Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
underhand service
U
سرویس ساده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
simple design
U
طرف کف ساده
[هرگاه قسمتی و تمام فرش را بصورت ساده و بدون هیچگونه طرحی می بافند. نمونه آن فرش قائنات یا آستان قدس است که فضای بین لچک و ترنج کف ساده و قرمز می باشد.]
basic
U
یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basics
U
یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
broadband ISDN
U
سرویس ارسال داده سریع که به داده و صوت اجازه ارسال در یک شبکه گسترده میدهد در حال حاضر سیستمهای Asynchronous Transfer Mode Multimegabit Data Services دو نوع از این سرویس هستند
lets
U
سرویس خطا سرویس بد
letting
U
سرویس خطا سرویس بد
let
U
سرویس خطا سرویس بد
lob serve
U
سرویس قوسدار بلند سرویس هوایی قوسدار
faults
U
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
fault
U
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faulted
U
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
mirror carpet
U
طرح آینه
[در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
structuring
U
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structure
U
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structures
U
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
out side
U
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
after sales service
U
سرویس
in
U
خط سرویس
centermark
U
خط سرویس
service dog
U
سگ سرویس
assistance dog
U
سگ سرویس
medical response dog
U
سگ سرویس
serviced
U
سرویس
service line
U
خط سرویس
service
U
سرویس
in-
U
خط سرویس
aces
U
امتیاز سرویس
cannon ball
U
سرویس چکشی
let
U
سرویس خطا
lets
U
سرویس خطا
ace
U
امتیاز سرویس
truckline
U
سرویس باربری
service
U
سرویس کردن
windmill service
U
سرویس چکشی
aditional service
U
سرویس اضافی
cooking set
سرویس پخت و پز
kick serve
U
سرویس پیچشی
service area
U
منطقه سرویس
service over
U
خطای سرویس
letting
U
سرویس خطا
service stairs
U
پلکان سرویس
service echelon
U
ردههای سرویس
telephone service
U
سرویس تلفن
sevice kick
U
ضربه سرویس
short service line
U
خط سرویس کوتاه
side out
U
خطای سرویس
cannon balls
U
سرویس چکشی
after sales service
U
سرویس خدماتی
serviced
U
بنگاه سرویس
hand out
U
خطای سرویس
lubritorium
U
چاله سرویس
serviced
U
سرویس کردن
half court
U
زمین سرویس
service
U
بنگاه سرویس
backcourt
U
پشت خط سرویس
information service
U
سرویس اطلاعاتی
american twist
U
سرویس چرخشی
air line
U
سرویس هوایی
side out
U
خراب کردن سرویس
left court
U
زمین سرویس سمت چپ
out
U
نوبت سرویس اسکواش
hand in
U
سمت زمین سرویس
in side
U
سمت سرویس زمین
wide area telephone service
U
سرویس تلفنی گسترده
out
U
دریافت کننده سرویس
tea services
U
سرویس چای خوری
tea sets
U
سرویس چای خوری
tea set
U
سرویس چای خوری
on line information service
U
سرویس اطلاعاتی مستقیم
out-
U
دریافت کننده سرویس
odd court
U
زمین سرویس سمت چپ
out-
U
نوبت سرویس اسکواش
outed
U
نوبت سرویس اسکواش
hook service
U
سرویس برگردان والیبال
servicing
U
سرویس کردن خودروها
outed
U
دریافت کننده سرویس
tea service
U
سرویس چای خوری
interrupt serrice routine
U
روال سرویس وقفه
out of hand serve
U
سرویس پایین دست
infrastructure
U
ساختار یا سرویس ابتدایی
communications server
U
سرویس دهنده مخابراتی
change of service
U
تعویض سرویس والیبال
bibliographic retrieval service
U
سرویس بازیابی کتابشناسی
back boundary line
U
محوطه پشت خط سرویس
intelligent building
U
[ساختمانی با سرویس هوشمند]
railroad service
U
سرویس راه اهن
service charge
U
سرویس مهمانخانه وغیره
cumpuserve
U
سرویس اطلاعاتی کامپیوتر
service ace
U
امتیاز سرویس تنیس
service court
U
محل فرود سرویس
field service
U
پشتیبانی سرویس رزمی
duplicate service
U
سرویس خدماتی دوبله
dow jones/retrieval service
U
سرویس خبری دو جونز
customer service technician
U
تکنسین سرویس مشتری
replenishing
U
سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
in side
U
سمت سرویس زمین اسکواش
ad court
U
زمین سرویس سمت چپ تنیس
service court
U
محل فرود سرویس اسکواش
right court
U
زمین سرویس سمت راست
no-man's land
U
منطقه بین خط سرویس و خط پایانی
army service area
U
منطقه سرویس نیروی زمینی
hand out
U
حریف دریافت کننده سرویس
half court
U
قسمت سرویس زمین تنیس
replenish
U
سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
supply
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
hand in
U
سمت زمین سرویس اسکواش
hand out
U
خراب کردن سرویس اسکواش
front court
U
محوطه جلو خط سرویس اسکواش
replenishes
U
سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
replenished
U
سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
supplying
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
Service Included
U
سرویس حساب شده است.
