Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cellular structure
U
ساختار شبکهای
network structure
U
ساختار شبکهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
centralized network configuration
U
ساختار شبکهای متمرکز
Other Matches
hierarchy
U
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchies
U
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
anastylosis
U
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
reticular
U
شبکهای
retiary
U
شبکهای
lacy
U
شبکهای
lattice bridge
U
پل شبکهای
grillage foundation
U
پی شبکهای
grid
U
سیخ شبکهای
reticular membrane
U
غشاء شبکهای
grids
U
سیخ شبکهای
plexiform
U
شبکهای شبیه رگ
grill
U
سیخ شبکهای
grilling
U
سیخ شبکهای
grills
U
سیخ شبکهای
grid chart
U
نمودار شبکهای
interstitial
U
درون شبکهای
reticular formation
U
ساخت شبکهای
formatio reticularis
U
ساخت شبکهای
raster display
U
صفحه نمایش شبکهای
raster image processor
U
پردازشگر تصویر شبکهای
parallel trussed girder
U
تیر شبکهای موازی
interstitial compound
U
ترکیب درون شبکهای
interstitial atom
U
اتم درون شبکهای
interstitial hydride
U
هیدرید درون شبکهای
reticular activating system
U
دستگاه فعال ساز شبکهای
character map
U
شبکهای از بلوک ها روی صفحه نمایش
despotic network
U
شبکهای که بایک ساعت یکنواخت و کنترل میشود
grillage
U
شبکهای از تیرهای سنگین که بجای پی ساختمان قرارمیدهند
ascending reticular activating system
U
دستگاه فعال ساز صعودی ساخت شبکهای
reticulum
U
شیردان جانور نشخوار کننده ساختمان شبکهای
accross the slope system
U
شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
lan
U
شبکهای که ترمینالها و قط عات مختلف آن در فاصله کمی از هم قرار دارند.
decentralized computer network
U
شبکهای که کنترل بین چندین کامپیوتر تقسیم شده است
aras
U
system reticularactivating ascendingدستگاه فعال ساز صعودی ساخت شبکهای
local area network
U
شبکهای که ترمینال ها و قط عات مختلف آن فاصله کوتاهی از یکدیگر دارند.
star network topology
U
شبکهای از چندین ماشین که هر گره آن به hub مرکزی وصل است
OCE
U
مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک شی و فایل میدهد
grillage
U
شبکهای از تیرهای سنگین که در جاهای سست بجای پی ساختمان قرار میدهند
synchronous
U
شبکهای که تمام اتصالات آن با یک سیگنال زمان بندی همان شده است
campus network
U
شبکهای که شبکههای محلی کوچکتر را به هم وصل میکند در هر سازمان یا سایت دانشگاهی
homogeneous computer network
U
شبکهای که از ماشینهای مشابه ساخته شده است که با هم سازگارند یا از یک تولید کننده هستند
capacitor intel filter
U
شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
open
U
مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
opens
U
مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
distribute
U
شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
distributes
U
شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
distributing
U
شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
hierarchical communications system
U
روش اختصاص توابع کنترلی و پردازش در شبکهای از کامپیوتر که برای کارها مناسبند
opened
U
مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
platform
U
نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
platforms
U
نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
wide area network
U
شبکهای که ترمینالهای مختلف آن دور هستند و از طریق رادیو , ماهواره و کابل بهم وصل اند
isochronous network
U
شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
gert
U
technique review &evaluation graphicalروشی برای فرموله کردن وارزیابی سیستمها با استفاده از یک مشی شبکهای
structures
U
ساختار
structure
ساختار
structuring
U
ساختار
architecture
U
ساختار
file structure
U
ساختار فایل
fine structure
U
ساختار فریف
helical structure
U
ساختار مارپیچی
age structure
U
ساختار سنی
grain structure
U
ساختار بلوری
inverted structure
U
ساختار معکوس
factor structure
U
ساختار عاملی
electronic structure
U
ساختار الکترونی
close packed structure
U
ساختار تنگچین
internal structure
U
ساختار داخلی
control structure
U
ساختار کنترلی
ingots structure
U
ساختار شمش
crane construction
U
ساختار جرثقیل
crystal structure
U
ساختار بلور
crystalline structure
U
ساختار بلوری
block structure
U
ساختار بلوکی
data structure
U
ساختار داده ها
decision structure
U
ساختار تصمیم
band structure
U
ساختار نواری
diamond structure
U
ساختار الماس
atomic structure
U
ساختار اتمی
economic structure
U
ساختار اقتصادی
institutional structure
U
ساختار نهادی
superstructure
U
ساختار بالا
selection structure
U
ساختار گزینشی
sequence structure
U
ساختار ترتیبی
shell structure
U
ساختار لایهای
structure factor
U
عامل ساختار
structuring
U
ساختار ساخت
structure chart
U
نمودار ساختار
structures
U
ساختار ساخت
tree structure
U
ساختار درخت
structure
U
ساختار ساخت
fabric
U
ساختار ساختمان
structure
[first order]
U
ساختار
[ریاضی]
superstructures
U
ساختار بالا
ring structure
U
ساختار حلقهای
linear structure
U
ساختار خطی
nested structure
U
ساختار لانهای
list structure
U
ساختار لیست
network stracture
U
ساختار شبکه
kekule structure
U
ساختار ککوله
nuclear structure
U
ساختار هستهای
loop structure
U
ساختار حلقهای
lewis structure
U
ساختار لوویس
pyramidal structure
U
ساختار هرمی
relational structure
U
ساختار رابطهای
molecular structure
U
ساختار مولکولی
hierarchical communications system
U
شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
structuralists
U
وابسته به ساختار گرایی
work breakdown structure
U
ساختار تفکیک کار
valence bond structure
U
ساختار پیوند والانسی
hierachical structure
U
ساختار سلسله مراتبی
