Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
wet cooper
U
سازنده چلیک برای مایعات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dry cooper
U
سازنده چلیک برای خشکه بار
hydro kinetic
U
وابسته به حرکت مایعات ونیروی محرکه مایعات
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
particular lien
U
حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا
pertubative
U
اشفته سازنده مضطرب سازنده
emission
U
دفع مایعات
viscosity
U
چسبندگی مایعات
succussion
U
لرزش مایعات
emissions
U
دفع مایعات
hosghead
U
پیمانه مایعات
equilibrium
U
حد تعادل مایعات
drum
U
چلیک
casks
U
چلیک
cask
U
چلیک
firkin
U
چلیک
drummed
U
چلیک
cade
U
چلیک
hydrostatics
U
علم تعادل مایعات
wet tank
U
تانکر حمل مایعات
hydrokinetics
U
علم جنبش مایعات
buttery
U
[انبار غذا و مایعات]
aeration
U
هوا دادن به مایعات
rundlet
U
واحدگنجایش مایعات قدیمی
runlet
U
واحدگنجایش مایعات قدیمی
hydraulics
U
هیدرولیک مکانیک مایعات
strawberry
U
چلیک خوراکی
hosghead
U
چلیک بزرگ
gantry
U
جای چلیک
cooperage
U
چلیک سازی
kegs
U
چلیک کوچک
keg
U
چلیک کوچک
strawberries
U
چلیک خوراکی
gauntry
U
جای چلیک
lagvt
U
تخته چلیک
cooper
U
چلیک ساز
gantries
U
جای چلیک
agitator
U
اسباب بهم زدن مایعات
agitators
U
اسباب بهم زدن مایعات
pneumercator
U
شاغول سنجش ارتفاع مایعات
powder kegs
U
چلیک یابشکه باروت
barrel
U
چلیک لوله تفنگ
barrels
U
چلیک لوله تفنگ
powder keg
U
چلیک یابشکه باروت
phosphate esters
U
مایعات هیدرولیکی مقاوم در برابراتش و حرارت
hydrometer
U
الت سنجش وزن ویژه مایعات
hydrometallurgy
U
استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
turbulator
U
اسباب مخصوص بهم زدن مایعات
fluid ounces
U
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
fluid ounce
U
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
bail
U
حلقه دور چلیک سطل
liquid measure
U
مقیاس اندازه گیری مایعات حجم سنج
fluor
U
مایعات بدن حیوانات مواد فلورین دار
fluid dram
U
واحد سنجش مایعات برابر با8/1 اونس مایع
aerostatics
U
مبحث مطالعهء اجسام ساکن و مایعات و گازها در هوا
adsorption
U
انقباض گازها و مایعات روی سطوح سخت و جامد
gauger
U
کسیکه گنجایش چلیک وغیره رامعین میکند
back pressure valve
U
سوپاپ مخصوص ممانعت ازپس زنش مایعات در داخل لوله
viscosity valve
U
شیر کنترل در سیستم مایعات که توسط ویسکوزیته سیال فعال میشود
kilderkin
U
چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی
wet stowage
U
نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
parbuckle
U
طناب دولاکه بان چلیک یاچیزدیگر رامی غلتانند باطناب غلتاندن
polar motion
U
وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
instrumentalist
U
سازنده
instrumentalists
U
سازنده
producer
U
سازنده
builders
U
سازنده
fomative
U
سازنده
wright
U
سازنده
builder
U
سازنده
maker
U
سازنده
manufacturer
U
سازنده
constituent
U
سازنده
constituents
U
سازنده
compositors
U
سازنده
compositor
U
سازنده
constructive
U
سازنده
concoctor
U
سازنده
producers
U
سازنده
components
U
سازنده
constructor
U
سازنده
fabricator
U
سازنده
component
U
سازنده
fabricant
U
سازنده
manufacturers
U
سازنده
makers
U
سازنده
subjugator
U
مطیع سازنده
purificative
U
پا سازنده تطهیری
qualificatory
U
محدود سازنده
builders
U
موسس سازنده
spoiler
U
فاسد سازنده
ingredient
U
عنصر سازنده
ingredients
U
عنصر سازنده
vitiator
U
تباه سازنده
renovator
U
باز نو سازنده
presentive
U
مجسم سازنده
refrigrative
U
خنک سازنده
fabricator
U
سازنده وسایل
suppressor
U
موقوف سازنده
suppressive
U
موقوف سازنده
procreator
U
موجد سازنده
film developer
U
سازنده فیلم
builder
U
موسس سازنده
supersessive
U
