English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
class structure U ساخت طبقاتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
class mobility U تحرک طبقاتی
class struggle U مبارزه طبقاتی
class interests U منافع طبقاتی
class distinctions U اختلاف طبقاتی
class system U نظام طبقاتی
multi-storey car park U پارکینگ طبقاتی
work in process U کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in progress U کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
Visual Basic U ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
os/ U سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
fabianism U نحله سوسیالیستی معتدل که به سال 4881 درانگلستان تشکیل شد و در واقع پایه حزب کارگر محسوب میشود . اصحاب این مسلک باعقاید مارکس در زمینه لزوم کشمکش طبقاتی و نیز انقلاب و شدت عمل جهت وصول به اهداف سوسیالیزم موافقت ندارند
designs U ساخت
performance U ساخت
manufacturing U ساخت
performances U ساخت
formation U ساخت
texture U ساخت
textures U ساخت
design U ساخت
make up U ساخت
invenit U ساخت
making U ساخت
compositions U ساخت
composition U ساخت
form U ساخت
formed U ساخت
forms U ساخت
make-up U ساخت
conformation U ساخت
construction U ساخت
constructions U ساخت
generation U ساخت
generations U ساخت
habitus U ساخت
fecit U ساخت
manufactory U ساخت
substandard U بد ساخت
manufactured U ساخت
synthesis U ساخت
built U ساخت
syntheses U ساخت
manufacture U ساخت
structuring U ساخت
workmanship U ساخت
structure U ساخت
manufactures U ساخت
structures U ساخت
fabrication U ساخت
unstructured U بی ساخت
dynamic structure U ساخت پویا
tree structure U ساخت درختی
tectonic U زمین ساخت
manufacture process U فراگرد ساخت
deep structure U ژرف ساخت
data structure U ساخت داده ها
tectonics U زمین ساخت
covinous U ساخت وپاختی
covin U ساخت وپاخت
control structure U ساخت کنترل
unstructured interview U مصاحبه بی ساخت
well made U خوش ساخت
collusion U ساخت وپاخت
collusion U ساخت و پاخت
design and construction U طراحی و ساخت
manufacturing U صنعت ساخت
home-made U ساخت میهن
structuralism U ساخت گرایی
structuralists U ساخت گرای
affect structure U ساخت عاطفه
agro industry U کشت و ساخت
american make U ساخت امریکایی
block structure U ساخت کندهای
block structured U با ساخت کندهای
capital structure U ساخت سرمایه
structuralist U ساخت گرای
brand names U علامت ساخت
factory order U سفارش ساخت
production time U زمان ساخت
production cost U ارزش ساخت
manufacture process U فرایند ساخت
manufacturing cost U هزینه ساخت
manufacturing process U فرایند ساخت
production process U روند ساخت
power structure U ساخت قدرت
population structure U ساخت جمعیت
phrase structure U با ساخت عبارتی
personality structure U ساخت شخصیت
manufacturing process U پویش ساخت
market structure U ساخت بازار
mental structure U ساخت ذهنی
new built U تازه ساخت
new buit U تازه ساخت
newmade U تازه ساخت
manufacture cost U ارزش ساخت
shopped U محل ساخت
family structure U ساخت خانواده
field strcture U ساخت میدانی
file structure U ساخت پرونده
formatio reticularis U ساخت شبکهای
reticular formation U ساخت شبکهای
group structure U ساخت گروهی
simple structure U ساخت ساده
static structure U ساخت ایستا
social strcture U ساخت اجتماعی
home made U ساخت داخلی
home made U ساخت بومی
homemade U ساخت میهن
infra structure U زیر ساخت
prototyping U ساخت یک نمونه
latent structure U ساخت نهفته
machine made U ساخت ماشین
program structure U ساخت برنامه
perceptual structure U ساخت ادراکی
makes U رسیدن به ساخت
makes U ساخت ترکیب
forbade U نا مقدور ساخت
workmanship U کار ساخت
production U ارائه ساخت
structuring U ساختار ساخت
structures U ساختار ساخت
structure U ساختار ساخت
productions U ارائه ساخت
confections U ترکیب ساخت
make U ساخت ترکیب
structured U ساخت یافته
elaborating U ساخت استاد
elaborates U ساخت استاد
elaborated U ساخت استاد
elaborate U ساخت استاد
building blocks U کنده ساخت
grafts U ساخت وپاخت
building block U کنده ساخت
grafted U ساخت وپاخت
graft U ساخت وپاخت
structured U دارای ساخت
make U ساختمان ساخت
make U رسیدن به ساخت
man made U ساخت بشر
man-made U ساخت بشر
makes U ساختمان ساخت
rebuilds U تجدید ساخت
assembly U نصب ساخت
shop U محل ساخت
reconstitute U تجدید ساخت
reconstituted U تجدید ساخت
reconstitutes U تجدید ساخت
reconstituting U تجدید ساخت
rebuild U تجدید ساخت
confection U ترکیب ساخت
shops U محل ساخت
brand name U علامت ساخت
fabrication U ساختمان طرز ساخت
brick-bat U آجر [ساخت و ساختمان]
clinker U آجر [ساخت و ساختمان]
claybrick U آجر [ساخت و ساختمان]
brick U آجر [ساخت و ساختمان]
it occasioned his death U مرگ اورافراهم ساخت
clay brick U آجر [ساخت و ساختمان]
make or buy decision U تصمیم به ساخت یاخرید
man made wealth U ثروت ساخت بشر
manufactures U عمل اوردن ساخت
manufactured U عمل اوردن ساخت
structured walkthroughs U بررسیهای ساخت یافته
man made goods U کالاهای ساخت بشر
the lord will provide U خداوسیله خواهد ساخت
constructs U ایجاد کردن ساخت
constructing U ایجاد کردن ساخت
constructed U ایجاد کردن ساخت
construct U ایجاد کردن ساخت
structured interview U مصاحبه ساخت دار
structured english U انگلیسی ساخت یافته
What can't be cured must be endured. <idiom> U باید سوخت و ساخت.
manufacture U عمل اوردن ساخت
style U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
design U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
layout U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
packaging U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
make-up U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
structural psychology U روانشناسی ساخت گرا
production U سرعت ساخت محصول
productions U سرعت ساخت محصول
colludes U ساخت وپاخت کردن
collude U ساخت وپاخت کردن
colluded U ساخت وپاخت کردن
production U عمل اوری ساخت
glandulation U ترکیب و ساخت غدد
he betray himself U او خودرا رسوا ساخت
productions U کنترل ساخت یک محصول
Intel U بیتی ساخت intel
colluding U ساخت وپاخت کردن
development order U دستور ساخت اماد
production U کنترل ساخت یک محصول
productions U عمل اوری ساخت
production U ساخت مواد برای فروش
structures coding U برنامه نویسی ساخت یافته
wheel barrow U فرقون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
aircraft company U شرکت ساخت هواپیما [اقتصاد]
chemotrophic treatment U تسویه خوراک ساخت شیمیایی
construction costs U هزینه های ساخت و ساز
brick U آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com