Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to verify the accounts
رسیدگی به محاسبات کردن حساب ها را رسیدگی یا ممیزی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
auditing
U
ممیزی رسیدگی کردن
audits
U
ممیزی رسیدگی کردن
audited
U
ممیزی رسیدگی کردن
audit
U
ممیزی رسیدگی کردن
account executive
U
متصدی رسیدگی به حساب مشتریها
verifies
U
رسیدگی کردن
to do for
U
رسیدگی کردن به
investigating
U
رسیدگی کردن
considers
U
رسیدگی کردن
audit
U
رسیدگی کردن
examine
U
رسیدگی کردن
consider
U
رسیدگی کردن
examine
U
با into رسیدگی کردن
to see to
U
رسیدگی کردن
verifying
U
رسیدگی کردن
investigate
U
رسیدگی کردن
to llok
U
رسیدگی کردن
investigated
U
رسیدگی کردن
tries
U
رسیدگی کردن
try
U
رسیدگی کردن
to go into
U
رسیدگی کردن
verified
U
رسیدگی کردن
auditing
U
رسیدگی کردن
investigates
U
رسیدگی کردن
verify
U
رسیدگی کردن
examining
U
با into رسیدگی کردن
examining
U
رسیدگی کردن
audited
U
رسیدگی کردن
to see about
U
رسیدگی کردن
inspected
U
رسیدگی کردن
examined
U
با into رسیدگی کردن
inspecting
U
رسیدگی کردن
attend
U
رسیدگی کردن
to look in to
U
رسیدگی کردن
examined
U
رسیدگی کردن
look into
U
رسیدگی کردن
inspects
U
رسیدگی کردن
attends
U
رسیدگی کردن
inspect
U
رسیدگی کردن
attending
U
رسیدگی کردن
go into
U
رسیدگی کردن
examines
U
با into رسیدگی کردن
deal with
U
رسیدگی کردن
audits
U
رسیدگی کردن
examines
U
رسیدگی کردن
check
U
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checks
U
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checked
U
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
verifies
U
رسیدگی کردن صحت و سقم امری را معلوم کردن
verify
U
رسیدگی کردن صحت و سقم امری را معلوم کردن
verified
U
رسیدگی کردن صحت و سقم امری را معلوم کردن
verifying
U
رسیدگی کردن صحت و سقم امری را معلوم کردن
attending
U
توجه یا رسیدگی کردن
to go through
U
رسیدگی کردن گذشتن از
attends
U
توجه یا رسیدگی کردن
attend
U
توجه یا رسیدگی کردن
look into
<idiom>
U
رسیدگی یا وارسی کردن
think over
<idiom>
U
با دقت رسیدگی کردن
prejudging
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
to check up
U
درست رسیدگی یاحساب کردن
cut both ways
<idiom>
U
به هردوطرف دعوا رسیدگی کردن
prejudge
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
to go into the matter
U
به این مطلب رسیدگی کردن
prejudged
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
to go to
U
رسیدگی کردن انجام دادن
to w up a company
U
امورشرکتی را رسیدگی وانرامنحل کردن
prejudges
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
enquires
U
باز جویی کردن رسیدگی کردن
enquired
U
باز جویی کردن رسیدگی کردن
inquire
U
باز جویی کردن رسیدگی کردن
inquired
U
باز جویی کردن رسیدگی کردن
inquires
U
باز جویی کردن رسیدگی کردن
check up
U
رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
spot check
U
سرسری وبا عجله رسیدگی کردن
spot checks
U
سرسری وبا عجله رسیدگی کردن
to revisit a criminal case
[judicial proceedings]
U
یک پرونده جنایی
[رسیدگی قضائی]
را بازدید کردن
appose
U
موردانتقاد و ایراد قرار گرفتن رسیدگی کردن
to check off
U
رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
defferential assets
U
هیئت رسیدگی باختلافات هیئت رسیدگی به حسابها
supervised
U
برنگری کردن رسیدگی کردن
supervise
U
برنگری کردن رسیدگی کردن
supervising
U
برنگری کردن رسیدگی کردن
supervises
U
برنگری کردن رسیدگی کردن
check
U
سرزنش کردن رسیدگی کردن
checked
U
سرزنش کردن رسیدگی کردن
mind
U
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
minding
U
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
minds
U
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
checks
U
سرزنش کردن رسیدگی کردن
indagate
U
تجسس کردن رسیدگی کردن
sleep on it
<idiom>
U
به چیزی فکر کردن ،به چیزی رسیدگی کردن
examination
U
رسیدگی
inquiries
U
رسیدگی
examinations
U
رسیدگی
