English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lighting U روشنایی
light U روشنایی
lighted U روشنایی
lightest U روشنایی
illumination U روشنایی
illuminations U روشنایی
luminosity U روشنایی
lightness U روشنایی
clearness U روشنایی
electric lighting U روشنایی
luminance U روشنایی
luminouity U روشنایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
it is insensitive to light U روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
iceblink U روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
coordinated illumination U روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
peep U روشنایی کم
peeps U روشنایی کم
night light U روشنایی شب
rushlight U روشنایی کم
peeped U روشنایی کم
peeping U روشنایی کم
light conditions U نسبتهای روشنایی
lambert U واحد روشنایی
light adaptation U انطباق با روشنایی
light brightness control U کنترل روشنایی
lighting control U کنترل روشنایی
lighting effect U اثر روشنایی
light control U کنترل روشنایی
lighting battery U باتری روشنایی
light point U منبع روشنایی
light meter U روشنایی سنج
light gap U فاصله روشنایی
light fluctuation U نوسان روشنایی
intensity of illumination U شدت روشنایی
illuminating gas U گاز روشنایی
illuminating fixture U لوازم روشنایی
illuminating engineering U تکنیک روشنایی
illuminating engineering U مهندسی روشنایی
illuminating device U تجهیزات روشنایی
illuminating beam U پرتو روشنایی
illuminating aperture U روزنه روشنایی
illuminating system U سیستم روشنایی
illumination change U تعویض روشنایی
illumination method U روش روشنایی
intensity level U سطح روشنایی
indirect lighting U روشنایی غیرمستقیم
illumniation aperture U روزنه روشنایی
incandescent lamp U لامپ روشنایی
image brightness U روشنایی تصویر
illuminator U وسیله روشنایی
illuminator U دستگاه روشنایی
illumination method U سبک روشنایی
illuminance U شدت روشنایی
lighting engineering U تکنیک روشنایی
luminous intensity U شدت روشنایی
luminous power U قوه روشنایی
lux meter U روشنایی سنج
phot U واحد روشنایی
photology U دانش روشنایی
photometer U روشنایی سنج
room lighting U روشنایی اطاق
search light illumination U روشنایی با نورافکن
street lighting U روشنایی خیابان
sustained illumination U روشنایی مداوم
sustained illumination U روشنایی پایدار
luminous flux U فلوی روشنایی
luminous flux U شاره روشنایی
lighting engineering U مهندسی روشنایی
lighting feeder U تهیه روشنایی
lighting line U سیم روشنایی
lighting mains U خط روشنایی اصلی
lighting outlet U خروجی روشنایی
lighting plant U تاسیسات روشنایی
lighting scheme U ترتیب روشنایی
lighting set U دستگاه روشنایی
lighting source U منبع روشنایی
lighting switch U کلید روشنایی
lighting transformer U مبدل روشنایی
lighting unit U واحد روشنایی
ligting conditions U نسبتهای روشنایی
luminance channel U کانال روشنایی
luminance decay U کم شدن روشنایی
luminous efficiency U ضریب روشنایی
luminous efficiency U راندمان روشنایی
luminous flux U شار روشنایی
looms U هاله روشنایی
asterism U روشنایی و نور
optics U علم روشنایی
incandescence U روشنایی سیمابی
brightness signal U پیام روشنایی
ceiling light U روشنایی سقفی
constant luminance U روشنایی ثابت
continuous illumination U روشنایی مداوم
flashes U روشنایی مختصر
flashed U روشنایی مختصر
candlelight U روشنایی شمع
glimmer U روشنایی ضعیف
artifical light U روشنایی مصنوعی
illuminations U شدت روشنایی
glimmers U روشنایی ضعیف
looming U هاله روشنایی
loomed U هاله روشنایی
luminosity U بازده روشنایی
glimmering U روشنایی ضعیف
glimmerings U روشنایی ضعیف
illumination U شدت روشنایی
glimmered U روشنایی ضعیف
flash U روشنایی مختصر
emergency lighting U روشنایی اضطراری
glare U روشنایی زننده
fluorescent light U روشنایی فلورسنت
full beam spread U باندکامل روشنایی
glared U روشنایی زننده
electric light U روشنایی برقی
gaslight U روشنایی گاز
glares U روشنایی زننده
earth shine U روشنایی خاکستری
loom U هاله روشنایی
country life U زندگی روشنایی
brightness control U پیچ روشنایی
phosphorescence U روشنایی شب تابی
ray U روشنایی تشعشع
decorative ligthing U روشنایی تزیینی
direct lighting U روشنایی مستقیم
earth light U روشنایی خاکستری
zodiacal light U روشنایی صبح کاذب
to i. light from anything U گذر کردن روشنایی
train lighting battery U باتری روشنایی ترن
neon U شبیه روشنایی نئون
lucifugous U گریزان از روشنایی روز
sensitive to light U حساس نسبت به روشنایی
photothermic U مربوط به گرماو روشنایی
