English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
He broken an Olympic record. U رکورد المپیک را شکست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
delimits U و هر رکورد نیز با یک حرف خاص از رکورد دیگر جدا شده است
delimit U و هر رکورد نیز با یک حرف خاص از رکورد دیگر جدا شده است
delimited U و هر رکورد نیز با یک حرف خاص از رکورد دیگر جدا شده است
delimiting U و هر رکورد نیز با یک حرف خاص از رکورد دیگر جدا شده است
transaction U رکورد حاوی داده جدید که برای بهنگام سازی رکورد اصلی باید استفاده شود
Olympic U المپیک
olympic rings U 5 حلقه المپیک
maccabian games U المپیک یهودیان
olympic cross U صلیب المپیک
games U بازیهای المپیک
olympics U بازیهای المپیک
plympic games U بازیهای المپیک
special olympics U المپیک افراد استثنایی
Olympic U مربوط به مسابقات المپیک
olympiad U جشنهای بازیهای المپیک
winter olympic U بازیهای المپیک زمستانی
olympian U شرکت کننده بازیهای المپیک
olympic size pool U اندازه و طول استخر المپیک 05 در 12 متر
olympic review U نشریه رسمی کمیته بین المللی المپیک
olympiad U جشن ها ومسابقات قدیم یونان مسابقات المپیک
olympic trench shooting U مسابقه تیراندازی المپیک با 5تیر از 5 موضع مختلف
parallax U پارالاکس ضریب شکست نور جابجایی تصویر در اثر شکست نور
olympian U اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
atmospheric refraction U شکست نور دراثر برخورد به طبقات جوی شکست جوی نور
record U رکورد
register U ثبت رکورد
record printer U اشاره گر رکورد
registers U ثبت رکورد
break a record U رکورد شکنی
variable U رکورد با هر طولی
variables U رکورد با هر طولی
transaction record U رکورد تراکنش
unit record U رکورد واحد
header record U رکورد سرامد
latency time U مدت رکورد
logical product U رکورد منطقی
logical record U رکورد منطقی
physical record U رکورد فیزیکی
registering U ثبت رکورد
record number U شماره رکورد
record manager U مدیر رکورد
record length U طول رکورد
lable record U رکورد برچسب
data record U رکورد داده ها
addition record U رکورد اضافی
record format U قالب رکورد
home record U رکورد مبدا
account U رکورد نام کاربر
world record holder U دارنده رکورد جهانی
fixed length record U رکورد باطول ثابت
fixed length record U رکورد با درازای ثابت
variable length record U رکورد با طول متغیر
interrecord gap U شکاف بین رکورد
exhaustive search U جستجو هر رکورد در پایگاه
record U حجم داده در یک رکورد
boot record U رکورد راه اندازی
trailer record U رکورد پشت بند
log U رکورد عملیات پردازشی کامپیوتر
master boot record U رکورد راه اندازی اصلی
record U رکورد داده در یک فایل زنجیری
logs U رکورد عملیات پردازشی کامپیوتر
activities U رکورد فعالیتهای انجام شده
ended U کد نشان دهنده انتهای رکورد
ends U نمایش گر پس از آخرین رکورد فایل
leader U رکورد اولیه حاوی اطلاعات
leaders U رکورد اولیه حاوی اطلاعات
ends U کد نشان دهنده انتهای رکورد
homes U اولین رکورد داده در فایل
home U اولین رکورد داده در فایل
ended U نمایش گر پس از آخرین رکورد فایل
activity U رکورد فعالیتهای انجام شده
end U نمایش گر پس از آخرین رکورد فایل
end U کد نشان دهنده انتهای رکورد
set a record U رکورد بر جای گذاشتن [ورزش]
scalar U مقدار مجزا ونه ماتریس یا رکورد.