supplied
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
deuce court
U
زمین سرویس سمت راست تنیس
prestel
U
سرویس متن تجاری تصویری در انگلستان
down
U
خطای سرویس توپ خارج از بازی
self service
U
بدون مسئول توزیع سلف سرویس
self-service
U
بدون مسئول توزیع سلف سرویس
Is service included?
U
آیا سرویس حساب شده است؟
service line
U
حد مرزی سرویس روی دیوار مقابل اسکواش
America Online
U
بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
ten year device
وسیله ای که هر ده سال یک بار احتیاج به سرویس دارد
travel agent
U
بلیط فروش سرویس مسافری اژانس مسافرتی
travel agents
U
بلیط فروش سرویس مسافری اژانس مسافرتی
replacement service
U
سرویس جایگزین رفت و آمد
[حمل و نقل]
replacement bus service
U
سرویس جایگزین رفت و آمد
[حمل و نقل]
thirds
U
شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
principal
U
قسمت یا سرویس نظامی لاحق از نظر اماد و تدارکات
third
U
شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
toss a coin for choice of service of cou
U
شیریاخط اول بازی جهت تعیین سرویس والیبال
principals
U
قسمت یا سرویس نظامی لاحق از نظر اماد و تدارکات
serviced
U
توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
bundle
U
دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
bundles
U
دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
service
U
توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
bundling
U
دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
throwing
U
باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
telesoftware
U
نرم افزاری که سرویس را از داده تصویری یا متن راه دور می گیرد
throw
U
باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
throws
U
باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
name
U
کامپیوتری در اینترنت که حاوی سرویس نام میدان است به سایر کامپیوترها
names
U
کامپیوتری در اینترنت که حاوی سرویس نام میدان است به سایر کامپیوترها
teleinformatic services
U
هر وسیلهای مثل تلکس , رونوشت که از ارتباطات راه دور سرویس می گیرد
bay
U
یک بخش برای کار ویژه
[مانند سرویس یا انبار یا هواپیما وغیره]
dialup
U
سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
dial up service
U
سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
voicing
U
سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
voices
U
سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
voice
U
سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
floater
U
هواپیمای بدون موتور سرویس ارام والیبال توپ باحرکت کند در هوا
public
U
سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور
heaping
U
مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
heap
U
مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
host computer
U
کامپیوتری در شبکه که حاوی سرویس خاص یا زبان برنامه نویس برای همه کاربران است
heaps
U
مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
host computers
U
کامپیوتری در شبکه که حاوی سرویس خاص یا زبان برنامه نویس برای همه کاربران است
simplex
U
ساده
baldly
U
ساده
unassuming
U
ساده
baldest
U
ساده
balder
U
ساده
bald
U
ساده
positive
U
ساده
sheepishly
U
ساده دل
sheepish
U
ساده دل
clodhopper
U
ساده
artless
U
ساده
simpleminded
U
ساده دل
fructose
U
ساده
clodhoppers
U
ساده
inexpensive
U
ساده
naif
U
ساده
simple
U
ساده دل
daff
U
ساده دل
simpler
U
ساده
simpler
U
ساده دل
charmless
U
ساده
simple
U
ساده
fraudless
U
ساده
incomposite
U
ساده
incomplex
U
ساده
slick
U
ساده
slickest
U
ساده
unaffected
U
ساده
freestanding
U
ساده
free spoken
U
ساده گو
simplest
U
ساده
good-humored
U
ساده دل
expansive
<adj.>
U
ساده دل
conversable
<adj.>
U
ساده دل
idiot
U
ساده
unsophisticated
U
ساده
homespun
U
ساده
frugal
U
ساده
simplistic
U
ساده
seemly
<adj.>
U
ساده دل
plain hearted
U
ساده دل
simple hearted
U
ساده دل
simplest
U
ساده دل
idiots
U
ساده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com