Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
memory afterimage
U
رد تصویر یاد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
field
U
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
fielded
U
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
fields
U
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
exception
U
ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر
exceptions
U
ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر
focus
U
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focused
U
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focuses
U
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focussed
U
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focusses
U
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focussing
U
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
panorama
U
تصویر دورنما
panoramas
U
تصویر دورنما
shape
U
تصویر
shapes
U
تصویر
direct objects
U
دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
indirect objects
U
دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
object
U
دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
objected
U
دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
objecting
U
دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
objects
U
دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
gargoyle
U
هر نوع تصویر عجیب
gargoyles
U
هر نوع تصویر عجیب
lag
U
زمانی که طول می کشد تا تصویر بهتر دیده میشود و پس از نمایش آن روی صففحه CRT
lagged
U
زمانی که طول می کشد تا تصویر بهتر دیده میشود و پس از نمایش آن روی صففحه CRT
lags
U
زمانی که طول می کشد تا تصویر بهتر دیده میشود و پس از نمایش آن روی صففحه CRT
drag
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
profile
U
برش عمودی تصویر جانبی
profiled
U
برش عمودی تصویر جانبی
profiles
U
برش عمودی تصویر جانبی
profiling
U
برش عمودی تصویر جانبی
project
U
تصورکردن تصویر کردن
projected
U
تصورکردن تصویر کردن
projects
U
تصورکردن تصویر کردن
plotter
U
رسام که از قلمهای متحرک برای رسم تصویر روی کاغذ استفاده میکند
plotters
U
رسام که از قلمهای متحرک برای رسم تصویر روی کاغذ استفاده میکند
graphics
U
فایل که حاوی داده شرح تصویر است
graphics
U
روشی که داده شرح تصویر ذخیره میشود
colour
U
برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
colour
U
انتخاب رنگهایی که در حال حاضر در تصویر استفاده می شوند
colours
U
برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
colours
U
انتخاب رنگهایی که در حال حاضر در تصویر استفاده می شوند
realised
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realises
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realising
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realize
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realized
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizes
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizing
U
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
monitor
U
صفحه نمایش تصویر
monitored
U
صفحه نمایش تصویر
monitors
U
صفحه نمایش تصویر
palette
U
تصویر نمایش داده شده با استفاده از قالب نادرست و اثرات نامط لوب رنگها
palettes
U
تصویر نمایش داده شده با استفاده از قالب نادرست و اثرات نامط لوب رنگها
scanner
U
وسیله مبدل تصویر به سیگنال الکتریکی که قابل ذخیره سازی و نمایش در کامپیوتراست
scanner
U
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners
U
وسیله مبدل تصویر به سیگنال الکتریکی که قابل ذخیره سازی و نمایش در کامپیوتراست
scanners
U
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
crystal
U
صفحه چاپ شده که از یک چراغ قوی کنترل شده توسط کریستال مایع برای تولید تصویر در طبل حساس به عکس استفاده میشود
crystals
U
صفحه چاپ شده که از یک چراغ قوی کنترل شده توسط کریستال مایع برای تولید تصویر در طبل حساس به عکس استفاده میشود
background
U
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
backgrounds
U
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
clipboard
U
امکانی که هر نوع داده را موقتاگ ذخیره میکند مثل کلمه یا تصویر
clipboards
U
امکانی که هر نوع داده را موقتاگ ذخیره میکند مثل کلمه یا تصویر
crossbones
U
تصویر دو استخوان متقاطع درزیر جمجمه که نشان پرچم دزدان دریایی است
eraser
U
در یک برنامه گرافیک تابعی که به فضاهای تصویر اجازه پاک شدن میدهد و یا اینکه با رنگ شب صفحه یکسان شود
erasers
U
در یک برنامه گرافیک تابعی که به فضاهای تصویر اجازه پاک شدن میدهد و یا اینکه با رنگ شب صفحه یکسان شود
hidden
U
فرمول ریاضی که خط وط پنهان را از تصویر دو بعدی شی D پاک میکند
portrait
U
تصویر
portrait
U
تصویر کردن
portraits
U
تصویر
portraits
U
تصویر کردن
turtle
U
تصویر گرافیکی که توسط یک turtle و مجموعه دستوراتی ایجاد میشود
turtles
U
تصویر گرافیکی که توسط یک turtle و مجموعه دستوراتی ایجاد میشود
likeness
U
تصویر
likenesses
U
تصویر
degradation
U
کیفیت پایین سیگنال یا تصویر
image
U
تصویر
image
U
تصویر الکتریکی
image
U
تصویر ذهنی
image
[دو جدول تصویر که وسایل و فرآیندهای ورودی و خروجی را کنترل میکند.]