tertiary structure of protein
U
ساختار سوم پروتئین
algebraic structure
U
ساختار جبری
[ریاضی]
loop control structure
U
ساختار کنترل حلقه
graphic data structure
U
ساختار داده گرافیکی
structured design
U
طراحی ساختار یافته
structure
U
پی ریزی کردن ساختار
sequence control structure
U
ساختار کنترل ترتیبی
secondary structure of portein
U
ساختار دوم پروتئین
sequential data structure
U
ساختار ترتیبی داده
structuring
U
پی ریزی کردن ساختار
contiguous data structure
U
ساختار دادههای همجوار
hyperfine structure
U
ساختار فوق فریف
cubic closed packed structure
U
ساختار مکعبی تنگچین
database structure
U
ساختار پایگاه داده ها
infrastructure
U
ساختار یا سرویس ابتدایی
structuralist
U
وابسته به ساختار گرایی
straight chain structure
U
ساختار راست زنجیر
structures
U
پی ریزی کردن ساختار
hydrogen depleted structure
U
ساختار هیدروژن زدوده
branch control structure
U
ساختار کنترل انشعاب
multidrop circuit
U
شبکهای که ارتباط بین چندین ترمینال و کامپیوتر مرکزی را فراهم میکند ولی نه مستقیما بین ترمینالها
wurtzite
U
ساختار شش گوشهای روی سولفید
pawn structure
U
ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
nodes
U
نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
implication
U
عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
node
U
نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
implications
U
عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
inclusion
U
عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
leaf
U
گره آخر در ساختار درختی
branched chain structure
U
ساختار زنجیری شاخه دار
definition
U
شرح ساختار در برنامه یا سیستم
hierarchy
U
ساختار دادهای سلسله مراتبی
definitions
U
شرح ساختار در برنامه یا سیستم
hierarchies
U
ساختار دادهای سلسله مراتبی
external
U
دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
skeletal code
U
برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
reconfiguration
U
تغییر دادن ساختار داده در سیستم
forests
U
تعداد درختهای ساختار داده متصل
externals
U
دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
forest
U
تعداد درختهای ساختار داده متصل
broch
U
[ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
h.f.s
U
structure hyperfine ساختار فوق فریف
hexonal zinc sulfide structure
U
ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
DNA double helix
U
[یک ساختار دو رشته ایی متشکل از ۴ نوکلئوتید است. ]
schema
U
شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
schemata
U
شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
High Victorian
U
[سبک احیای گوتیک با ساختار چند رگه]
framework
U
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
frameworks
U
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
queue
U
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
logic
U
ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
backsteingotit
U
[آجری با ساختار ساده در معماری قرون وسطایی]
queueing
U
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queued
U
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queues
U
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
enterprise network
U
شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
plex structure
U
ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
abutment
U
[ساختار جامدی که فشار قوس یا شمع بر آن است.]
[معماری]
bandolite
U
ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
one address computer
U
ساختار کامپیوتر که کد ماشین آن در هر لحظه یک آدرس استفاده میکند
randomly
U
سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
scripts
U
ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
hierarchical communications system
U
پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
physical
U
سازمان دهی و ساختار پایگاه داده ذخیره شده
variables
U
شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
variable
U
شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
random
U
سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
chimney-cricket
U
[ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
array
U
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
arrays
U
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
asynchronous
U
کامپیوتری که به شبکهای وصل است تا شماره گیری مودم ها را کنترل کند و به کاربران در فاصله دور اجازه استفاده از اتصال مودم و دستیابی به شبکه بدهد
structures
U
ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
sparse array
U
ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
structure
U
ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
rung
U
[تکه ای افقی که باعث قویتر شدن ساختار سندلی میشود]
structuring
U
ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
flow diagram
U
دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
cartesian structure
U
ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
flowchart
U
دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
locals
U
که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
local
U
که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
locals
U
انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
dynamically
U
ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
dynamic
U
ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
global
U
متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
roots
U
گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
globally
U
متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
root
U
گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com