لغو سازنده
refrigerative
U
خنک سازنده
restrictive
U
محدود سازنده
depletive
U
تهی سازنده
lubricant
U
روان سازنده
lubricants
U
روان سازنده
manufacturer's agent
U
نماینده سازنده
manifestative
U
اشکار سازنده
coordinative
U
متناسب سازنده
composer
U
سازنده مصنف
deific
U
خدا سازنده
composers
U
سازنده مصنف
alterative
U
دگرگون سازنده
lutist
U
سازنده عود
separative
U
جدا سازنده
incorporator
U
یکی سازنده
distractive
U
پریشان سازنده
melodist
U
سازنده ملودی
qualifiers
U
ملایم سازنده
qualifier
U
ملایم سازنده
interceptive
U
جدا سازنده
inveigler
U
گمراه سازنده
manufacturers' agent
U
نماینده سازنده
dispossessor
U
بی بهره سازنده
dissipative
U
پراکنده سازنده
computer manufacturer
U
سازنده کامپیوتر
irradiative
U
روشن سازنده
components
U
جزء سازنده
assuror
U
مطمئن سازنده
elucidatory
U
روشن سازنده
lubricate
U
روان سازنده
assurer
U
مطمئن سازنده
factor
U
سازنده فاکتور
procreation
U
سازنده زایش
enslaver
U
بنده سازنده
factors
U
سازنده فاکتور
lubricated
U
روان سازنده
sonneteer
U
سازنده غزل
component
U
جزء سازنده
lubricates
U
روان سازنده
lubricating
U
روان سازنده
reflectional
U
بازتابنده منعکس سازنده
compositions
U
نسبت اجزای سازنده
compositions
U
نسبت اجزاء سازنده
procurer
U
فراهم سازنده جاکش
reflective
U
بازتابنده منعکس سازنده
loathful
U
دافع بیرغبت سازنده
composition
U
نسبت اجزای سازنده
composition
U
نسبت اجزاء سازنده
toyer
U
سازنده اسباب بازی
manufacturer
U
تولید کننده سازنده
manufacturers
U
تولید کننده سازنده
manufacturer's software
U
نرم افزار سازنده
boilermaker
U
سازنده دیگ بخار
ideologue
U
سازنده ایده ئولوژی
paper stainer
U
سازنده کاغذهای دیواری
ceramist
U
سازنده فروف سفالین
ceramicist
U
سازنده فروف سفالین
wright
U
کارگر سازنده نجار
elucidative
U
تفسیری روشن سازنده
formative
U
ترکیب کننده سازنده
producer advertising
U
تبلیغ توسط سازنده
mitigatory
U
سبک سازنده مخفف
metrist
U
سازنده نظم وشعر
purificatory
U
پاک سازنده تطهیری
indican
U
ماده سازنده نیل
original equipment manufacturer
U
سازنده تجهیزات اصلی
boiler maker
U
سازنده دیگ بخار
diallist
U
سازنده ساعت افتابی
carver
U
قلم سنگ تراشی سازنده
unisys
U
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
honeywell
U
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
pictorial
U
تصویر نما مجسم سازنده
pastoralist
U
سازنده شعرهای روستایی چوپان
mitigative
U
سبک سازنده تخفیف دهنده
illusory
U
گمراه کننده مشتبه سازنده
detonating
U
محترق شونده منفجر سازنده
humiliatingly
U
پست سازنده خفیف کننده
humiliating
U
پست سازنده خفیف کننده
data general corporation
U
سازنده سیستمهای مینی کامپیوتر
illusive
U
گمراه کننده مشتبه سازنده
perversive
U
گمراه کننده منحرف سازنده
self discharging
U
ازاد سازنده نفس خود
spoilsman
U
تباه کننده فاسد سازنده
producer
U
عمل اورنده سازنده باراورنده
assimilator
U
تحلیل برنده همانند سازنده
producers
U
عمل اورنده سازنده باراورنده
borland international
U
یک شرکت سازنده نرم افزارهای ریزکامپیوتر
Dec
U
یک سازنده بزرگ سیستمهای مینی کامپیوتر
flag waver
U
مضطرب سازنده تولیدکننده هیجان عمومی
motorola
U
سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
digital equipment corporation
U
سازنده انواع سیستمهای مینی کامپیوتر
control data corporation
U
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری cyber
smokescreen
U
عمل یا حرف گمراه کننده یا مستتر سازنده
leukosis
U
زیاد شدن بافتهای سازنده گویچههای سفید
horner
U
سازنده شانههای شاخی کرنازن شاخ تراش
outriggers
U
اعضای سازنده اولیه حامل قسمت دم هواپیما
kiosks
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com