image
U
توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر با کیفیت خوب و بدون پرسش
image
[سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر]
image
[تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود.]
image
[تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص]
image
[برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر]
image
U
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
image
U
فشرده سایز داده یک تصویر
image
[فضایی در حافظه که برای ایجاد تصویر پیش از ارسال به صفحه نمایش به کار می رود.]
image
U
کپی از طرح یا تصویر اصلی
images
U
تصویر
images
U
تصویر الکتریکی
images
U
تصویر ذهنی
images
U
نقش کردن تصویر کردن نشان دادن تصویر
images
U
دو جدول تصویر که وسایل و فرآیندهای ورودی و خروجی را کنترل میکند
images
U
توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر با کیفیت خوب و بدون پرسش
images
U
سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر
images
U
تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود
Other Matches
crop
U
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
cropped
U
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
crops
U
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
tweening
U
محاسبه تصاویر میانی که از تصویر ابتدایی شروع تا تصویر دیگر برسد
picture
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictures
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictured
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
picturing
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
videoed
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
acrobats
U
که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
acrobat
U
که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
video
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videos
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videoing
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
flickers
U
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered
U
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flicker
U
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
spherization
U
جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
lossless compression
U
روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
autos
U
الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
refresh
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
auto
U
الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
refreshed
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshes
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
persistence
U
مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
hypertext
U
روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
pen drawing
U
تصویر خطی تصویر مدادی
tracings
U
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
tracing
U
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
orthographic
U
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
raster scan
U
ردیابی افقی محل تصویر پیمایش محل تصویر
image dissector tube
U
لامپ تجزیه کننده تصویر لامپ دیسکتور تصویر
image formation
U
تولید تصویر تصویر
scans
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scan
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scanned
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
projections
U
تصویر
projection
U
تصویر
portrayals
U
تصویر
icon
U
تصویر
skew
U
تصویر کج
afterimage
U
رد تصویر
picture
U
تصویر
vignettes
U
تصویر
vignette
U
تصویر
skews
U
تصویر کج
skewing
U
تصویر کج
pictures
U
تصویر
pictured
U
تصویر
portrayal
U
تصویر
picturing
U
تصویر
scenography
U
تصویر
grating
U
در تصویر
illustrations
U
تصویر
delineation
U
تصویر
illustration
U
تصویر
gratings
U
در تصویر
imagery
U
تصویر
icons
U
تصویر
ikons
U
تصویر
image line
U
خط تصویر
image distortion
U
اعوجاج تصویر
formed
U
تصویر وجه
form
U
تصویر وجه
macrograph
U
خط و تصویر درشت