hunting U فرآیند جستجوی رکورد داده در یک فایل
gather writer U تمرکز اطلاعات در داخل یک رکورد فیزیکی
key کلیدی که ورودیهای یک رکورد را مشخص میکند
block U تعدادی رکورد ذخیره شده به عنوان یک واحد
sequential access U و خواندن هر رکورد تا رسیدن به داده مورد نظر
record U سازمان دهی وطول فیلدها ی مختلف در رکورد
labelled U موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
fielding U ترتیب محل دهی فیلد در یک رکورد و فایل
labelled U رکورد حاوی مشخصات فایل ذخیره شده
labels U رکورد حاوی مشخصات فایل ذخیره شده
labeling U رکورد حاوی مشخصات فایل ذخیره شده
labels U موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
labeling U موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
label U رکورد حاوی مشخصات فایل ذخیره شده
label U موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
blocks U تعدادی رکورد ذخیره شده به عنوان یک واحد
blocked U تعدادی رکورد ذخیره شده به عنوان یک واحد
field U بخشی از رکورد کاپیوتری که حاوی محل داده است
lengths U کل تعداد حروف در فیلدهای مختلف در رکورد ذخیره شده
fields U بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
fielded U بخشی از رکورد کاپیوتری که حاوی محل داده است
length U کل تعداد حروف در فیلدهای مختلف در رکورد ذخیره شده
inquiry processing U فرایند انتخاب یک رکورد از یک فایل و نمایش فوری محتویات ان
accession number U شماره رکورد که ترتیب ورود رکوردها را نشان میدهد
field U بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
fielded U بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
gaps U فضای خالی نوار مغناطیسی بین دو رکورد متمادی
trailer U آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
getting U دستور بدست آوردن رکورد از فایل یا پایگاه داده
gets U دستور بدست آوردن رکورد از فایل یا پایگاه داده
get U دستور بدست آوردن رکورد از فایل یا پایگاه داده
chaining U ذخیره سازی یک رکورد که آدرس بعدی در لیست را دارد
key کلیدی که برای اندیس گذاری رکورد به کار می رود.
entering U عمل تایپ داده یا نوشتن موضوعات روی یک رکورد
gap U فضای خالی نوار مغناطیسی بین دو رکورد متمادی
trailers U آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
fields U بخشی از رکورد کاپیوتری که حاوی محل داده است
member U 1- یک شی در صفحه کتاب چند رسانهای . 2-رکورد یا موضوع مشخص در یک فیلد
posts U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post- U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
posted U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
posted U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
members U 1- یک شی در صفحه کتاب چند رسانهای . 2-رکورد یا موضوع مشخص در یک فیلد
posts U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
linear U لیستی که فضای خالی برای رکورد جدید در ساختارش ندارد
post- U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
sort effort U تعداد مراحل لازم جهت مرتب نمودن یک رکورد نامرتب
record U رکورد و داده کنترلی ذخیره شده روی رسانه پشتیبان
key کد شناسایی یا کلمه ای که برای رکورد ذخیره شده یا یک داده به کار می رود
addition U رکوردی که برای بهنگام سازی رکورد اصلی فایل بکار می رود
additions U رکوردی که برای بهنگام سازی رکورد اصلی فایل بکار می رود
changing U رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
fix U فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
change U رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
child U یک رکورد داده که تنها با توجه به محتوی رکوردهای موجوددیگر میتواند ایجاد شود
fixes U فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
deletion record U یک رکورد جدید که یک رکوردموجود از فایل اصلی راجابجا کرده یا کنار می گذاردرکورد حذفی
changed U رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changes U رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
miscarriages U شکست
miscarriage U شکست
defeature U شکست
fall U شکست
flopper U شکست
failure U شکست
flunking U شکست
gaps U شکست
flunk U شکست
flunked U شکست
unsuccessfully U شکست
gap U شکست
unsuccessful U شکست
breakage U شکست
flunks U شکست
defeasance U شکست
breakages U شکست
breaks U شکست
defeat U شکست
loss U شکست
plumper U شکست
set back U شکست
refraction U شکست
unsuccess U شکست
deflections U شکست
three successive defeats U سه شکست پی در پی
prosternation U شکست
defeats U شکست
deflection U شکست
defeating U شکست
failures U شکست
break U شکست
defeated U شکست
amendment record U رکوردی که حاوی اطلاعات جدید برای بهنگام سازی رکورد یا فایل اصلی است
frees U پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
free U پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
freeing U پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
physical record U همه اطلاعات از قبیل داده کنترل برای رکورد ذخیره شده در سیستم کامپیوتری
freed U پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
yield point U نقطه شکست
zener breakdown U شکست زنری
sure-fire U شکست ناپذیر
get the better of (someone) <idiom> U شکست دادن
blow one's own horn <idiom> U شکست درچیزی
come a cropper <idiom> U شکست خوردن
cry uncle <idiom> U پذیرش شکست
birefringence U شکست مضاعف
fall through <idiom> U شکست خوردن
atmospheric refraction U شکست جوی
fall flat <idiom> U شکست خوردن
angle of refraction U زاویه شکست
faulted U شکست زمین
faults U شکست زمین
refraction of light U شکست نور
fault U شکست زمین
defeatism U اعتراف به شکست
defeatism U شکست گرایی
failure of negotiations U شکست مذاکرات
he broke his neck necessity U گردنش شکست
point of fracture U نقطه شکست
terrestrial refraction U شکست زمینی
knock out U شکست دادن
invincibility U شکست ناپذیری
the ship was wrecked U کشتی شکست
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com