r y signal U پیام روشنایی ار ایگرگ
photomrtry U سنجش شدت روشنایی
lighting U سیستم روشنایی ماشین
over expose U زیاد روشنایی دادن
gas light U نور یا روشنایی گازی
lighting point U محل یا نقطه روشنایی
it is pervious to light U روشنایی ازان می گذرد
illumination plan U طرح روشنایی منطقه
illumination photometer U شدت روشنایی سنج
b y signal b y U پیام روشنایی ب- ایگرگ
at first light U در اولین روشنایی روز
front lighting U روشنایی جلو ساختمان
lambent U دارای روشنایی ملایم
g y signal U پیام روشنایی جی ایگرگ
lighting hours U زمان روشنایی یا سوختن
lighting equipments U الات و ادوات روشنایی
gas lights U نور یا روشنایی گازی
lighting cable U کابل نور روشنایی
photogenic U ایجاد شده در اثرنور و روشنایی
illuminations U روشن کردن منطقه روشنایی
intensity amplifier U تقویت کننده شدت روشنایی
lambency U ملایمت در گفتگو روشنایی ملایم
continuous illumination U روشنایی پایدار منطقه رزم
paraselene U روشنایی اطراف هاله ماه
will o the wisp U روشنایی مردابی فانوس شیطان
photodynamics U اثر روشنایی در جنبش گیاهان
photorealistic U که کیفیت و روشنایی عکس را دارد
photodynamic U اثر روشنایی در جنبش گیاهان
illumination U روشن کردن منطقه روشنایی
light is necessary to life U روشنایی لازمه زندگی است
ligting conditions U شرایط روشنایی نسبتهای نور
photothropism U جنبش در تحت تاثیر روشنایی
will o the wisp U روشنایی کاذب درباغ سبز
friars lantern U روشنایی شبانه بر روی باطلاق
nits U واحد غیرمتداول روشنایی درسیستم متریک
phototherapy U معالجه ناخوشیهای پوست بوسیله روشنایی
light is necessary to life U روشنایی برای زندگی لازم است
nit U واحد غیرمتداول روشنایی درسیستم متریک
icebink U روشنایی که دراثرانعکاس نور یخ درافق پیدامیشود
lumen U واحد فلوی روشنایی درسیستم متریک
phot U واحد شدت روشنایی در سیستم غیرمتریک
photosynthesis U ایجاد وتشکیل موادالی در گیاهان بکمک روشنایی
electroluminescent U قابل انتشار نور طبق روشنایی الکترونیکی
flare U روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
electroluminescing U که نور را طبق روشنایی الکترونیکی انتشار میدهد
sheet lighning U برقی که روشنایی ان پخش شده همه جا را میگیرد
flares U روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
photoconductive U مادهای که مقاومت الکتریکی ان با شدت روشنایی تغییرمیکند
photoglyph U صفخهای که دراثر روشنایی حکاکی شده باشد
sidelight U اطلاعات ضمنی وفرعی روشنایی غیر مستقیم
sidelights U اطلاعات ضمنی وفرعی روشنایی غیر مستقیم
rushlight U چراغ کم نور روشنایی چراغی که فتیله ان از پیزر باشد
footcandle U واحد روشنایی برابر تابش نور در یک فوت مربع
tromsillumination U معاینه اندامی بوسیله انداختن روشنایی زیاد بر روی ان
images U برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر
image [برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر]
lime light U روشنایی سفیدی که از داغ کردن اهک حاصل میشود
fog dog U روشنایی کم که درهنگام مه گرفتگی نزدیک افق دیده میشود
mithra U نام دارگونه روشنایی یا خورشید در میان ایرانیان باستانی
phosphene U حلقههای روشنایی که ازفشردن تخم چشم دیده میشود
paraheliotropism U موازی شدن برگ با پرتوافتاب برای نگرفتن روشنایی زیاد
photoemissive U مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
opaquely U چنانکه روشنایی پشت را بپوشاند بطور مبهم یا غیر مفهوم
corposant U گلولههای روشنایی که گاهی درهوای طوفانی بردکلهای کشتی دیده م
airglow U روشنایی که در هنگام غروب به علت تابش افتاب به جوزمین پدید می اید
optophone U الت تبدیل روشنایی بصدابدانگونه که کوران موادچاپی را ازراه به گوش بخواند
picturing U کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
picture element U کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
picture U کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
pictured U کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
pictures U کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
ether U جسم قابل ارتجاعی که فضاوحتی فواصل میان ذرات اجسام را پر کرده ووسیله انتقال روشنایی و گرمامیشود
shimmer U روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmers U روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmering U روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmered U روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
course light U روشنایی باند فرودگاه چراغهای مخصوص روشن کردن باند فرود
ignisfatuus U روشنایی شبانه بر روی زمینهای باتلاقی که تصور میرفت ازاحتراق گازهای باتلاقی بوجودمیاید
flash U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com