English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lime light U روشنایی سفیدی که از داغ کردن اهک حاصل میشود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
iceblink U روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
asynchronous computer U نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام
bituminous paint U رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
phosphene U حلقههای روشنایی که ازفشردن تخم چشم دیده میشود
fog dog U روشنایی کم که درهنگام مه گرفتگی نزدیک افق دیده میشود
augend U عددی که عدد دیگر به آن اضافه میشود تا حاصل بدست آید
thermokarst U عوارض برجستهای که ازذوب شدن یخها و تولیدسوراخها و غارها در زمین حاصل میشود
it is insensitive to light U روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
submarginal land U زمین مطلقا" بی حاصل زمینی که چنان بی حاصل باشد که مخارج سرمایه گذاری و کارگر را نتواندجبران کند
closed cycle reactor system U در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
to i. light from anything U گذر کردن روشنایی
afforded U حاصل کردن
acquire حاصل کردن
gets U حاصل کردن
get U حاصل کردن
afford U حاصل کردن
affording U حاصل کردن
affords U حاصل کردن
getting U حاصل کردن
illuminations U روشن کردن منطقه روشنایی
illumination U روشن کردن منطقه روشنایی
acquires U حاصل کردن اندوختن
sterilising U بی بار یا بی حاصل کردن
look in on <idiom> U تماس حاصل کردن
acquiring U حاصل کردن اندوختن
go to rack and ruin <idiom> U نتیجه بد حاصل کردن
sterilises U بی بار یا بی حاصل کردن
sterilized U بی بار یا بی حاصل کردن
come to an agreement U توافق حاصل کردن
sterilizes U بی بار یا بی حاصل کردن
sterilize U بی بار یا بی حاصل کردن
sterilizing U بی بار یا بی حاصل کردن
sterilised U بی بار یا بی حاصل کردن
sheer U انحراف حاصل کردن
osculate U تماس نزدیک حاصل کردن
harvest U حاصل درو کردن وبرداشتن
harvested U حاصل درو کردن وبرداشتن
hold out <idiom> U حاصل شدن ،تقدیر کردن
do wonders <idiom> U نتیجه عالی حاصل کردن
harvests U حاصل درو کردن وبرداشتن
horned scully U مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
candour U سفیدی
acquittal U رو سفیدی
argent U سفیدی
whithness U سفیدی
silveriness U سفیدی
candor U سفیدی
chalkiness U سفیدی
white U سفیدی
whitest U سفیدی
whiter U سفیدی
blankness U سفیدی
whiteness U سفیدی
generated U حاصل کردن تولید نیرو کردن
generates U حاصل کردن تولید نیرو کردن
generating U حاصل کردن تولید نیرو کردن
communicates U مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
communicated U مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
communicate U مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
generate U حاصل کردن تولید نیرو کردن
gets U حاصل کردن گرفتن گیر اوردن
brush U تماس حاصل کردن واهسته گذشتن
brushes U تماس حاصل کردن واهسته گذشتن
get U حاصل کردن گرفتن گیر اوردن
getting U حاصل کردن گرفتن گیر اوردن
to come to an agreement U یکدل شدن توافق حاصل کردن
alphosis U سفیدی جلد
albinism U سفیدی پوست
watcheye U سفیدی چشم
impudence U چشم سفیدی
albescent U مایل به سفیدی
blank U سفید سفیدی
blankest U سفید سفیدی
rivers U سفیدی بین خطوط
river U سفیدی بین خطوط
gray U روبه سفیدی رونده
acquittals U برائت ذمه رو سفیدی
ice blink U سفیدی افق از انعکاس دریا
get U حاصل کردن تحصیل کردن
getting U حاصل کردن تحصیل کردن
gets U حاصل کردن تحصیل کردن
top U روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
wall eye U چشمی که سفیدی ان زیادوعنبیه ان کمرنگ باشد
snow geese U غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
snow goose U غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
white line U خط سفیدی که برای تمایز وتشخیص بکار رود
gaiters U پارچه سفیدی که روی کفش بسته میشودگتر پارچهای
gaiter U پارچه سفیدی که روی کفش بسته میشودگتر پارچهای
You name it , weve got it. U از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال را داریم ( همه چیز )
havelock U روکلاهی سفیدی که پشت گردن را نیز از افتاب محفوظ میدارد
You name it . Everything under the sun . U از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال ( از شیر مرغ تا جان آدمیزاد )
skim U سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skimmed U سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skims U سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
sectors U دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector U دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal U آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
slip sheet U صفحه سفیدی که بین دوصفحه چاپی دیگر قرار داده شده
hereford U نوعی گوساله گوشت قرمز ازنژاد انگلیسی که صورت سفیدی دارد
course light U روشنایی باند فرودگاه چراغهای مخصوص روشن کردن باند فرود
coordinated illumination U روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
flashed U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
QBE U زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
echoes U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoing U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
forms U ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
perfoliate U درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
form U ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
formed U ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
averaged U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
traces U نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traced U نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
averaging U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
trace U نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
averages U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
average U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
load U برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
loads U برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
dummy U متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
softer U دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
softest U دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
soft U دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
dummies U متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
throughput U نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
town fog U نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
suffix notation U عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
second U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconded U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
masters U و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconds U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
mastered U و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconding U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
master U و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
lighted U روشنایی
light U روشنایی
illumination U روشنایی
peep U روشنایی کم
peeps U روشنایی کم
peeping U روشنایی کم
illuminations U روشنایی
peeped U روشنایی کم
lightest U روشنایی
luminouity U روشنایی
electric lighting U روشنایی
lighting U روشنایی
luminosity U روشنایی
luminance U روشنایی
night light U روشنایی شب
clearness U روشنایی
lightness U روشنایی
rushlight U روشنایی کم
faxed U کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxing U کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
fax U کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
workgroup U خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود
faxes U کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
lambert U واحد روشنایی
intensity of illumination U شدت روشنایی
loom U هاله روشنایی
illumination method U سبک روشنایی
incandescent lamp U لامپ روشنایی
glares U روشنایی زننده
ligting conditions U نسبتهای روشنایی
glare U روشنایی زننده
ceiling light U روشنایی سقفی
decorative ligthing U روشنایی تزیینی
illuminator U دستگاه روشنایی
illuminator U وسیله روشنایی
image brightness U روشنایی تصویر
photology U دانش روشنایی
sustained illumination U روشنایی مداوم
photometer U روشنایی سنج
earth light U روشنایی خاکستری
earth shine U روشنایی خاکستری
loomed U هاله روشنایی
looming U هاله روشنایی
direct lighting U روشنایی مستقیم
flash U روشنایی مختصر
brightness signal U پیام روشنایی
flashed U روشنایی مختصر
illuminating beam U پرتو روشنایی
intensity level U سطح روشنایی
glimmerings U روشنایی ضعیف
lighting engineering U مهندسی روشنایی
optics U علم روشنایی
sustained illumination U روشنایی پایدار
flashes U روشنایی مختصر
looms U هاله روشنایی
street lighting U روشنایی خیابان
electric light U روشنایی برقی
glared U روشنایی زننده
indirect lighting U روشنایی غیرمستقیم
emergency lighting U روشنایی اضطراری
brightness control U پیچ روشنایی
glimmering U روشنایی ضعیف
lighting feeder U تهیه روشنایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com