Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
aluminum coating by spraying amalgamate
U
روکش الومینیوم کردن امیختن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
aluminum coat
U
روکش الومینیوم
aluminize
U
روکش ساختن از الومینیوم
aluminize
U
روکش بااب الومینیوم دادن
bandolite
U
ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
alodine
U
نوعی روکش شیمیایی جهت قطعات الیاژ الومینیوم
aluminum
U
فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
aluminium
U
فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
attemper
U
نرم کردن امیختن
intermix
U
در هم امیختن با هم مخلوط کردن
mixes
U
امیختن مخلوط کردن
compounds
U
: ترکیب کردن امیختن
compounded
U
: ترکیب کردن امیختن
mix
U
امیختن مخلوط کردن
compound
U
: ترکیب کردن امیختن
consolidation
U
درهم امیختن تحکیم کردن یکجا کردن یکپارچه
immingle
U
بهم امیختن مخلوط کردن
womannize
U
زن صفت کردن مخنث کردن بازنان امیختن
to mull a mull of
U
داغ کردن و امیختن باادویه و قند
retread process
U
تقویت روکش روکش دوباره
premix
U
قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
cases
U
روکش کردن
face
U
روکش کردن
case
U
روکش کردن
to do over
U
روکش کردن
faces
U
روکش کردن
plates
U
روکش کردن
boarded
U
روکش کردن
encrust
U
روکش کردن
plate
U
روکش کردن
plating
U
روکش کردن
board
U
روکش کردن
overlaid
U
روکش کردن
veneer
U
روکش کردن
recapped
U
روکش کردن لاستیک
retreads
U
روکش کردن لاستیک
coatings
U
پوشاندن روکش کردن
metallize
U
روکش کردن با فلزات
retread
U
روکش کردن لاستیک
worming
U
روکش کردن طناب
resurfaces
U
روکش تازه کردن
coated
U
پوشاندن روکش کردن
recap
U
روکش کردن لاستیک
recaps
U
روکش کردن لاستیک
re tread
U
روکش کردن لاستیک
resurfaced
U
روکش تازه کردن
coat
U
پوشاندن روکش کردن
chrome plate
U
روکش کردن با کروم
resurface
U
روکش تازه کردن
lead coat
U
روکش کردن سربی
coats
U
پوشاندن روکش کردن
recapping
U
روکش کردن لاستیک
bulid up
U
با سنگ یا اجر مسدود کردن روکش کردن
covers
U
روکش کردن پوشانیدن پوشش
coverings
U
روکش کردن پوشانیدن پوشش
cover
U
روکش کردن پوشانیدن پوشش
steel face
U
روکش کردن یا روسازی کردن با فولاد
encases
U
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
revest
U
جامه روحانی پوشیدن روکش کردن
encase
U
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
encased
U
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
alaminum
U
الومینیوم
aluminium
U
الومینیوم
shielding
U
زره کشیدن یازره پوش کردن روکش
aluminous
U
مربوط به الومینیوم
aluminous
U
الومینیوم دار
aluminum alloy
U
الیاژ الومینیوم
aluminum oxide
U
اکسید الومینیوم
aluminiferous
U
الومینیوم دار
aluminium foil
U
کاغذ الومینیوم
aluminous
U
محتوی الومینیوم
alumina
U
اکسید الومینیوم
alumina
U
گل پاک یا اکسید الومینیوم
anodization
U
پوشش الومینیوم از اکسیدالومینیوم
sapphires
U
سیلیکات الومینیوم و منیزیم
bauxite
U
هیدروکسید الومینیوم بوکسیت
sapphire
U
سیلیکات الومینیوم و منیزیم
artificial aging
U
افزایش استحکام الومینیوم
coat
U
روکش کردن استر کردن
coated
U
روکش کردن استر کردن
coats
U
روکش کردن استر کردن
coatings
U
روکش کردن استر کردن
alclad
U
نوعی ورقه از الیاژ الومینیوم
turquoises
U
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
turquoise
U
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
kyanite
U
سیلیکات الومینیوم بفرمول 5SIO2AL
turquois
U
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
alum
U
سولفات مضاعف الومینیوم و پتاسیم
admix
U
مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
thallium
U
عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
reventment
U
