English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
aluminum coating by spraying amalgamate U روکش الومینیوم کردن امیختن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
aluminum coat U روکش الومینیوم
aluminize U روکش ساختن از الومینیوم
aluminize U روکش بااب الومینیوم دادن
alodine U نوعی روکش شیمیایی جهت قطعات الیاژ الومینیوم
bandolite U ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
aluminium U فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
aluminum U فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
compounded U : ترکیب کردن امیختن
intermix U در هم امیختن با هم مخلوط کردن
mixes U امیختن مخلوط کردن
compound U : ترکیب کردن امیختن
compounds U : ترکیب کردن امیختن
attemper U نرم کردن امیختن
mix U امیختن مخلوط کردن
consolidation U درهم امیختن تحکیم کردن یکجا کردن یکپارچه
immingle U بهم امیختن مخلوط کردن
womannize U زن صفت کردن مخنث کردن بازنان امیختن
to mull a mull of U داغ کردن و امیختن باادویه و قند
retread process U تقویت روکش روکش دوباره
premix U قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
overlaid U روکش کردن
faces U روکش کردن
encrust U روکش کردن
plate U روکش کردن
cases U روکش کردن
plates U روکش کردن
boarded U روکش کردن
plating U روکش کردن
face U روکش کردن
board U روکش کردن
case U روکش کردن
to do over U روکش کردن
veneer U روکش کردن
recapping U روکش کردن لاستیک
resurface U روکش تازه کردن
resurfaced U روکش تازه کردن
resurfaces U روکش تازه کردن
retreads U روکش کردن لاستیک
retread U روکش کردن لاستیک
worming U روکش کردن طناب
coats U پوشاندن روکش کردن
coat U پوشاندن روکش کردن
re tread U روکش کردن لاستیک
coatings U پوشاندن روکش کردن
recaps U روکش کردن لاستیک
recap U روکش کردن لاستیک
coated U پوشاندن روکش کردن
chrome plate U روکش کردن با کروم
lead coat U روکش کردن سربی
recapped U روکش کردن لاستیک
metallize U روکش کردن با فلزات
bulid up U با سنگ یا اجر مسدود کردن روکش کردن
coverings U روکش کردن پوشانیدن پوشش
covers U روکش کردن پوشانیدن پوشش
cover U روکش کردن پوشانیدن پوشش
steel face U روکش کردن یا روسازی کردن با فولاد
encased U درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
revest U جامه روحانی پوشیدن روکش کردن
encase U درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
encases U درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
alaminum U الومینیوم
aluminium U الومینیوم
shielding U زره کشیدن یازره پوش کردن روکش
aluminium foil U کاغذ الومینیوم
aluminous U الومینیوم دار
aluminum alloy U الیاژ الومینیوم
alumina U اکسید الومینیوم
aluminum oxide U اکسید الومینیوم
aluminous U محتوی الومینیوم
aluminous U مربوط به الومینیوم
aluminiferous U الومینیوم دار
alumina U گل پاک یا اکسید الومینیوم
sapphires U سیلیکات الومینیوم و منیزیم
bauxite U هیدروکسید الومینیوم بوکسیت
anodization U پوشش الومینیوم از اکسیدالومینیوم
artificial aging U افزایش استحکام الومینیوم
sapphire U سیلیکات الومینیوم و منیزیم
coat U روکش کردن استر کردن
coatings U روکش کردن استر کردن
coated U روکش کردن استر کردن
coats U روکش کردن استر کردن
turquois U فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
turquoise U فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
turquoises U فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
kyanite U سیلیکات الومینیوم بفرمول 5SIO2AL
alum U سولفات مضاعف الومینیوم و پتاسیم
alclad U نوعی ورقه از الیاژ الومینیوم
admix U مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
thallium U عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
