Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (46 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to tailgate the motorist in front
U
سر به دم حرکت کردن
[اصطلاح روزمره]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
byte
U
حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
bytes
U
حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
play
U
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
played
U
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
playing
U
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
plays
U
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
freeze
U
ثابت کردن غیرقابل حرکت ساختن
freezes
U
ثابت کردن غیرقابل حرکت ساختن
move
U
حرکت کردن
move
U
حرکت کردن تکان خوردن
moved
U
حرکت کردن
moved
U
حرکت کردن تکان خوردن
moves
U
حرکت کردن
moves
U
حرکت کردن تکان خوردن
accost
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
accosted
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
accosting
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
accosts
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
surf
U
جستجوی وب سایت با نگاه کردن به صفحات وب به صورت نا مرتب ولی حرکت ساده بین صفحات با استفاده از اتصالات
zip
U
باسرعت وانرژی حرکت کردن زور
zipped
U
باسرعت وانرژی حرکت کردن زور
zipping
U
باسرعت وانرژی حرکت کردن زور
zips
U
باسرعت وانرژی حرکت کردن زور
departure
U
حرکت کردن
departures
U
حرکت کردن
pace
U
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
paced
U
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
paces
U
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
spiral
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
spiraled
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
spiraling
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
spiralled
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
spiralling
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
spirals
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
lob
U
با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
lobbed
U
با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
lobbing
U
با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
lobs
U
با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
hovercraft
U
رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
hovercrafts
U
رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
trail
U
بدنبال حرکت کردن
trailed
U
بدنبال حرکت کردن
trailing
U
بدنبال حرکت کردن
trails
U
بدنبال حرکت کردن
lug
U
سنگین حرکت کردن
lugged
U
سنگین حرکت کردن
lugging
U
سنگین حرکت کردن
lugs
U
سنگین حرکت کردن
proceed
U
رهسپار شدن حرکت کردن
proceeded
U
رهسپار شدن حرکت کردن
skulk
U
گروه دزدکی حرکت کردن
skulked
U
گروه دزدکی حرکت کردن
skulking
U
گروه دزدکی حرکت کردن
skulks
U
گروه دزدکی حرکت کردن
skew
U
کج حرکت کردن
skewing
U
کج حرکت کردن
skews
U
کج حرکت کردن
lumber
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbered
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbering
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbers
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
plot
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plotted
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
submarine
U
زیردریا حرکت کردن
submarines
U
زیردریا حرکت کردن
range
U
سیر و حرکت کردن
ranged
U
سیر و حرکت کردن
ranges
U
سیر و حرکت کردن
stunt
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunting
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunts
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
sail
U
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sail
U
با نازوعشوه حرکت کردن
sail
U
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sail
U
حرکت کردن
sailed
U
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed
U
با نازوعشوه حرکت کردن
sailed
U
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailed
U
حرکت کردن
sailings
U
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailings
U
با نازوعشوه حرکت کردن
sailings
U
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailings
U
حرکت کردن
slug
U
مثل حلزون حرکت کردن
slugged
U
مثل حلزون حرکت کردن
slugs
U
مثل حلزون حرکت کردن
lazier
U
باکندی حرکت کردن
laziest
U
باکندی حرکت کردن
lazy
U
باکندی حرکت کردن
paddle
U
با باله شنا حرکت کردن
paddled
U
با باله شنا حرکت کردن
paddles
U
با باله شنا حرکت کردن
paddling
U
با باله شنا حرکت کردن
depart
U
روانه شدن حرکت کردن
departing
U
روانه شدن حرکت کردن
departs
U
روانه شدن حرکت کردن
immobilised
U
ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
immobilises
U
ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
immobilising
U
ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
Other Matches
cruise
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
raster
U
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
waving
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
U
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
braid
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braids
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braided
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
move on
U
ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
trackball
U
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
fish tailing
U
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
stroking
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
taped
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball
U
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
loitered
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiters
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitering
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiter
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
waggling
U
حرکت کردن
to bear oneself
U
حرکت کردن
whir
U
حرکت کردن
waggles
U
حرکت کردن
have way on
U
حرکت کردن
to weigh anchor
U
حرکت کردن
waggle
U
حرکت کردن
inch
U
حرکت کردن
get under way
U
حرکت کردن
waggled
U
حرکت کردن
counter clockwise
U
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion
U
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfer
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
streaking
U