روکش کردن سطح زمین به منظور جلوگیری از فرسایش ناشی از باد و باران
euclase
U
بریلیوم و الومینیوم برنگ سبز روشن یا ابی
beryl
U
سیلیکات بریلیوم و الومینیوم رنگ ابی متمایل به سبز
anodize
U
روش ساخت و عملیات مربوط به الومینیوم و الیاژهای ان توسط اکسیداسیون اندیک
alumetize
U
الومینیوم روی فولاد باپیستوله تزریق شده و سپس گداخته می گردد
lohmannizing
U
غوطه ور ساختن فلز درنمکهای ملقمه کننده و سپس روکش کردن انها توسط دو یاچند الیاژ پوشاننده محافظ
aluminum pigmented dope
U
لعاب یا پرداخت که داخل ان تکههای کوچک الومینیوم بصورت معلق پراکنده شده است
icebox rivet
U
میخ پرچهای الومینیوم که تاموقع مصرف باید در دمای زیر صفر نگه داشته شوند
harmotome
U
سیلیکات ابدار الومینیوم وباریم که بلورهای ان بصورت جفت وصلیبی برنگهای مختلف یافت میشود
aluminum paste
U
تکههای بسیار کوچک الومینیوم که مانع برخورداشعه ماوراء بنفش خورشیدبه سطح جسم میشوند
mingling
U
امیختن
intermingled
U
با هم امیختن
to stir up
U
امیختن
immix
U
در هم امیختن
intermingle
U
با هم امیختن
incorporate
U
امیختن
interlard
U
امیختن
inosculate
U
امیختن
interblend
U
امیختن
interblend
U
در هم امیختن
incorporates
U
امیختن
incorporating
U
امیختن
mixes
U
امیختن
intermixing
U
در هم امیختن
mingles
U
امیختن
to alloy gold with copper
U
امیختن
intermingles
U
با هم امیختن
amalgamate
U
امیختن
amalgamated
U
امیختن
amalgamates
U
امیختن
amalgamating
U
امیختن
intermingling
U
با هم امیختن
mell
U
امیختن
combine
U
امیختن
combines
U
امیختن
combining
U
امیختن
synthetize
U
امیختن
admix
U
امیختن
blends
U
امیختن
blend
U
امیختن
mix
U
امیختن
meddles
U
امیختن
fuse
U
امیختن
brew
U
امیختن
synthesised
U
امیختن
synthesises
U
امیختن
synthesising
U
امیختن
mingled
U
امیختن
meddled
U
امیختن
synthesized
U
امیختن
brewed
U
امیختن
brews
U
امیختن
mingle
U
امیختن
fused
U
امیختن
meddle
U
امیختن
synthesizes
U
امیختن
synthesizing
U
امیختن
synthesize
U
امیختن
nitralloy
U
قطعات نیتریده شده حاوی مقادیر جزئی کربن الومینیوم کرم منیزیوم و احتمالا گوگردو غیره
plates
U
: روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
plate
U
: روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
oxygenated
U
اکسیژن امیختن
kneaded
U
سرشتن امیختن
sulfurate
U
با گوگرد امیختن
shuffling
U
بهم امیختن
fold
U
بهم امیختن
folded
U
بهم امیختن
immingle
U
درهم امیختن
fuse
U
فیوزدارکردن امیختن
kneading
U
سرشتن امیختن
intermix
U
بهم امیختن
oxygenize
U
با اکسیژن امیختن
fused
U
فیوزدارکردن امیختن
inviscade
U
با چسب امیختن
shuffles
U
بهم امیختن
knead
U
سرشتن امیختن
oxygenates
U
اکسیژن امیختن
folds
U
بهم امیختن
oxygenating
U
اکسیژن امیختن
sulfuret
U
با گوگرد امیختن
mixing in place
U
امیختن در جا مخلوط در جا
inviscate
U
باچیزچسبناک امیختن
plant mixing
U
امیختن در کارخانه
oxygenate
U
اکسیژن امیختن
shuffle
U
بهم امیختن
shuffled
U
بهم امیختن
interlace
U
در هم امیختن در هم بافتن
scramble
U
درهم امیختن
womanize
U
بازنان امیختن
coalesces
U
بهم امیختن
coalescing
U
بهم امیختن
scrambling
U
درهم امیختن
commingle
U
بهم امیختن
sentimentalize
U
با احساسات امیختن
interwove
U
باهم امیختن
carbonation
U
عمل امیختن با
scrambled
U
درهم امیختن
scrambles
U
درهم امیختن
carburet
U
باذغال امیختن
interweaving
U
باهم امیختن
interweaves
U
باهم امیختن
coalesced
U
بهم امیختن
interfusion
U
بهم امیختن
coalesce
U
بهم امیختن
interweave
U
باهم امیختن
kneads
U
سرشتن امیختن
pepsinate
U
با جوهر گوارنده امیختن
grades
U
جورکردن باهم امیختن
grade
U
جورکردن باهم امیختن
sulfate
U
با اسید سولفوریک امیختن
conjugate
U
درهم امیختن توام
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com