reventment U روکش کردن سطح زمین به منظور جلوگیری از فرسایش ناشی از باد و باران
euclase U بریلیوم و الومینیوم برنگ سبز روشن یا ابی
beryl U سیلیکات بریلیوم و الومینیوم رنگ ابی متمایل به سبز
anodize U روش ساخت و عملیات مربوط به الومینیوم و الیاژهای ان توسط اکسیداسیون اندیک
alumetize U الومینیوم روی فولاد باپیستوله تزریق شده و سپس گداخته می گردد
lohmannizing U غوطه ور ساختن فلز درنمکهای ملقمه کننده و سپس روکش کردن انها توسط دو یاچند الیاژ پوشاننده محافظ
aluminum pigmented dope U لعاب یا پرداخت که داخل ان تکههای کوچک الومینیوم بصورت معلق پراکنده شده است
harmotome U سیلیکات ابدار الومینیوم وباریم که بلورهای ان بصورت جفت وصلیبی برنگهای مختلف یافت میشود
icebox rivet U میخ پرچهای الومینیوم که تاموقع مصرف باید در دمای زیر صفر نگه داشته شوند
aluminum paste U تکههای بسیار کوچک الومینیوم که مانع برخورداشعه ماوراء بنفش خورشیدبه سطح جسم میشوند
intermingling U با هم امیختن
mix U امیختن
incorporating U امیختن
admix U امیختن
inosculate U امیختن
synthesizing U امیختن
synthesizes U امیختن
brew U امیختن
fused U امیختن
intermingle U با هم امیختن
incorporate U امیختن
intermingled U با هم امیختن
fuse U امیختن
synthesised U امیختن
to stir up U امیختن
interlard U امیختن
intermingles U با هم امیختن
incorporates U امیختن
intermixing U در هم امیختن
synthesises U امیختن
synthesising U امیختن
synthesized U امیختن
brewed U امیختن
immix U در هم امیختن
brews U امیختن
synthesize U امیختن
synthetize U امیختن
meddles U امیختن
meddled U امیختن
meddle U امیختن
interblend U در هم امیختن
interblend U امیختن
to alloy gold with copper U امیختن
mingles U امیختن
combining U امیختن
mixes U امیختن
blends U امیختن
blend U امیختن
amalgamate U امیختن
mell U امیختن
combines U امیختن
mingling U امیختن
combine U امیختن
amalgamating U امیختن
amalgamated U امیختن
mingle U امیختن
amalgamates U امیختن
mingled U امیختن
nitralloy U قطعات نیتریده شده حاوی مقادیر جزئی کربن الومینیوم کرم منیزیوم و احتمالا گوگردو غیره
plate U : روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
plates U : روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
inviscade U با چسب امیختن
kneads U سرشتن امیختن
coalesces U بهم امیختن
fused U فیوزدارکردن امیختن
inviscate U باچیزچسبناک امیختن
mixing in place U امیختن در جا مخلوط در جا
scrambling U درهم امیختن
coalesced U بهم امیختن
shuffling U بهم امیختن
coalesce U بهم امیختن
scramble U درهم امیختن
plant mixing U امیختن در کارخانه
coalescing U بهم امیختن
intermix U بهم امیختن
kneaded U سرشتن امیختن
womanize U بازنان امیختن
kneading U سرشتن امیختن
scrambled U درهم امیختن
interlace U در هم امیختن در هم بافتن
sulfuret U با گوگرد امیختن
sulfurate U با گوگرد امیختن
scrambles U درهم امیختن
oxygenating U اکسیژن امیختن
oxygenates U اکسیژن امیختن
fuse U فیوزدارکردن امیختن
knead U سرشتن امیختن
shuffle U بهم امیختن
interwove U باهم امیختن
oxygenated U اکسیژن امیختن
immingle U درهم امیختن
interfusion U بهم امیختن
folds U بهم امیختن
commingle U بهم امیختن
oxygenate U اکسیژن امیختن
interweave U باهم امیختن
folded U بهم امیختن
interweaves U باهم امیختن
carbonation U عمل امیختن با
sentimentalize U با احساسات امیختن
shuffled U بهم امیختن
interweaving U باهم امیختن
shuffles U بهم امیختن
carburet U باذغال امیختن
oxygenize U با اکسیژن امیختن
fold U بهم امیختن
sulfate U با اسید سولفوریک امیختن
interfuse U بهم امیختن افشاندن
loading U امیختن موادخارجی به شراب
pepsinate U با جوهر گوارنده امیختن
conjugate U درهم امیختن توام
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com