بسرعت حرکت کردن
infile
U
به ستون دو حرکت کردن
zigzag
U
حرکت زیگزاگی کردن
zigzagged
U
حرکت زیگزاگی کردن
streaks
U
بسرعت حرکت کردن
crab
U
به پهلو حرکت کردن
zigzagging
U
حرکت زیگزاگی کردن
whirry
U
بعجله حرکت کردن
spank
U
با سرعت حرکت کردن
spanked
U
با سرعت حرکت کردن
to bolt
U
ناگهانی حرکت کردن
spanks
U
با سرعت حرکت کردن
zigzags
U
حرکت زیگزاگی کردن
crabs
U
به پهلو حرکت کردن
to move on
U
واداربه حرکت کردن
streaked
U
بسرعت حرکت کردن
underway
U
در حال حرکت کردن
to make an early start
U
زود حرکت کردن
darting
U
بسرعت حرکت کردن
trances
U
باچالاکی حرکت کردن
trance
U
باچالاکی حرکت کردن
sneaks
U
دزدکی حرکت ه کردن
sneaked
U
دزدکی حرکت ه کردن
sneak
U
دزدکی حرکت ه کردن
pule
U
باصدا حرکت کردن
skeet
U
باسرعت حرکت کردن
larrup
U
سنگین حرکت کردن
crawfish
U
به پشت حرکت کردن
make leeway
U
حرکت پهلویی کردن
darted
U
بسرعت حرکت کردن
to tail to the tide
U
باجزرومد حرکت کردن
dart
U
بسرعت حرکت کردن
streak
U
بسرعت حرکت کردن
jink
U
بسرعت حرکت کردن
troupe
U
بصورت دسته حرکت کردن
troupes
U
بصورت دسته حرکت کردن
draw away
U
جلوتر از دیگران حرکت کردن
leapfrog
U
باجست وخیز حرکت کردن
ripples
U
بطور موجی حرکت کردن
maneuver
U
حرکت دادن یاحرکت کردن
jibing
U
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
maneuver
U
حرکت جنگی مانور کردن
leapfrogs
U
باجست وخیز حرکت کردن
choking
U
مسدود کردن از حرکت بازداشتن
leapfrogging
U
باجست وخیز حرکت کردن
jibes
U
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
sway away
U
رد کردن ضربه با حرکت بدن
leapfrogged
U
باجست وخیز حرکت کردن
jibed
U
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
to outgo
U
حرکت کردن
[به مقصدی]
[کشتی]
starboard
U
بطرف راست حرکت کردن
zooms
U
با صدای وزوز حرکت کردن
belts
U
باشدت حرکت یا عمل کردن
belted
U
باشدت حرکت یا عمل کردن
belt
U
باشدت حرکت یا عمل کردن
hulks
U
باسنگینی ورخوت حرکت کردن
skips
U
رقص کنان حرکت کردن
skipped
U
رقص کنان حرکت کردن
skip
U
رقص کنان حرکت کردن
zoom
U
با صدای وزوز حرکت کردن
freewheels
U
با ازادی حرکت وجنبش کردن
jibe
U
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
whish
U
باصدای هیس حرکت کردن
to bolt
U
با سرعت زیاد حرکت کردن
gibes
U
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
ripple
U
بطور موجی حرکت کردن
rippled
U
بطور موجی حرکت کردن
rippling
U
بطور موجی حرکت کردن
freewheel
U
با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheeled
U
با ازادی حرکت وجنبش کردن
zoomed
U
با صدای وزوز حرکت کردن
galvanize
U
تحریک کردن به حرکت واداشتن
criss-crossing
U
بهطور متقاطع حرکت کردن
shuffle
U
این سو وان سو حرکت کردن
criss-crosses
U
بهطور متقاطع حرکت کردن
wriggling
U
حرکت کرم وار کردن
cannonball
U
سریع السیر حرکت کردن
shuffling
U
این سو وان سو حرکت کردن
criss-cross
U
بهطور متقاطع حرکت کردن
shuffles
U
این سو وان سو حرکت کردن
hulk
U
باسنگینی ورخوت حرکت کردن
to fall down the river
U
باجریان رودخانه حرکت کردن
shuffled
U
این سو وان سو حرکت کردن
To move backwards and forwards.
U
عقب وجلو حرکت کردن
criss-crossed
U
بهطور متقاطع حرکت کردن
to flounce
U
حرکت تند و ناگهانی کردن
ambulate
U
حرکت کردن درحرکت بودن
fudge
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
lomomote
U
از جایی بجایی حرکت کردن
wriggles
U
حرکت کرم وار کردن
change down
U
به دنده سنگین حرکت کردن
fudging
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudges
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
wriggled
U
حرکت کرم وار کردن
wriggle
U
حرکت کرم وار کردن
fudged
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
plodded
U
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plodding
U
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
stand out
U
حرکت کردن ناو به سمت دریا
plods
U
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
to act in self-defence
U
دفاع از خود اقدام
[حرکت]
کردن
fleets
U
هدف متحرک با سرعت حرکت کردن
fleet
U
هدف متحرک با سرعت حرکت کردن
synchronised
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronising
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronize
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronizes
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
tie up
<idiom>
U
آرام یا متوقف کردن حرکت یا عملی
synchronises
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
gravitates
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
plod
U
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
lopped
U
باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lop
U
باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lopping
U
باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lops
U
باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
gravitated
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitating
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitate
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
get off
U
حرکت کردن عزیمت کردن
behave
U
سلوک کردن حرکت کردن
behaved
U
سلوک کردن حرکت کردن
behaves
U
سلوک کردن حرکت کردن
behaving
U
سلوک کردن حرکت کردن
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
treks
U
کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trekked
U
کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trekking
U
کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trek
U
کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
U
سرعت حرکت شتاب حرکت
brush block
U
سد کردن سبک برای ایجادتاخیر در حرکت رقیب
immobilizes
U
ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
precursor sweeping
U
پاک کردن مین قبل از حرکت ناوگان
man handle
U
با نیروی انسان حرکت دادن بدرفتاری کردن
sinuating
U
حرکت کردن به طور قیقاجی قیقاج رفتن
immobilizing
U
ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
immobilized
U
ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
immobilize
U
ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
caterpillar
U
تراکتور زنجیری بشکل کرم صد پا حرکت کردن
false starts
U
حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
false start
U
حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
maunder
U
بطور خواب الود وسرگردان حرکت کردن
caterpillars
U
تراکتور زنجیری بشکل کرم صد پا حرکت کردن
angle of depression
U
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
trap
U
سد کردن حرکت دادن هدفها در مقابل تیرانداز دام
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com