English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
disaster control U روش کنترل سوانح
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
crash position indicator U برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
crash locator beacon U برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
disaster control U روش مقابله با سوانح و بلایا
cascade control U چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
control point U نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
emergency drill U تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
tokens U بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
token U بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
electronic U مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
task U نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tasks U نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
apt U زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel U صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor U پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
loop U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives U دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loops U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
control and reporting center U تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
looped U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executive U دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
real time U سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
radio control U کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control U کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron U کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible U کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ U سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controls U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control U کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
controlling U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
ctrl U کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt U یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement U حکم کنترل دستور کنترل
control sheet U صفحه کنترل چارت کنترل
block plot U صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick U سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
controlled fragmentation U مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
tactical air controler U افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
subroutine U تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie U علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
remote control U کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
control officer U افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
climb mode U روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
simple network management protocol U سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti- U ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basics U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode U روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
flight control U دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
quality control tests U ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
airlift control element U عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody U مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
tactical air control center U مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
controlled net U شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
traffic post U پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
fire control U کنترل کردن اتش کنترل اتش
periodic stock check U کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
field control U نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
controlling U کنترل
controls U کنترل
line control U کنترل خط
control U کنترل
check-up U کنترل
minor control U کنترل کم
control code U کد کنترل
rein U کنترل
check-ups U کنترل
exchange control U کنترل ارزی
experimental control U کنترل ازمایشی
camshafts U محور کنترل
check-up U کنترل کردن
external control U کنترل خارجی
field control U کنترل میدان
takeovers U اعمال کنترل
takeover U اعمال کنترل
flight control U کنترل پرواز
fiscal control U کنترل مالی
fire control U کنترل اتش
fighter control U کنترل شکاریها
check-ups U کنترل کردن
camshaft U محور کنترل
flow control U کنترل جریان
light control U کنترل روشنایی
birth control U کنترل موالید
controls U کنترل کردن
controls U کنترل بازبینی
hydraulic tracer control U کنترل پیستونی
intensity control U کنترل شدت
inspection lamp U لامپ کنترل
bridle U کنترل کردن
controlling U کنترل بازبینی
controlling U کنترل کردن
control U کنترل بازبینی
light control U کنترل نور
lighting control U کنترل روشنایی
light brightness control U کنترل روشنایی
lift control U کنترل اسانسور
lever control U کنترل اهرمی
level control U کنترل سطح
lateral control U کنترل جانبی
control U کنترل کردن
bridled U کنترل کردن
bridles U کنترل کردن
bridling U کنترل کردن
grid control U کنترل شبکه
government control U کنترل دولتی
governing mode U روش کنترل
inventory control U کنترل موجودی
full command U کنترل کامل
frequency control U کنترل فرکانس
frequency check U کنترل فرکانس
forms control U کنترل فرم ها
ground control U کنترل زمینی
hoo heap U کنترل نفس
input control U کنترل ورودی
indirect control U کنترل غیرمستقیم
remote control U کنترل از دور
control bus U گذرگاه کنترل
image control U کنترل تصویر
ignition control U کنترل احتراق
pulpit U میز کنترل
pulpits U میز کنترل
fly control U برج کنترل
exchange control U کنترل ارز
control lever U اهرم کنترل
control computer U کامپیوتر کنترل
control code U رمز کنترل
control circuits U مدارهای کنترل
control circuit U مدار کنترل
control character U دخشه کنترل
control cards U کارتهای کنترل
control card U کارت کنترل
control cable U کابل کنترل
control bus U مسیر کنترل
uncontrolled U کنترل نشده
control console U پیشانه کنترل
control console U کنسول کنترل
control language U زبان کنترل
control key U کلید کنترل
control grid U شبکه کنترل
control grid U توری کنترل
control gear U دستگاه کنترل
control flow U روند کنترل
control flow U گردش کنترل
control flag U پرچم کنترل
control field U فیلد کنترل
control desk U میز کنترل
controlled U کنترل شده
access control U کنترل دستیابی
accuracy control U کنترل دقت
check mark U علامت کنترل
centralized control U کنترل تمرکزی
central control panel U مرکز کنترل
carriage control U کنترل نورد
automatic control U کنترل خودکار
cascade control U کنترل زنجیرهای
cam control U بادامک کنترل
bank sluice U دریچه کنترل
budgetary control U کنترل بودجه
budgetary control U کنترل بودجهای
asynchronous control U کنترل ناهمگام
checks and balance U کنترل و مقابله
control block U بلوک کنترل
control block U کنده کنترل
air control U کنترل هوایی
contract control U کنترل دینامیکی
contract control U کنترل تغایر
air way station U ایستگاه کنترل
command and control U کنترل و فرماندهی
close control U کنترل نزدیک
arbitrary control U کنترل فرضی
arms control U کنترل سلاح
cintrol mechanism U مکانیسم کنترل
bowden control cable U کابل کنترل
relayed U یچ کنترل الکترومغناطیسی
relays U یچ کنترل الکترومغناطیسی
controllable U قابل کنترل
controllability U قابلیت کنترل
control word U کلمه کنترل
control wheel U صفحه کنترل
control unit U واحد کنترل
control system U سیستم کنترل
relay U یچ کنترل الکترومغناطیسی
control area U منطقه کنترل
error control U کنترل خطا
electronic control U کنترل الکترونیکی
electric control U کنترل الکتریکی
direct control U کنترل مستقیم
digital control U کنترل دیجیتالی
data control U کنترل داده ها
damage control U کنترل خسارات
cu U واحد کنترل
ctrl U کلید کنترل
cpu U واحد کنترل
cortical control U کنترل مغزی
control surface U سطح کنترل
control structure U ساخت کنترل
control store U انباره کنترل
control port U درگاه کنترل
control pannel U پانل کنترل
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com