English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
home made U ساخت بومی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
work in process U کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in progress U کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
Visual Basic U ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
os/ U سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
aboriginal U بومی
aboriginals U بومی
indigenous U بومی
indigene U بومی
sympatry U هم بومی
endemic U بومی
Aborigine بومی
citizens U بومی
citizen U بومی
vernacular U بومی
home born U بومی
vernaculars U بومی
domestic U بومی
natives U بومی
autochthon U بومی
autochthonous U بومی
native U بومی
vernacular U زبان بومی
indigenousness U بومی بودن
vernaculars U زبان بومی
indigenous industries U صنایع بومی
naturalize U بومی شدن
naturalising U بومی شدن
naturalises U بومی شدن
landsman U بومی هم میهن
native language U زبان بومی
nativism U بومی پرستی
illyrian U بومی ایلیریا
plants indigenous to that soil U بومی ان خاک
naturalizing U بومی شدن
naturalizes U بومی شدن
blackfellow U بومی استرالیا
autecology U تک شناسی بومی
Aborigine گیاه بومی
domestic U رام بومی
endemic wildlife U حیات وحش بومی
indigenously U بطور بومی یا ذاتی
Gaelic U زبان بومی اسکاتلندی
sabra U اسرائیلی بومی فلسطین
secundine naturam U بومی وار خودبخود
to water [horses, cattle, etc.] U آب دادن [به جانوران بومی]
come from <idiom> U بومی جایی بودن
vernacularism U کلمه یا اصطلاح بومی ومحلی
green mountain boy U مرد بومی یا ساکن ورمونت
romaic U زبان بومی یونان امروز
Coptic Church U کلیسای بومی مصر و اتیوپی
ancillary U مستخدم بومی مربوط به کلفت
aardwolf U کفتار بومی جنوب و مشرق افریقا
galicean U بومی یا زبان گالیس ولایتی از اسپانیا
Aborigines U سکنه اولیه یک کشور جانوران و گیاهان بومی
walkabout U بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
walkabouts U بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
arrdwolf U [حیوانی شبیه کفتار بومی جنوب و شرق آفریقا]
Analogical architecture U [معماری بومی ایتالیا در سال هزار و نهصد و هفتاد]
endemic U بومی بیماری همه گیربومی مخصوص اب و هوای یک شهر یا یک کشور
Italian Villa style U [سبک التقاطی مورد استفاده در قرن نوزدهم بومی ایتالیا]
make-up U ساخت
invenit U ساخت
formed U ساخت
habitus U ساخت
form U ساخت
fecit U ساخت
making U ساخت
construction U ساخت
forms U ساخت
conformation U ساخت
make up U ساخت
manufactory U ساخت
compositions U ساخت
composition U ساخت
generations U ساخت
generation U ساخت
constructions U ساخت
manufactured U ساخت
structuring U ساخت
structures U ساخت
texture U ساخت
textures U ساخت
manufacture U ساخت
manufactures U ساخت
unstructured U بی ساخت
fabrication U ساخت
workmanship U ساخت
design U ساخت
substandard U بد ساخت
built U ساخت
manufacturing U ساخت
synthesis U ساخت
formation U ساخت
structure U ساخت
performances U ساخت
syntheses U ساخت
designs U ساخت
performance U ساخت
to pick up a language. <idiom> U زبانی را مثل آب خوردن یاد گرفتن. [از روش های غیر رسمی مثل گوش کردن به حرف بومی های آن زبان]
manufacturing U صنعت ساخت
well made U خوش ساخت
structuralist U ساخت گرای
social strcture U ساخت اجتماعی
static structure U ساخت ایستا
structuralists U ساخت گرای
tectonics U زمین ساخت
tectonic U زمین ساخت
mental structure U ساخت ذهنی
control structure U ساخت کنترل
tree structure U ساخت درختی
covin U ساخت وپاخت
capital structure U ساخت سرمایه
reticular formation U ساخت شبکهای
block structure U ساخت کندهای
class structure U ساخت طبقاتی
unstructured interview U مصاحبه بی ساخت
covinous U ساخت وپاختی
deep structure U ژرف ساخت
infra structure U زیر ساخت
latent structure U ساخت نهفته
machine made U ساخت ماشین
phrase structure U با ساخت عبارتی
manufacture cost U ارزش ساخت
manufacture process U فرایند ساخت
manufacture process U فراگرد ساخت
manufacturing cost U هزینه ساخت
manufacturing process U فرایند ساخت
manufacturing process U پویش ساخت
market structure U ساخت بازار
personality structure U ساخت شخصیت
perceptual structure U ساخت ادراکی
newmade U تازه ساخت
new built U تازه ساخت
population structure U ساخت جمعیت
homemade U ساخت میهن
simple structure U ساخت ساده
dynamic structure U ساخت پویا
factory order U سفارش ساخت
design and construction U طراحی و ساخت
family structure U ساخت خانواده
field strcture U ساخت میدانی
file structure U ساخت پرونده
formatio reticularis U ساخت شبکهای
production time U زمان ساخت
group structure U ساخت گروهی
home made U ساخت داخلی
prototyping U ساخت یک نمونه
program structure U ساخت برنامه
production cost U ارزش ساخت
production process U روند ساخت
power structure U ساخت قدرت
new buit U تازه ساخت
building blocks U کنده ساخت
assembly U نصب ساخت
elaborating U ساخت استاد
forbade U نا مقدور ساخت
reconstitute U تجدید ساخت
reconstituted U تجدید ساخت
workmanship U کار ساخت
reconstitutes U تجدید ساخت
reconstituting U تجدید ساخت
shop U محل ساخت
shopped U محل ساخت
make U ساختمان ساخت
structured U ساخت یافته
structured U دارای ساخت
building block U کنده ساخت
grafts U ساخت وپاخت
grafted U ساخت وپاخت
rebuild U تجدید ساخت
rebuilds U تجدید ساخت
block structured U با ساخت کندهای
graft U ساخت وپاخت
elaborate U ساخت استاد
man-made U ساخت بشر
man made U ساخت بشر
elaborated U ساخت استاد
elaborates U ساخت استاد
shops U محل ساخت
make U رسیدن به ساخت
productions U ارائه ساخت
makes U رسیدن به ساخت
makes U ساخت ترکیب
home-made U ساخت میهن
structuralism U ساخت گرایی
confections U ترکیب ساخت
affect structure U ساخت عاطفه
confection U ترکیب ساخت
agro industry U کشت و ساخت
american make U ساخت امریکایی
production U ارائه ساخت
makes U ساختمان ساخت
brand names U علامت ساخت
structuring U ساختار ساخت
brand name U علامت ساخت
structures U ساختار ساخت
structure U ساختار ساخت
make U ساخت ترکیب
data structure U ساخت داده ها
collusion U ساخت وپاخت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com