English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
third class U سومین دسته
third-class U سومین دسته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tertiery U پر سومین ردیف بال مرغ سومین دوره طبقات الارضی
tertiary U سومین
tertiary consumers U مصرف کنندگان سومین
tertial U سومین ردیف شاهپر
ternary U سومین گروه سه تایی
ternate U سومین گروه سه تایی
daisy chain U سومین را و... فراخوانی می کنند
forty U سومین امتیاز در یک گیم تنیس
forties U سومین امتیاز در یک گیم تنیس
cee U نام سومین حرف انگلیسی
autumns U اخرین قسمت سومین دوره زندگی
w U بیست و سومین حرف الفبای انگلیسی
mi U سومین نوت گام دیاتونیک موسیقی
tertial U مربوط به سومین شاهپر بال پرندگان
autumn U اخرین قسمت سومین دوره زندگی
earned run U کسب امتیاز پیش از سوزاندن سومین نفر
mediant U سومین گام واقع بین نت پنجم ومایه نما
c U سومین حرف الفبای انگلیسی و غالب السنه غربی هرچیزی درمرتبه سوم
mounting U دسته و پشت بند دسته شمشیر
grandfather file U سومین گونه معروف فایل پشتیبان پس از فایل پدر و فرزند
nosegay U دسته گل یایک دسته علف
lorgnette U ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes U ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
sort U دسته دسته کردن
streams of people U دسته دسته مردم
groups U دسته دسته کردن
sorts U دسته دسته کردن
they came in bands U دسته دسته امدند
in detail U مفصلا دسته دسته
sorted U دسته دسته کردن
windrow U دسته دسته کردن
scores of people U دسته دسته مردم
trooping U دسته دسته شدن
trooped U دسته دسته شدن
group U دسته دسته کردن
classify U دسته دسته کردن
distribute U دسته دسته کردن
sects U دسته دسته مذهبی
sect U دسته دسته مذهبی
troop U دسته دسته شدن
assort U دسته دسته کردن
regiments U دسته دسته کردن
regiment U دسته دسته کردن
assort U دسته دسته شدن
shoals of people U دسته دسته مردم
coaction U عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
to form into groups U دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
lies U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
bundles U متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle U متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling U متمرکز کردن دسته کردن دسته
cliques U دسته
clique U دسته
bunched U دسته
hilt U دسته
tussock U دسته مو
bunch U دسته
bunches U دسته
work team U دسته
handle U دسته
processions U دسته
section U دسته
A bouquet (bunch)of flowers. U دسته گه
handles U دسته
bracket U دسته
stem U دسته
stemmed U دسته
trooping U دسته
stemming U دسته
batches U دسته
groups U دسته دسته
batch U دسته
nibs U دسته
trooped U دسته
bunching U دسته
helve U دسته
tussocks U دسته مو
hilts U دسته
troop U دسته
helms U دسته
helm U دسته
scores U دسته دسته
nib U دسته
stems U دسته
tuft U دسته
gangs U دسته
bail arm U دسته
clan U دسته
hosts U دسته
hosting U دسته
hosted U دسته
host U دسته
clans U دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers . U دسته گل
category U دسته
gang U دسته
levers U دسته
tufts U دسته
shook U دسته
wisps U دسته
wisp U دسته
platoons U دسته
platoon U دسته
cluster U دسته
parcel U دسته
pitman U دسته
parcels U دسته
passel U دسته
ringleaders U سر دسته
ringleader U سر دسته
lever U دسته
nosegay U دسته گل
sheaf U دسته
droves U دسته
drove U دسته
bouquets U دسته گل
bouquet U دسته گل
cranks U دسته
cranking U دسته
cranked U دسته
assortment U دسته
assortments U دسته
ranges U دسته
ranged U دسته
range U دسته
kind U دسته
kindest U دسته
kinds U دسته
clusters U دسته
cluster bombs U دسته
cluster bomb U دسته
teams U دسته
team U دسته
sections U دسته
corps U دسته
rabble U دسته
skulk U دسته
gens U دسته
ear U دسته
ears U دسته
fasciculate U دسته دسته
fascicled U دسته دسته
fascicle or cule U دسته
bevy U دسته
fascicle U دسته
lot U دسته
brigades U دسته
classes U دسته
haft U دسته
setting up U دسته
sets U دسته
set U دسته
brigade U دسته
bundling U دسته
bundles U دسته
classed U دسته
class U دسته
detachments U دسته
detachment U دسته
classis U دسته
classing U دسته
bundle U دسته
bodle U دسته
boodle U دسته
covey U دسته
crank U دسته
confraternity U دسته
schools U دسته
cheque book U دسته چک
school U دسته
party U دسته
lugging U دسته
clump U دسته
army U دسته
armies U دسته
clumped U دسته
faggots U دسته
skulked U دسته
skulking U دسته
tress U دسته مو
lug U دسته
procession U دسته
lugs U دسته
skeins U دسته
handhold U دسته
skein U دسته
fagot U دسته
lugged U دسته
genus U دسته
skulks U دسته
faggot U دسته
congregations U دسته
horde U دسته
handgrip U دسته
hordes U دسته
leader U سر دسته
groups U دسته
congregation U دسته
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com