English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
medium lampholder U سرپیچ معمولی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
admedium lampholder U سرپیچ بزرگتر از معمولی
standard lamp holder U سرپیچ معمولی لامپ
Other Matches
lamp holder plug U سرپیچ دوشاخه سرخود دوشاخه سرپیچ لامپ
screw bolt U سرپیچ
apex U سرپیچ
three-pin socket [سرپیچ سه سر]
apexes U سرپیچ
corner U سرپیچ
cornering U سرپیچ
corners U سرپیچ
die U سرپیچ
intractable U سرپیچ
lamp socket سرپیچ
pedestals U سرپیچ
pedestal U سرپیچ
sockets U سرپیچ
socket سرپیچ
lampholder U سرپیچ لامپ
holders U ترمینال سرپیچ
angle socket سرپیچ عمودی
mogul lampholder U سرپیچ ترکی
contumacious U سرپیچ متمرد
keyless lamp socket [سرپیچ بی کلید]
socket [سرپیچ خانه]
lamp holder سرپیچ لامپ
bulb socket سرپیچ لامپ
sockets U سرپیچ خانه
candelabra lampholder U سرپیچ شمعدانی
holder U ترمینال سرپیچ
hosel U سرپیچ چوگان گلف
current tap U سرپیچ دوشاخه خور
sockets U سرپیچ کاسه چشم
socket [در حدقه یا سرپیچ قرار دادن]
light water U اب معمولی
open cheque U چک معمولی
standard U معمولی
routines U معمولی
routinely U معمولی
routine U معمولی
conventional U معمولی
ordinary U معمولی
standards U معمولی
ferial U معمولی
longhand U خط معمولی
copybook U معمولی
faceless U معمولی
wonted U معمولی
run-of-the-mill <idiom> U معمولی
received U معمولی
usu U معمولی
normal U معمولی
typical <adj.> U بافت معمولی
street virus U ویروس معمولی
the a merchant U سوداگر معمولی
white mulatto U توت معمولی
single precision U با دقت معمولی
ethyl alcohol U الکل معمولی
commonplace U معمولی مبتذل
banal U مبتذل معمولی
common whipping U بست معمولی
common link U حلقه معمولی
civil time U ساعت معمولی
charge hand U کارگر معمولی
rudas U پست معمولی
American bond U آجرچینی معمولی
ap seogi U ایستادن معمولی
ethanol U الکل معمولی
standard trench U سنگر معمولی
man in the street U فرد معمولی
ornary U عادی معمولی
ordinary share U سهام معمولی
nonstandard U غیر معمولی
normal good U کالای معمولی
normal interval U فاصله معمولی صف
normal permeability U نفوذپذیری معمولی
unselected clay U خاک رس معمولی
ordinary clay U خاک رس معمولی
ordinal type U نوع معمولی
ornery U عادی معمولی
piper nigrum U فلفل معمولی
standard motor U موتور معمولی
standard gauge U اندازه معمولی
general cargo U کالای معمولی
standard brick U اجر معمولی
hepatica U غافث معمولی
standard bar U میله معمولی
rock brake U بسفایج معمولی
ranko U سرباز معمولی
procedure message U پیام معمولی
plain concrete U بتن معمولی
onery U عادی معمولی
meaner U پست معمولی
general U معمولی و نه مخصوص
standards U طبیعی یا معمولی
everyday U معمولی مبتذل
undressing U جامه معمولی
undresses U جامه معمولی
undress U جامه معمولی
commonest U معمولی متعارفی
complement U تعارفات معمولی
workaday U معمولی عادی
standard U طبیعی یا معمولی
complemented U تعارفات معمولی
complementing U تعارفات معمولی
commoners U معمولی متعارفی
normal U عادی معمولی
generals U کلی معمولی
complements U تعارفات معمولی
mass concrete U بتن معمولی
ambient U پس زمینه معمولی
wrought iron U اهن معمولی
general U کلی معمولی
irregular U غیر معمولی
mulberries U توت معمولی
generals U معمولی و نه مخصوص
mean U پست معمولی
mulberry U توت معمولی
meanest U پست معمولی
common U معمولی متعارفی
walk U گام معمولی اسب
light hydrogen U هیدروژن سبک یا معمولی
standard size whole brick U اجر فشاری معمولی
standard rain gage باران سنج معمولی
route U راه جریان معمولی
fencing measure U فاصله معمولی دو شمشیرباز
milkwort U پلی گالای معمولی
normal sulphation of battery U سولفاتی شدن معمولی
bracket U حالت معمولی کروشه
normal magnetization curve U خم مغناطیس پذیری معمولی
chamomile U بابونه معمولی یامعطر
stake driver U بوتیمار معمولی امریکایی
normal charge U خرج معمولی توپ
