش بینی
correlated spectroscopy
U
طیف بینی هم بسته
gastroscopic
U
وابسته بمعده بینی
instruction lookahead
U
پیش بینی دستورالعمل
probable
<adj.>
U
پیش بینی شده
expected
<adj.>
U
پیش بینی شده
ex ante saving
U
پیش بینی شده
estimated
<adj.>
U
پیش بینی شده
expectance
U
پیش بینی حاملگی
nasofrontal
U
وابسته به بینی و پیشانی
forecasting methods
U
روشهای پیش بینی
failure prediction
U
پیش بینی خرابی
anticipated
<adj.>
U
پیش بینی شده
ex ante
U
به اعتبار پیش بینی
ex ante
U
پیش بینی شده
differential prediction
U
پیش بینی افتراقی
economic forecasting
U
پیش بینی اقتصادی
emarginate
U
دوبینی ونامنظم بینی
emission spectroscopy
U
طیف بینی نشری
presumable
<adj.>
U
پیش بینی شده
previse
U
پیش بینی کردن
prognosticate
U
پیش بینی کردن
perspective spatial model
U
مدل برجسته بینی
perfect foresight
U
پیش بینی کامل
rhinoplasty
U
جراحی پیوندی بینی
ozena
U
زخم بد بوی بینی
rhinoscopy
U
معاینه بینی و حنجره
rhiopharyngeal
U
وابسته به بینی وگلوگاه
orinasal
U
از دهان و بینی درامده
oculonasal
U
وابسته بچشم و بینی
rose coloured
U
مبنی برخوش بینی
rotational spectroscopy
U
طیف بینی چرخشی
saddle nose
U
بینی فرو رفته
sale forecast
U
پیش بینی فروش
rhinolaryngology
U
بینی و حنجره شناسی
polypus of the nose
U
بواسیر لحمی بینی
postnasal drip
U
ابریزش از عقب بینی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com