verification
U
رسیدگی
ripeness
U
رسیدگی
cassation
U
رسیدگی
investigation
U
رسیدگی
audited
U
رسیدگی
handling
U
رسیدگی
considerations
U
رسیدگی
consideration
U
رسیدگی
audits
U
رسیدگی
auditing
U
رسیدگی
investigations
U
رسیدگی
adjustment
U
رسیدگی
adjustments
U
رسیدگی
attentions
U
رسیدگی
attention
U
رسیدگی
audit
U
رسیدگی
matureness
U
رسیدگی
service
رسیدگی به
probe
U
رسیدگی
oyer
U
رسیدگی
probed
U
رسیدگی
conizance
U
حق رسیدگی
probes
U
رسیدگی
serviced
U
رسیدگی به
puberty
U
رسیدگی
inquiry
U
رسیدگی
controlment
U
رسیدگی
check register
U
بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
attendances
U
رسیدگی تیمار
attendance
U
رسیدگی تیمار
revision
U
رسیدگی ثانوی
revisions
U
رسیدگی ثانوی
cassation
U
رسیدگی فرجامی
inquisitorial
U
وابسته به رسیدگی
investigatory
U
وابسته به رسیدگی
audit trail
U
اثر رسیدگی
inquest
U
بازجویی رسیدگی
attention key
U
کلید رسیدگی
audits
U
بازرسی رسیدگی
scope
U
دامنه رسیدگی
scrutiny
U
رسیدگی مداقه
investigator
U
رسیدگی کننده
investigators
U
رسیدگی کننده
audited
U
بازرسی رسیدگی
audit
U
بازرسی رسیدگی
the investigation of accounts
U
رسیدگی بحساب
court of iquiry
U
دادگاه رسیدگی
storekeeping
U
رسیدگی به انبار
inquests
U
بازجویی رسیدگی
investigative
U
مبنی بر رسیدگی
investigable
U
قابل رسیدگی
claims handling
U
رسیدگی به شکایات
examinations
U
رسیدگی معاینه
quests
U
تحقیق و رسیدگی
quest
U
تحقیق و رسیدگی
trial on merits
U
رسیدگی ماهوی
trial on procedural matters
U
رسیدگی شکلی
examination
U
رسیدگی معاینه
trial on technicalities
U
رسیدگی شکلی
mellowness
U
نرمی رسیدگی
auditor
U
مامور رسیدگی
auditing
U
بازرسی رسیدگی
auditors
U
مامور رسیدگی
investigation in the supreme court
U
رسیدگی فرجامی
assistance
U
موافبت رسیدگی
stock taking
U
رسیدگی به موجودی
verifiable
U
قابل رسیدگی
tendentious
U
رسیدگی کننده
hearing
U
رسیدگی بمحاکمه گزارش
to take into consideration
U
مورد رسیدگی قراردادن
inquiries
U
پرسش بازجویی رسیدگی
i will see sbout it
U
من به ان رسیدگی خواهم کرد
tick off
U
نشان رسیدگی و مقابله
venue
U
محل رسیدگی به جرم
handler
U
رسیدگی کننده مربی
continuous stock taking
U
رسیدگی مستمر موجودی
master in lunacy
U
مامور رسیدگی به دیوانگی ها
trial court
U
دادگاه رسیدگی به امورموضوعی
investigatory
U
تحقیقی مبنی بر رسیدگی
venues
U
محل رسیدگی به جرم
inquiry
U
پرسش بازجویی رسیدگی
hearings
U
رسیدگی بمحاکمه گزارش
handlers
U
رسیدگی کننده مربی
attendance
U
ملازمت مراقبت رسیدگی
attendances
U
ملازمت مراقبت رسیدگی
practice court
U
دادگاه مخصوص رسیدگی به کفالت
adjournments
U
احاله رسیدگی به جلسه بعد
adjournment
U
احاله رسیدگی به جلسه بعد
prejudication
U
صدور رای پیش از رسیدگی
prejudicate
U
بی رسیدگی رای دادن در باره
will not hear of
<idiom>
U
رسیدگی ویا اجازه ندادن
inquisitional
U
وابسته به تحقیق یا رسیدگی تحقیقی
expertism
U
تفتیش و رسیدگی خبره کارشناسی
traffic court
U
دادگاه ویژه رسیدگی به تخلفات رانندگی
pray consider my case
U
خواهش دارم بکار من رسیدگی کنید
grand inquisitor
U
رئیس دادگاه رسیدگی دربرخی کشورها
think better of
<idiom>
U
رسیدگی دوباره به چیزی وتصمیمگیری بهتر
dut of court
U
ممنوع از اینکه دادگاه بافهارارتش رسیدگی می نماید
equities
U
اص هم در دسترس نباشددادگاه حق دارد بر مبنای equity رسیدگی کند
e. of pleas
U
دادگاهی که اصولا برای رسیدگی به کارهای مالی بود
equity
U
اص هم در دسترس نباشددادگاه حق دارد بر مبنای equity رسیدگی کند
overseer of the poor
U
ماموری که رسیدگی به بی نوایان و برخی کارهای دیگریک ناحیه میکند
concurrent jurisdiction
U
رسیدگی قضایی همزمان به چند جرم دادگاه الحاقی یاهمزمان
inquisition
U
نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
inquisitions
U
نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
rogatory
U
احاله رسیدگی به قضیه مطروحه به دادگاهی غیر از محکمه مطروح فیه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com