meadow mushroom U قارچ خوراکی معمولی
well worn U پیش پا افتاده معمولی
martlet U پرستوی معمولی اروپایی
outre U خارج از حدود معمولی
stand U سطح معمولی اب دریا
ordinary grasp U گرفتن میله معمولی
joiner door U درب معمولی ناو
conventional forces U نیروهای رزمی معمولی
conventional U جنگ افزارهای معمولی
common stock U سهام معمولی شرکت
combination grasp U گرفتن معمولی و برعکس
regular weave [plain] U بافت معمولی و ساده
undersized U کوچکتر ازاندازه معمولی
in normal situations on public roads U در ترافیک معمولی خیابان
walks U گام معمولی اسب
walked U گام معمولی اسب
well-worn U پیش پا افتاده معمولی
conventional milling machine U دستگاه فرز معمولی
head cold U سرماخوردگی معمولی زکام
routes U راه جریان معمولی
l antenna U انتن معمولی رادیو
inverted l antenna U انتن معمولی رادیو
week day U روز معمولی هفته
horseweed U خزه معمولی امریکای شمالی
normalised U بصورت عادی و معمولی دراوردن
normalises U بصورت عادی و معمولی دراوردن
normalising U بصورت عادی و معمولی دراوردن
ordinary least square method U روش حداقل مربعات معمولی
normalize U بصورت عادی و معمولی دراوردن
guttersnipe U نوک دراز یا پاشله معمولی
ordinary differential equation [ODE] U معادله دیفرانسیل معمولی [ریاضی]
conventional take off and landing U هواپیمایی با نشست وبرخاست معمولی
ordinary U پیام معمولی از نظر ارجحیت
deffered maintenance U تعمیر ونگهداری غیر معمولی
It was the usual scene. U صحنه [موقعیت] معمولی بود.
fair wear and tear U خسارت در حد معمولی فرسودگی در حد معمول
normalizes U بصورت عادی و معمولی دراوردن
I'd like a shampoo for normal hair. من یک شامپو برای موهای معمولی میخواهم.
standard egg section U مقطع تخم مرغی شکل معمولی
service ceiling U سقف پرواز معمولی یا جنگی هواپیما
entremets U غذای لذید اضافه بر برنامه معمولی
snail mail U اصط لاح عامیه به پست معمولی
air hardening U سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
it is of a normal size U دارای اندازه عادی یا معمولی است
prepares U تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
preparing U تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
prepare U تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
half U حرکت یا نمایش گرافیکی با نیمی از شدت معمولی
Can't you just say hello like a normal person? U نمیتونی مثل یک آدم معمولی سلام بدی؟
name U کلمه معمولی برای بیان آدرس در زبان ماشین
shock wave U موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
mufti U جامه معمولی برتن کسی که حق داردجامه رسمی بپوشد
shock waves U موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
zero stage U طبقه معمولی اضافی که به جلوی کمپرسورخطی اضافه میشود
names U کلمه معمولی برای بیان آدرس در زبان ماشین
kilderkin U چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی
superspeedway U مسیر مسابقه معمولی 2 در5/2 مایل با کنارههای باشیب تند
quad U چهار بیت داده ذخیره شده در محل معمولی یکی
gyroplane U نوعی هواپیما که حد فاصل میان هلیکوپتر و طیارههای معمولی است
quads U چهار بیت داده ذخیره شده در محل معمولی یکی
office U استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
fosse commune U [قبر معمولی در گورستان که هر هفت سال یا بیشتر استفاده می شود.]
advertorial U تبلیغ در مجله یا روزنامه که به شکل مقاله معمولی به نظر می رسد
man down U بازی با یک نفر کمتر از عده معمولی بعلت اخراج یک بازیگر
offices U استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
sub woofer U هرتز , که در دستگاههای معمولی برای افزایش کیفیت صدا استفاده میشود
VBScript U مجموعه دستورات برنامه نویسی که در یکک صفحه وب معمولی فاهر می شوند,
hold U گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
dial up line U خط تلفن معمولی که میتواندبه عنوان دست دستگاه فرستنده در مخابرات استفاده شود
holds U گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com