Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
mail order
U
سفارش کالا بوسیله پست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
order for goods
U
سفارش کالا
to countermand goods
U
سفارش کالا را پس گرفتن
order time
U
زمان سفارش کالا
order
U
سفارش دادن کالا یا جنس
ordering costs
U
هزینههای مربوط به سفارش کالا
batch costing
U
تعیین قیمت سفارش کالا
the goods are on order
U
کالا را سفارش داده ایم
indent upon a person for goods
U
درخواست یا سفارش کالا به کسی دادن
procurement lead time
U
زمان بین دادن سفارش و دریافت کالا
lighterage
U
حمل ونقل کالا بوسیله دوبه
cost plus contracts
U
قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
charges forward
U
هزینه هایی که بوسیله مشتری پرداخت خواهد شد مخارج حمل که بعد از تحویل کالا به مشتری از او دریافت میشود
law of demand
U
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
economic order quantity
U
کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
supporting goods
U
موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد
cob web theorem
U
ه کالا در هر زمان تابع قیمت ان کالا در دوره زمانی قبلی است .
transire
U
برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا
department store
U
فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department stores
U
فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
barter with someone
U
با کسی دادوستد کالا با کالا کردن
shelf life
U
مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
to barter
[to trade by barter]
U
دادوستد کالا با کالا کردن
say's law
U
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
cash on delivery
U
فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
ordering costs
U
هزینههای سفارش هزینههای مربوط به سفارش
freightliner
U
شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
demand elasticity
U
درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
throughput capacity
U
فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
consignee
U
گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
c & f
U
قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
enjoinment
U
سفارش
indenting
U
سفارش
indent
U
سفارش
indents
U
سفارش
reference
U
سفارش
order
U
سفارش
modification order
U
سفارش اصلاحی
processing of the order
U
انجام سفارش
acknowledgement of order
تایید سفارش
enjoin
U
سفارش کردن به
indents
U
سفارش دادن
economic order quantity
U
حد مطلوب سفارش
back order
U
سفارش معوق
enjoining
U
سفارش کردن به
enjoined
U
سفارش کردن به
blanket order
U
سفارش کلی
send away for
U
سفارش دادن
place an order
U
سفارش دادن
outwork
U
سفارش به بیرون
factory order
U
سفارش ساخت
conditional order
U
سفارش مشروط
ordering
U
سفارش دهی
letter of recommendation
U
سفارش نامه
order
U
سفارش دادن
order
U
دستور سفارش
order format
U
قالب سفارش
acknowledgement of order
U
تصدیق سفارش
engaged
U
سفارش شده
commendation
U
سفارش تقدیر
enjoins
U
سفارش کردن به
purchase order
U
سفارش خرید
asking and ordering
U
درخواست و سفارش
I asked for ...
من سفارش ... را دادم.
indenting
U
سفارش دادن
indent
U
سفارش دادن
call the shots
<idiom>
U
سفارش دادن
trial order
U
سفارش ازمایشی
Put in a good word for me.
U
سفارش من رابکن
indent
U
سفارش درخواست کردن
bespeak
U
ازپیش سفارش دادن
ordered
U
سفارش داده شده
to book something
U
چیزی را سفارش دادن
order
[placed with somebody]
U
سفارش
[ازطرف کسی]
dispatch order
U
سفارش حمل سریع
indent
U
سفارش رسیده از خارج
engage
U
از پیش سفارش دادن
indents
U
سفارش رسیده از خارج
reorder point
U
نقطه سفارش مجدد
outwork
U
سفارش به خارج از شرکت
order
U
دستور دادن سفارش
custom-made
U
سفارش داده شده
To place an order for some goods.
U
کالائی را سفارش دادن
re order
U
سفارش دوم باره
reorder
U
دوباره سفارش دادن
reorder cost
U
هزینه سفارش مجدد
indents
U
سفارش درخواست کردن
reorder level
U
سطح سفارش مجدد
lead time
U
زمان انجام سفارش
indenting
U
سفارش درخواست کردن
open indent
U
سفارش خرید باز
engages
U
از پیش سفارش دادن
indenting
U
سفارش رسیده از خارج
order processing time
U
زمان انجام سفارش
custom made
U
سفارش داده شده
order processing time
U
مدت انجام سفارش
reorder interval
U
زمان بین دو سفارش
order
U
سفارش دادن تنظیم کردن
testimonial
U
سفارش وتوصیه رضایت نامه
testimonials
U
سفارش وتوصیه رضایت نامه
order form
U
نمونه سفارش نامه پر نکرده
indent
U
سفارش خرید از کشور بیگانه
That's not what I ordered.