image intensification
U
تقویت تصویر
effigy
U
تصویر برجسته
image potential
U
پتانسیل تصویر
image plate
U
الکترود تصویر
effigies
U
تصویر برجسته
image plane
U
سطح تصویر
image distance
U
عرض تصویر
image of interference
U
تصویر انترفرنس
image line
U
هدایت تصویر
image ray
U
شعاع تصویر
image inversion
U
برگردانی تصویر
image distortion
U
شکستگی تصویر
image impedance
U
امپدانس تصویر
image frequency
U
فرکانس تصویر
image field
U
میدان تصویر
image field
U
حوزه تصویر
image element
U
نقطه تصویر
mental image
U
تصویر ذهنی
mirror images
U
تصویر قرینه
image point
U
نقطه تصویر
hues
U
تصویر فاهر
mirror images
U
تصویر ایینهای
mirror image
تصویر آیینه ای
mirror image
U
تصویر قرینه
image drift
U
رانش تصویر
illustrations
U
تصویر عکس
image speard
U
انتشار تصویر
memory image
U
تصویر یاد
image formation
U
تصویر سازی
image focal point
U
کانون تصویر
forms
U
تصویر وجه
newman projection
U
تصویر نیومن
icons
U
پیکر تصویر
image reversal
U
واژگونی تصویر
image retention
U
ضبط تصویر
image response
U
پاسخ تصویر
image test
U
ازمایش تصویر
image resolution
U
تجزیه تصویر
hue
U
تصویر فاهر
holograms
U
تصویر سه بعدی
image detail
U
جزء تصویر
image registration
U
ترام تصویر
image speard
U
گسترش تصویر
image reversal
U
نقض تصویر
image reversal
U
برگشت تصویر
hologram
U
تصویر سه بعدی
image side
U
جهت تصویر
ikons
U
پیکر تصویر
image source
U
منبع تصویر
icon
U
پیکر تصویر
image space
U
فضای تصویر
image sharpness
U
ترام تصویر
image shift
U
جابجایی تصویر
image scale
U
مقیاس تصویر
image test
U
تست تصویر
image transformation
U
تبدیل تصویر
snapshots
U
تصویر لحظهای
image processing
U
پردازش تصویر
inverse video
U
تصویر وارون
portraiture
U
تصویر کردن
portray
U
تصویر کشیدن
portrayed
U
تصویر کشیدن
image deflection
U
انحراف تصویر
portrays
U
تصویر کشیدن
image coordinates
U
مختصات تصویر
snapshot
U
تصویر لحظهای
image quality
U
کیفیت تصویر
tearing
U
پارگی تصویر
image transmission
U
انتقال تصویر
image shape
U
کادر تصویر
image registration
U
ثبت تصویر
imageless thought
U
تفکر بی تصویر
image ray
U
پرتو تصویر
image ratio
U
نسبت تصویر
reverse image
U
تصویر وارونه
intermediate image
U
تصویر میانی
image processing
U
تصویر پردازی
noisy picture
U
تصویر همهمهای
aspect ratio
U
نسبت تصویر
folded picture
U
تصویر تا خورده
false stereo
U
تصویر خیالی
fair drawing
U
تصویر مناسب
ephod
U
بت یا تصویر صنم
image
U
تصویر کردن
element area
U
سازه تصویر
double
U
تصویر قرینه
affigy
U
تصویر برجسته
eidolon
U
تصویر خیالی
ghost signal
U
تصویر دوگانه
virtual image
U
تصویر مجازی
portraying
U
تصویر کشیدن
tablature
U
تصویر نقاشی
tear out
U
پارگی تصویر
anaglyph
U
تصویر ژرفانما
video generator
U
مولد تصویر
viewing screen
U
صفحه تصویر
sharp image
U
تصویر واضح
sharp picture
U
تصویر واضح
composite video
U
تصویر ترکیبی
direct video storage tube
U
نگاهدارنده تصویر
display image
U
نمای تصویر
documentary photography
U
تصویر روشن
clear picture
U
تصویر واضح
sharp picture
U
تصویر شفاف
clear picture
U
تصویر شفاف
body image
U
تصویر بدن
double image
U
تصویر مضاعف
card image
U
تصویر کارت
image formation
U
تصویر سازی
oblique projection
U
تصویر مورب
image cintraction
U
شکستگی تصویر
picture tube
U
لامپ تصویر
picture writing
U
تصویر نگاری
image cintraction
U
انقباض تصویر
image converter
U
مبدل تصویر
pix
U
تصویر یا تصویرها
pixel
U
سلول تصویر
image changer
U
مبدل تصویر
image carrier
U
حامل تصویر
projection of a point
U
تصویر نقطه
projection tube
U
لامپ تصویر
screen
U
صفحه تصویر
picture signal
U
سیگنال تصویر
picture signal
U
علامت تصویر
oblique projection
U
تصویر مایل
pencil drawing
U
تصویر مدادی
projections
U
افکنش تصویر
perspective projection
U
تصویر پرسپکتیوی
projection
U
افکنش تصویر
image control
U
کنترل تصویر
picture element
U
سازه تصویر
image contrast
U
کنتراست تصویر
picture element
U
عنصر تصویر
picture frequency
U
بسامد تصویر
picture frequency
U
فرکانس تصویر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com