آن چیزی نیست که من سفارش دادم.
I asked for the child.
من یک برای بچه سفارش دادم.
indents
U
سفارش خرید از کشور بیگانه
I asked for a small portion.
من یک پرس کوچک سفارش دادم.
a la carte
U
جداجدا سفارش داده شده.
indenting
U
سفارش خرید از کشور بیگانه
mail order
U
سفارش از طریق پست فروش مکاتبهای
To order a meal.
U
سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
To speake in recommendation of someone . To recommend somebody.
U
سفارش کسی را کردن ( توصیه ومعرفی )
reorder level
U
مقدارموجودی که حاکی از نیاز به سفارش میباشد
open indent
U
سفارش خریدی که در ان تعدادفروشندگان محدود نمیباشد
canvass
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassed
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvasses
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassing
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
cash with order
U
پول نقد همراه سفارش پرداخت به موقع
lead time
U
مدت زمان بین دادن سفارش و دریافت کالای مربوطه
May I use your name as a reference?
U
اجازه میدهید شما را بعنوان سفارش کننده نام ببرم؟
traffic
U
کالا
produce
U
کالا
produced
U
کالا
produces
U
کالا
trafficked
U
کالا
trafficking
U
کالا
chattel
U
کالا
matter
U
کالا
products
U
کالا
product
U
کالا
mercery
U
کالا
object of sale
U
کالا
good
U
کالا
traffics
U
کالا
stuffs
U
کالا
commodities
U
کالا
cargoes
U
کالا
cargo
U
کالا
articles
U
کالا
traffick
U
کالا
stuffed
U
کالا
merchandise
U
کالا
stuff
U
کالا
commodity
U
کالا
goods
U
کالا
matters
U
کالا
article
U
کالا
material
U
کالا
materials
U
کالا
mattering
U
کالا
wares
U
کالا
mattered
U
کالا
ware
U
کالا
fairest
U
نمایشگاه کالا
collection of goods
U
دریافت کالا
fairs
U
نمایشگاه کالا
commodities
U
کالا جنس
commodity broker
U
دلال کالا
commodity exchange
U
بورس کالا
commodities exchange
U
بورس کالا
commodity agreement
U
موافقتنامه کالا
consignor
U
فرستنده کالا
commodity code
U
علامت کالا
commodity code
U
شماره کالا
commodity code
U
رمز کالا
bartered
U
دادوستد کالا
bartering
U
دادوستد کالا
barters
U
دادوستد کالا
sample
U
نمونه کالا
sampled
U
نمونه کالا
commodity catalogue
U
کاتالوگ کالا
commodity broker
U
واسطه کالا
fair
U
نمایشگاه کالا
fairer
U
نمایشگاه کالا
commodity
U
کالا جنس
commodity flow
U
جریان کالا
drafted
U
بسته کالا
draft
U
بسته کالا
showrooms
U
نمایشگاه کالا
traffic
U
مبادله کالا
showroom
U
نمایشگاه کالا
trafficked
U
مبادله کالا
trafficking
U
مبادله کالا
traffics
U
مبادله کالا
on receipt of the goods
U
بوصول کالا
mock up
U
مدل کالا
margin utility
U
حد مطلوبیت کالا
drafts
U
بسته کالا
commodity exchange
U
مبادله کالا
on receipt of the goods
U
برسیدن کالا
commodity market
U
بازار کالا
inventories
U
موجودی کالا
copper alloy
U
همبسته کالا
bill of goods
U
صورت کالا
exclusion principle
U
کالا نیستندشد
fate of goods
U
وضعیت کالا
handling of goods
U
جابجایی کالا
acceptance of goods
U
پذیرفتن کالا
lien on goods
U
حق حبس کالا
stock room
U
انبار کالا
glut
U
فراوانی کالا
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com